نسبت به فرزندش مهربان‌تر است.»(30) 
رسول خدا با دیدن آن صحنة مهرانگیز، فوراً توجه اصحابش را به مهر خداوند با بندگانش جلب نمود.(31) 
دوم: اخلاق صحابه هنگام گوش فرا دادن به سخنان پیامبر اکرم (ص) : کوشش و تلاش اصحاب و یاران رسول خدا و پایبندی آنان به آداب و اصول تأثیری مهم در خوب حفظ کردن و کنترل دقیق و توانایی آنها در رساندن دعوت خدا به مردم ایفا نمود که از جمله این آداب و اصول می‌توان به خصلتهای ذیل اشاره کرد: 
1- سکوت کامل و گوش فرادادن
جایگاه پیامبر خدا (ص) نزد اصحاب، بزرگ‌تر از آن بود که هنگام سخنرانی وی، به بیهوده کاری بپردازند و یا به سخنان او گوش فرا ندهند و به چیزی دیگر مشغول شوند و یا صدای خود را در حضور او بلند کنند؛ بلکه آنها با جان و دل به او گوش فرا می‌دادند و حافظه خود را آماده و حواسشان را جمع می‌کردند؛ چنانکه علی بن ابی‌طالب در مورد سیرت آن حضرت و همنشینانش می‌گوید: «هرگاه ایشان سخن می‌گفت همنشینانش، سرهایشان را پایین می‌انداختند گویا بر سرهای آنها پرنده نشسته است و بعد از اینکه ساکت می‌شد، سخن می‌گفتند.»(32) 
2- ترک جر و بحث و قطع نکردن کلام گوینده
فراهم نمودن چنین جوی در جلسه‌های مربوط به تعلیم و تعلم علاوه بر اینکه بیانگر مؤدب بودن افراد آن جلسه می‌باشد، آرامش خاطر سایر شرکت‌کنندگان را فراهم می‌آورد و به فهم و یادگیری مطالب، کمک می‌کند؛ چنانکه علی بن ابی‌طالب می‌گوید: «در میان سخنان یکدیگر نمی‌پریدند و غوغا نمی‌کردند و وقتی یکی از آنان سخن می‌گفت، دیگران ساکت بودند و به سخنان او گوش می‌دادند تا حرفش تمام می‌گردید(33) .» یعنی هر کس از آنها که سخن را آغاز می‌کرد، بقیه ساکت می‌شدند و سخن او را قطع نمی‌کردند و با او به کشمکش نمی‌پرداختند، بدین وسیله مجلس بر وقار و متانت خود باقی می‌ماند و صدای هر یک از حاضران تشخیص داده می‌شد و کوچک‌ترین تشویشی به وجود نمی‌آمد.(34) 
3- پیامبر اکرم (ص) مرجعی برای حل مشکلات اصحاب رسول خدا (ص)، با کمال تقدیر و احترام به ایشان، درمراجعه برای توضیح آنچه در آن به اشکالی برخورد می‌کردند، تردیدی به خود راه نمی‌دادند و شکی نیست که این مراجعه به فهم کامل و حضور ذهن کمک می‌کرد. از جمله این موارد حدیث حفصه(رض) است که می‌‌گوید: از رسول خدا(ص) پرسیدم: ای پیامبر خدا (ص)! مگر خداوند نگفته است: 
(وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا) (مریم، 71)
«همه شما وارد دوزخ می‌شوید؛ این امری حتمی و فرمانی است قطعی از پروردگارتان.»
فرمود: مگر از خداوند نشنیده‌ای که خداوند می‌گوید: 
(ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا) (مریم، 72)
«سپس پرهیزگاران را نجات می‌دهیم و ستمگران را ذلیلانه در آن رها می‌سازیم.»(35) 
و از آن جمله حدیث جابر بن عبدالله است که از عبدالله بن انیس(رض)  روایت می‌کند که می‌گوید: از پیامبر خدا شنیدم که می‌فرمود: «خداوند بندگان، یا فرمود مردم را، برهنه و ختنه ناشده حشر می‌گرداند؛ سپس آنها را صدا می‌زند. صدایی که همه آن را یکسان می‌شنوند، آن گاه می‌گوید: «منم پادشاه و داور روز جزا.»
