 از سوره‌های مدنی یافت می‌شود که در آن از منافقان ذکر نشده باشد و این بیانگر آن است که این حرکت در دوران مدنی به طور گسترده وجود داشته است؛ گرچه بعداز گذشت نیمی از دوران مدنی رو به ضعف گرایید.(2) 
آیه‌های مدنی همچنان به سخن از عظمت خدا و حقیقت جهان هستی و تشویق به بهشت و ترساندن از جهنم ادامه می‌داد و احکام را برای تربیت امت و تحکیم پایه‌های دولتی که نشر دعوت خدا را بین تمام جوامع بشری برعهده خواهد گرفت و در راه خدا جهاد خواهد کرد، مقرر نمود.
مسیر علمی امت نیز با تحول مراحل دعوت و ساخته شدن جامعه و تأسیس دولت متحول می‌شد و قرآن نیز اهمیت علم و عالمان را بیان نموده است و رسول خدا نیز در احادیثی از مقام شامخ علم و علما سخن گفته است و کتابهای حدیث بابهای ویژه‌ای در مورد فضیلت علم گشوده‌اند.
امت یقین کرده بود که علم و دانش از مهم‌ترین لوازم رسیدن به قدرت است؛ چراکه امکان ندارد خداوند به امت جاهلی که از کاروان علم بازمانده است، قدرت بدهد. با تلاوت و تدبر در قرآن به وضوح این مسئله روشن خواهد شد که قرآن سرشار از آیاتی است که جایگاه علم را بیان می‌کند و به طلب علم و تحصیل آن تشویق می‌نماید. قرآن، علم را مقابل کفر قرار می‌دهد(3) ؛ چراکه کفر جهالت و گمراهی است و فرموده است: 
(قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ) (زمر، 9)
«بگو آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابر و یکسانند تنها خردمندان پند و اندرز می‌گیرند.»
و تنها چیزی که خداوند به پیامبرش دستور داد که از آن زیاد بخواهد، علم است. خداوند می‌فرماید: 
(قُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا) (طه، 114)
«بگو پروردگارا، بر دانشم بیفزا.»
و اولین ویژگی که خداوند آدم را به سبب آن از سایر موجودات خود ممتاز گردانید، علم بود؛ چنانکه می‌فرماید: 
(وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِينَ) (بقره، 31)
«سپس به آدم نامهای همه را آموخت؛ سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را برشمارید.»
پیامبر اکرم (ص) به برنامة تربیتی خود برای تعلیم و تربیت اصحاب و یارانش و اینکه خدا را به آنها یادآوری نماید، ادامه می‌داد و آنان را بر انجام کارهای خوب اخلاقی تحریک می‌کرد و امور مهم و دقیق شریعت و احکام آن را برای یارانش چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی توضیح می‌داد. آن حضرت ثروت هنگفتی از شیوه‌های تربیتی خود در تربیت و تعلیم به جا گذاشته است که از جمله این شیوه‌ها و مبادی بزرگ و مفید می‌توان به امور ذیل اشاره کرد: (4) 

1- تکرار سخن
تکرار سخن به حفظ کردن مطالب و فهم سخن کمک می‌کند. بنابراین، معمولاً رسول خدا سعی می‌کرد سخنان خود را به صورت تکراری بیان نماید؛ چنانکه انس بن مالک می‌گوید: «رسول خدا، وقتی سخنی را به زبان می‌آورد، سه بار آن را تکرار می‌کرد تا سخنش فهمیده شود.»(5) 
2- آهسته و شمرده شمرده حرف زدن
آن حضرت در خطبه و سخن گفتن، شتاب نمی‌ورزید و آرام و آرام و شمرده شمرده سخن می‌گفت تا حفظ کردن آنچه می‌گوید، آسان باشد و به هنگام نقل سخن، تحریف و تغییری صورت نگیرد(6) . همچنین از عروة بن زبیر روایت است که روزی عایشه به او گفت: «آیا از ابوهریره تعجب نمی‌نمایی؛ چراکه او لحظاتی قبل در کنار حجره‌ام، حدیثی را از رسول خدا نقل می‌کرد، من مشغول نماز بودم که او رفت و اگر نه به او می‌گفتم که رسول خدا این گونه بی‌وقفه سخن نمی‌گفت.»(7) 
