د متعال نیز فضیلت تمسک به عبادت الهی را با وجود اذیت و شکنجه و همچنین پاداش صبر بر آن را چنین بیان کرده است:
(أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ(9) قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ(10)) (زمر، 9 - 10)
«(آیا چنین شخص مشرکی که بیان کردیم بهتر است) یا کسی که در اوقات شب سجده‌کنان و ایستاده به طاعت و عبادت مشغول می‌شود و (خویشتن را) از عذاب آخرت به دور می‌دارد و رحمت پروردگار خود را خواستار می‌گردد؟ بگو: آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابر و یکسانند؟ (هرگز) تنها خردمندان پند و اندرز می‌گیرند. بگو: ای بندگان مؤمن من، از پروردگارتان بپرهیزید. کسانی که نیکی کنند در همین جهان بدیشان نیکی می‌شود. زمین خداوند وسیع و فراخ است، قطعاً به شکیبایان اجر و پاداششان به تمام و کمال و بدون حساب داده می‌شود.»
قرآن کریم با روشهای متعدد، سختیها و دشواریهای راه دعوت را برای اصحاب آسان می‌نمود و از رنجهای آنان می‌کاست و از آنها دفاع می‌کرد و آنان را برای مقابله با جنگ روانی بر می‌انگیخت و به دلیل این اسلوب حکیمانة قرآن بود که دسیسه‌ها و شکنجه‌های آنان، در دلهای آنان اثر نمی‌گذاشت. آری، همة روشها و نقشه‌های مشرکان در راه مبارزه با پیامبر اکرم (ص) و اصحابش در برابر عقیدة درست و برنامة سالمی که با دلهای مسلمانان صدر اسلام در آمیخته بود، نابود گردید و از بین رفت.
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) الحرب النفیسه ضد الاسلام،ص 269.
2) همان، ص 270-271.
3) الحرب النفسیه ضد الاسلام، ص 270-271.
4) همان، ص 271.
5) السیرة النبویه الصحیحه، ج 1، ص 167.
6) تفسیر ابن عطیه، ج 1، ص 316 - القاسمی، ج 7، ص 54.وقتی شیوه‌های گوناگون مشرکان برای از بین بردن اثر دعوت پیامبر اکرم(ص)  اثری نبخشید، آنان از آگاه‌ترین فرد نسبت به فن جادوگری و کهانت و شعرگویی دعوت نمودند تا نزد پیامبر اکرم (ص) برود و با او سخن بگوید و پاسخ او را بشنود؛ چرا که آنان معتقد بودند پیامبر اکرم (ص) جماعت آنان را پراکنده نموده و دین آنان را مورد نقد قرار داده است. آنان عتبه بن ربیعه را نزد پیامبر اکرم(ص)  فرستادند. عتبه نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و گفت: ای محمد! تو بهتری یا عبدالمطلب؟ پیامبر اکرم (ص) سکوت اختیار نمود.
گفت: اگر گمان می‌کنی که اینها از تو بهتراند، پس اینها خدایانی را پرستیده‌اند که تو بر آنها خرده می‌گیری و اگر گمان می‌کنی که تو از آنها بهتر هستی، پس سخن بگو تا گفته‌ات را بشنویم؛ چرا که کسی را سراغ نداریم که بیشتر از تو موجبات بدبختی قومش را فراهم آورده باشد. تو گروه ما را پراکنده‌ کرده‌ای و ما دچار تشتت نموده‌ای و بر دین ما خرده و عیب گرفته‌ای و در میان عربها ما را رسوا نموده‌ای تا جایی که شایع شده است : در قریش کاهنی ظهور کرده است. به خدا سوگند چیزی باقی نمانده است که ما با شمشیر در مقابل هم قرار بگیریم و یکدیگر را نابود کنیم.