هیچ کس از اهل بهشت را نسزد که وارد بهشت شود و هیچ کس از اهل جهنم را نسزد که وارد جهنم شود؛ در حالی که حق کسی بر گردن اوست و یا بر کسی ستمی روا داشته است تا آنکه او را قصاص کنم؛ حتی اگر به کسی سیلی زده باشد. راوی می‌گوید: پرسیدیم چگونه برهنه و ختنه ناشده خواهیم آمد؟ فرمود: «با بار گناهان یا نیکیها.»
آن گاه رسول خدا، این آیه را تلاوت کرد: 
(الْيَوْمَ تُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ) (غافر، 17)
«امروز هر کسی در برابر کاری که کرده است، جزا و سزا داده می‌شود. هیچ گونه ستمی امروز وجود نخواهد داشت. بی‌گمان خداوند سریع الحساب است.»
و این گونه اصحاب مسائل و مشکلات خود را با پیامبر اکرم (ص) در میان می‌گذاشتند تا آن را بفهمند و هر آنچه فهم آن برایشان دشوار بود، از پیامبر اکرم (ص) می‌خواستند آن را توضیح دهد و این مناقشه و تکرار اثر بزرگی در فهمیدن و حفظ کردن مطالب داشت.(37) 
4- یادآوری احادیث
اصحاب و یاران رسول خدا(ص)  با شنیدن کلامی از پیامبر اکرم(ص)  و یا آموختن علمی از ایشان، آن را به یکدیگر یادآوری می‌کردند و به تکرار آن می‌پرداختند تا آن را خوب حفظ کنند؛ چراکه فراگیری کامل و حفظ مطلب، عمل کردن به آن را تقویت می‌نماید. از انس بن مالک(رض)  روایت است که می‌گوید: «ما نزد پیامبر اکرم (ص) می‌نشستیم و از ایشان حدیث می‌شنیدیم؛ وقتی آن مجلس را ترک می‌نمودیم، به تکرار و مذاکره می‌پرداختیم تا آن را کاملاً حفظ می‌نمودیم.»(38) 
5- سؤال در جهت کسب علم و عمل به آن(39) 
اصحاب به قصد کسب علم و عمل کردن به آن، از رسول خدا سؤال می‌کردند و بیهوده و برای سرگرمی چیزی نمی‌پرسیدند؛ البته رسول خدا (ص) نیز کسی نبود که به پرسشهای بیهوده پاسخ بدهد؛ چنانکه سهل بن سعد ساعدی می‌گوید: «پیامبر اکرم (ص) پرسیدن سؤالهای زیاد را دوست نداشت و آن را عیب می‌شمرد.»(40) 
نووی می‌گوید: «منظور پرسشهایی است که نیازی به آن احساس نمی‌گردد و باعث هتک حرمت مسلمانی باشند یا باعث اشاعة عملی ناروا گردند. علما معتقدند: اگر واقعاً از مواردی سؤال گردد که در امور دین به آنها نیازی احساس می‌گردد و یا در آینده این مسائل مطرح خواهد گردید، پرسیدن این گونه سؤالها اشکالی ندارد.»(41) 
6- سختگیری نمودن و نپرسیدن از متشابه
پیامبر اکرم (ص) اصحاب و یاران خود را از این امر بر حذر می‌داشت و وعیدهای سختی برای یاوه گویان و سختگیران بیان می‌نمود و مردم را از همنشینی با چنین کسانی باز می‌داشت؛ چنانکه عایشه می‌گوید: رسول خدا (ص) در چنین مواقعی این آیه را تلاوت نمود: 
(هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ) (آل عمران، 7)
«او است که کتاب را بر تو نازل کرده است. بخشی از آن، آیه‌های محکمات است. آنها اصل و اساس این کتاب هستند و بخشی از آن آیه‌های متشابهات است و اما کسانی که در دلهایشان کژی است، برای فتنه‌‌انگیزی و تأویل به دنبال متشابهات می‌افتند در حالی که تأویل آنها را جز خدا نمی‌داند و راسخان در دانش می‌گویند ما به همة آنها ایمان داریم؛ همه از سوی خدای ما است. جز صاحبان عقل متذکر نمی‌شوند.»
پیامبر اکرم (ص) در مورد این افراد می‌فرماید: «کسانی که متشابهات را دنبال می‌کنند، اینها کسان