موجود در اين ماجرا</a></body></html>1- يكي از نتایج مهم جنگ بدر، آشکار شدن قدرت و شوكت مسلمانان بود كه از این تاریخ، در مدينه و اطراف آن از رعب و هيبت خاصي برخوردار گرديدند و کسانی كه قصد حمله به مدينه را داشتند، قبل از وارد شدن در ميدان عمل، توان رزمي مسلمانان را بايد مد نظر مي‌داشتند.
از آن به بعد جايگاه رسول خدا (ص) در مدينه تقويت گرديد و ستارة اسلام درخشيدن گرفت و كساني كه در دعوت جديد دچار شك و ترديد بودند و مشرکان مدينه که جرأت آشكار ساختن كفر خود را نداشتند، حركت نفاق و توطئه را ساماندهی و رهبری نمودند و افرادي در مجلس رسول خدا (ص) اسلام را اظهار مي‌نمودند و در صف مسلمانان قرار مي‌گرفتند، اما در باطن همچنان كافر بودند؛ يعني، نه تعالیم اسلام را پذیرفته بودند و نه در اعمال کفرآمیز خود اصرار می‌ورزیدند.
خداوند در مورد اين افراد مي‌فرمايد:
(مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِکَ لاَ إِلَى هَؤُلاء وَلاَ إِلَى هَؤُلاء وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً) (نساء، 143)
«متردد بودند، نه در صف مسلمانان و نه در صف كفار بودند و كسي را كه خدا گمراه نمايد، براي او راه نجاتي نيست.»
خداوند نیز به خاطر همين موضعگيري دوگانة آنان، عملكرد آنها را نكوهش كرده است و آيات، پرده از نيات خبيثشان برداشته و آنها را به عذابهاي سختي تهديد نموده است:
(إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْکِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ) (نساء، 145)
«منافقين در طبقة پائين دوزخ خواهند بود.»
يكي ديگر از نتایج جنگ بدر، افزایش اعتماد مسلمانان به ذات باری‌تعالي و رسول گرامي وي و تقويت بنيه  ايمان آنها و گرويدن تعداد زيادي از مشركان قريش به اسلام بود كه اين امر موجب تقویت روحيه مسلمانان مستضعف در مكه گرديد و آنان نيز به نصرتهاي الهي اميدوار گردیدند و دلهايشان آرام گرفت و مطمئن شدند كه طلوع سپيده‌ دم پيروزي نزديك است و بدين ترتيب ايمان و عقيدة آنان مستحکم‌تر و استوارتر گرديد.
علاوه بر موارد ذکر شده مسلمانان نیز به مهارتهاي نظامي و شيوه‌هاي جديد جنگي و شهرت وسيع چه در داخل شبه‌جزيره و چه در خارج آن دست يافتند؛ زيرا آنان به قدرتي تبدیل شده بودند كه عربها از آن حساب مي‌بردند و نه تنها قريش را تهديد مي‌كردند؛ بلكه بزرگان تمام قبایل نقاط مختلف از آنها احساس خطر مي‌نمودند و غنایم هنگفتی که مسلمانان از جنگ بدر کسب نمودند و موجب رشد و بهبود وضعیت اقتصادی آنان گردیده بود، در این مورد سهمی به‌سزا ایفا نمود(1). 
2- از طرفي دیگر قريش نیز متحمل خسارتهاي سنگيني گرديد و علاوه بر هلاكت رسيدن افرادي مانند ابي جهل بن هشام، اميه بن خلف، عتبه بن ربيعه و ديگران كه رهبران كفر و شرك و قوي‌ترين و شجاع‌ترين افراد قريش بودند، دچار خسارتهاي ديگري نيز گرديدند؛ چرا كه از آن به بعد، مدينه به کانونی تبدیل شده بود که نه تنها تجارت قريش را تهديد می‌نمود؛ بلكه سيادت و نفوذ قريش در سرتاسر حجاز را نیز تهديد مي‌نمود(2)  به هيمن دليل خبر شكست قريشيان براي مردم مكه امری باورکردنی نبود و چون صاعقه‌اي بر آنان فرود آمد.
ابن‌اسحاق مي‌گويد: اولين كسي كه خبر شكست قريش را به مردم مكه رساند، حسیمان بن عبدالله خزاعي بود. مكيها از وي سؤال كردند چه خبر داري؟ گفت: عقبه بن ربيعه، شيبه بن ربيعه، ابوالحكم بن هشام، اميه بن خلف، زمعه بن اسود و ابوالبختري بن هشام، همگي كشته شدند. از او پرسيدند كه صفوان در چه حالي است؟
گفت: صفوان آنجا در خانه نشسته‌ است. به خدا سوگند! من، پدر و برادرش را ديدم كه چگونه كشته مي‌شدند(3).  