3- میانه‌‌روی در سخن گفتن و انتخاب وقت مناسب
آن حضرت در تعلیم و مقدار و نوع و وقت درس و سخن خود، میانه‌روی می‌کرد تا موجبات خستگی یارانش فراهم نگردد و برای حفظ کردن مطلب گفته شده، نشاط داشته باشد و بتوانند آنها را بفهمند ودرک کنند؛ چنانکه ابن مسعود می‌گوید: پیامبر اکرم(ص) در موعظه‌ای که روزها برای ما می‌گفت، رعایت ما را می‌کرد؛ چون دوست نداشت ما خسته شویم.(8) 
4- مثال زدن
مسائل و مفاهیم گوناگون را با مثال بیان نمودن، اثر به سزایی در رساندن معنی سخن به عقل و دل دارد؛ چون مثال امری معنوی را به صورتی محسوس ارائه می‌دهد و آن را به واقعیت ربط می‌دهد و به ذهن نزدیک می‌کند. گذشته از اینکه مثال با صورتهای مختلف آن دارای بلاغت و شیوایی است که بر دلها تأثیر می‌گذارد و عقلها را به ویژه عقلهای انسانهای بلیغ و شیوا را مجذوب و شیفتة خود می‌نماید. بنابراین، قرآن نیز برای فهم موضوعات و مطالب دور از ذهن بیان داشته است؛ چنانکه می‌فرماید: 
(وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ) (عنکبوت، 43)
«اینها مثالهایی هستند که ما برای مردم می‌زنیم و جز فرزانگان آن را نمی‌فهمند.»
همچنین خداوند می‌فرماید: 
(لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَکَّرُونَ) (حشر، 21)
«اگر ما این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم، کوه را از ترس خدا کرنش کنان و شکافته می‌دیدی. ما این مثالها را برای مردمان بیان می‌داریم، شاید که ایشان بیندیشند.»
آیه‌های دیگری نیز براساس و اسلوب مثال وجود دارد و پیامبر اکرم (ص) نیز بر همین شیوه و اسلوب به ایراد سخن می‌پرداخت و مثالهای زیادی بیان می‌نمود؛ چنانکه ابن عمر می‌گوید: «من از پیامبر اکرم (ص) حدود هزار مثال به خاطر سپرده‌ام.»(9) 
کتابهای متعددی نیز دربارة مثالها در حدیث نبوی تألیف شده است که از قدیمی‌ترین آنها کتاب امثال الحدیث اثر قاضی ابی محمد حسن بن عبدالرحمان بن خلاد رامهرمزی متولد سال 360 هجری می‌باشد.(10) 
5- طرح سؤال و پرسش
طرح سؤال از وسیله‌های تربیتی مهمی است که بین پرسشگر و شنونده ارتباطی قوی برقرار می‌نماید و موجب شکوفایی ذهن را فراهم می‌آورد و شنونده را وادار به پاسخ دادن می‌نماید و حالتی با نشاط و ذهنی پویا ایجاد می‌نماید. بنابراین، پیامبر اکرم(ص) درموارد متعددی برای تعلیم اصحاب از پرسش و سؤال استفاده می‌نمود؛ چراکه این شیوه اثر بزرگی در بهتر فهمیدن و حفظ کردن مطالب داشت و گاهی پیامبر اکرم(ص) سؤال را فقط برای این مطرح می‌کرد که آنها را برانگیزد و تشویق نماید و آگاهشان کند و در این صورت اغلب سؤالات با صیغة تنبیه (الا) (هان) مطرح می‌شد؛ چنانکه ابوهریره می‌گوید: پیامبر اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! آیا شما را به چیزی راهنمایی نکنم که گناهان به وسیلة آن محو می‌شوند و از بین می‌روند و درجات شما به وسیلة آن بالا می‌روند؟ گفتند: بلی. فرمود: وضو را کامل ساختن به هنگام دشواریها و زیاد گام زدن به سوی مساجد و در انتظار نماز بودن پس از ادای هر نماز. این است سنگر و پیوستگی، این است سنگر و پیوستگی، 