ای مرد! اگر فقیر و ناداری، برای تو از اموال خود جمع‌آوری می‌کنیم تا اینکه ثروتمندترین مرد قریش گردی و اگر نیاز به زن دارید هر کدام از زنان قریش را که می‌خواهی انتخاب کن. ده تا را به ازدواج تو در می‌آوریم. آن گاه پیامبر اکرم (ص) فرمود: آیا حرفهای تو تمام شده است؟ گفت: بلی. پیامبر خدا این آیه‌ها را تلاوت نمود:
(حم(1) تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ(2) کِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ(3)) (فصلت، 1- 3)
تا اینکه به اینجا رسید که
(فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُکُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ) (فصلت، 13)
«این کتابی است که از طرف خداوند بخشایشگر مهرورز نازل شده است. کتابی است که آیه‌های آن تفصیل و تبیین شده است (یعنی) قرآن که به زبان عربی است، برای قومی که اهل دانش باشند، آمده است؛ اگر رویگردان شدند بگو شما را از صاعقه‌ای همچون صاعقه عاد و ثمود می‌ترسانم.»
عتبه بعد از اتمام سخنان پیامبر اکرم (ص) نزد قریش برگشت. آنها وقتی نتیجة این گفتگو را از او پرسیدند، گفت: هیچ چیزی را که فکر می‌کردم شما به او می‌گویید، نگذاشتم مگر اینکه به او گفتم. گفتند: پاسخ تو را داد؟ گفت: بلی(1). 
و در روایتی از ابن اسحاق آمده است: وقتی عتبه نزد آنها نشست گفتند: چه خبر داری ای ابا ولید! گفت: به خدا سوگند گفته‌ای شنیدم که هرگز مانند آن را نشنیده‌ام. سخنانش شعر و جادو و کهانت نیست ... ای گروه قریش از من اطاعت کنید و به این مرد اجازه دهید تا به کار خویش ادامه دهد. به خدا سوگند سخنی که من از او شنیدم، خبر بزرگی خواهد داشت. اگر عرب بر او چیره شوند، شما توسط دیگران از شر او راحت می‌شوید و اگر او بر عربها پیروز شود، پادشاهی و قدرت او برای شماست و شما به وسیلة او خوشبخت‌ترین مردم خواهید بود.گفتند به خدا سوگند که تو را با زبانش جادو کرده است. گفت: این رأی من است و شما نیز هر عملی که دوست دارید؛ انجام دهید.»(2) 
--------------------------------------------------------------------------------
1) البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 3، ص 68-69.
2) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 1، ص 294.پیش از طلوع فجر اسلام، انسان پست‌ترین دوران اقتصادی و سیاسی و اجتماعی تاریخ خود را پشت سر می‌گذاشت و از هرج و مرج فراگیر در تمام امور زندگی رنج می‌برد؛ چراکه روش جاهلی، بر عقاید و افکار، حاکم بود و بارزترین نشانه‌های آن؛ یعنی، جهالت و هواپرستی و بی‌بندوباری و فساد و تکبر و ظلم و خشونت، بر مردم، مسلط شده بود(1). 
ادیان آسمانی، تأثیری بر زندگی مردم نداشتند و به سبب تحریف و دگرگونی، اهمیت خود را به عنوان پیام الهی به مردم، از دست می‌دادند و افراد مذهبی و دینی درگیر کشمکشهای عقیدتی بودند که ورود افکار خود ساخته انسانی و ایدئولوژیهای فاسد، در این ادیان به وجود آورده بود. این کشمکشها چنان شدت یافته بود که منجر به جنگهای خونینی میان مردان مذهبی شد. کسانی که از تحریف و تغییر دین، خودداری می‌نمودند بسیار اندک بودند؛ آنها به امید نجات خود و به علت ناامید شدن از دیگران برای اصلاح جامعه، به عزلت و گوشه‌نشینی پناه برده بودند. فساد، در میان تمام قشرهای جامعه و در تمام زمینه‌های زندگی آنان رواج پیدا کرده بود. مردم از نظر اعتقادی یا مرتد شده بودند یا اصلاً دین را نمی‌پذیرفتند یا اینکه به تحریف ادیان آسمانی می‌پرداختند و در وضع قوانین، شریعت خدا را نادیده می‌گرفتند و قوانینی وضع می‌کردند که با عقل و فطرت سازگار نبود و وضع چنین قوانینی با قوانین الهی مغایرت داشت.
رهبران ملت 