همچنين ابورافع، غلام رسول خدا (ص)، رسيدن خبر شكست قريش به ابولهب را اين گونه بيان مي‌كند:
من، نزد عباس بن عبدالمطلب بودم. اسلام، به تمامی خانه‌ها سرایت کرده بود. من و ام‌الفضل مسلمان شده بوديم. اما عباس، اسلامش را پنهان مي‌نمود؛ چراکه او داراي اموال زيادي بود كه در ميان اقوامش پراكنده بود. ابولهب در جنگ شركت نكرد و كسي ديگر را به جاي خود فرستاد. وقتي كه خبر هلاكت قريشيان در بدر به ما رسيد، ابولهب سرافكنده و رسوا گرديد و ما احساس قدرت و عزت نموديم.
ابورافع مي‌گويد: من انساني ضعيف بودم و به تراشيدن و درست كردن تير اشتغال داشتم. به کارم مشغول بودم و «ام الفضل» نيز نزد من بود و از خبر جديد بسیار خوشحال بوديم كه ناگهان ابولهب آمد و به مشكل، پاهايش را حركت مي‌داد تا اينكه نزديك ما نشست. ناگهان مردم گفتند: ابوسفيان بن حارث آمد. ابولهب گفت: حتماً خبرهاي جديد داري. لطفاً برايمان بگو! ابورافع مي‌گويد: ابوسفيان، جلوي ابولهب نشست و در حالي كه سایر مردم ايستاده و اطرافشان حلقه زده بودند گفت: به خدا سوگند! به محض اينكه با قوم روبرو شديم، خودمان را در اختيار آنها قرار داديم و آنها، ما را به هر طرف مي‌راندند، مي‌كشتند و اسير مي‌كردند. به خدا! من افراد خود را ملامت نمي‌كنم؛ زيرا ما با جنگجوياني سفيدپوش و سوار بر اسبهاي سفيد و سياه در بين آسمان و زمين روبرو شديم؛ به خدا كسي در برابر آنها توان ايستادگي نداشت.
ابورافع مي‌گويد: من سرم را بلند نمودم و گفتم:‌ به خدا سوگند! آنها فرشتگان الهي بوده‌اند. ابولهب، دستش را بلند كرد و سيلي محكمي به صورتم زد. من با وي گلاويز شدم، اما او مرا به زمين خواباند و در حالی که مرا کتک می‌زد، در اين هنگام«ام‌الفضل» چوب خيمه را كشيد و با ضربه‌اي محكم، سرش را شكافت و گفت: چون آقايش نيست، بر وي زور مي‌گویي؟
ابولهب با ذلت از آنجا رفت و بعد از هفت شبانه روز بر اثر بيماریي شبيه طاعون مرد(4). 
ام‌الفضل بن الحارث، همسر عباس بن عبدالمطلب و خواهر ام‌المؤمنين، ميمونه، و خالة خالد بن وليد بود. وي اولين زني بود كه بعد از خديجه رضی ‌الله عنها اسلام آورد(5). 
شكي نيست كه جنگ بدر براي مشركان مكه حامل پيامدهاي بد و طاقت‌فرسايي بود. تا آنجا كه ابولهب بر اثر آن، وفات نمود.
يكي از پسران ابوسفیان كشته گردید و يكي دیگر به اسارت درآمد و هيچ خانه‌اي در مكه نبود كه بر اثر از دست دادن یکی از عزیزان خود عزادار نباشد بنابراین طبيعي بود كه آتش انتقام در قلب تك‌تك قريشيان، شعله مي‌كشيد تا جایي كه برخي غسل كردن را بر خود حرام قرار داده بودند تا مادام كه انتقام خون بزرگان و سرداران خود را نگرفته‌اند و بالاخره، جنگ احد فرا رسيد و زمينة انتقام فراهم شد(6). 
3- يهوديان نيز از اينكه مسلمانان در بدر پيروز شدند و قدرتشان  نمايان گرديد و اسلام بر دين آنها غالب مي‌شد و مقام و جایگاه رسول خدا (ص) افزوده گردیده بود، نگران و آشفته خاطر شده بودند. به همين دليل تصميم گرفتند تا تعهدي را كه با پيامبر اکرم(ص) در بدو ورودش به مدينه بسته بودند، بشكنند و دشمني خود را آشكار سازند. بنابراين، به طرح دسيسه و توطئه عليه اسلام و مسلمانان پرداختند و در اين راستا از هيچ وسيلة ممكن، دريغ نورزيدند(7) . البته رسول خدا (ص) نيز از كنترل حركات آنان غافل نبود تا اين