 گرفتن کودک حلیمه نمایان گردید که قبل از آن بر اثر گریة زیاد، خواب را از چشمان مادرش گرفته بود. 
ب – این برکتها نوعی بزرگداشت پیامبر اکرم(ص)  توسط خداوند بود و خانه حلیمه سعدیه که افتخار شیردهی او را داشت، به سبب او مورد اکرام قرار گرفت و این مسئله امری غیرمنتظره نیست.(2) 
حکمت این برکت این بود که تا اهل آن خانه، این کودک را دوست و گرامی بدارند و با او مهربانی نمایند و در تربیت و پرورش او کوتاهی نکنند؛ چنانکه آنها محمد را حتی از فرزندان خود، بیشتر دوست داشتند.(3) 
ج – چیزی را که خدا انتخاب نماید، بهتر و با برکت است: خداوند این کودک یتیم را برای حلیمه انتخاب کرد و حلیمه او را با بی‌میلی تحویل گرفت؛ چون کودک دیگری غیر از او نیافته بود و نتیجه‌های این خیر در ابتدای تحویل گرفتن او آشکار شد و این درسی است برای هر مسلمان تا قلبش به تقدیر و انتخاب الهی آرام بگیرد و مطمئن شود و به آن راضی گردد و بر گذشته و بر آنچه خداوند مقدر نکرده است، پشیمان نشود.
د – اثر بیابان در سلامتی جسم و صفای وجود و هشیاری عقلها: شیخ محمد غزالی رحمه الله می‌گوید : پرورش یافتن کودکان در بیابان برای این بود که در آغوش طبیعت رشد کنند و از محیطی آزاد بهره‌مند گردند و به تزکیه فطری و رشد اعضاء و احساسات و آزادی افکار و عواطف برسند. متأسفانه فرزندان ما در مجتمع‌های مسکونی وخانه‌های به هم چسبیده که گویا جعبه‌ای است که دروازه‌اش به روی کسانی که در آن هستند بسته شده است، زندگی می‌کنند و این آپارتمانها آنها را از لذت تنفس هوای عمیق و روح بخش محروم کرده است.
بی‌تردید پریشانی روان و ناراحتیهای عصبی که با تمدن جدید همراه است به خاطر دوری از طبیعت و غرق شدن در امور صنعتی است. توجه و روی آوردن اهل مکه به بیابان وصحرا تا میدانهای وسیع آن جولانگاه ایام کودکی آنان باشد را تقدیر می‌کنیم. بسیاری از مربیان و صاحب نظران می‌گویند: ای کاش دامان طبیعت اولین مدرسه کودکان قرار می‌گرفت تا تواناییهای فکری و قوای ذهنی آنان با حقایق هستی سازگار و هماهنگ می‌شد، ولی این آرزویی است که محقق شدن آن در عصر حاضر، مشکل به نظر می‌رسد.(4) 
پیامبر اکرم (ص) در بادیه بنی سعد زبان فصیح عربی را آموخت و از فصیح‌ترین مردم شد و هنگامی که ابوبکر  به او گفت: من کسی را از تو فصیح‌تر ندیده‌‌ام، فرمود: آری من قریشی هستم و در قبیلة بنی‌سعد شیر خورده‌ام.(5) 
حادثة شق صدر که برای پیامبر در زمانی که در میان خیمه‌های بنی‌سعد زندگی می‌کردرخ داد، از مقدمات نبوت و از دلائلی است که بیانگر انتخاب وی برای مأموریت مهمی است.(6) 
امام مسلم در صحیح خود، حادثه شق صدر را که در کودکی پیامبر اکرم (ص) رخ داده است از انس بن مالک چنین روایت می‌کند: «جبرئیل نزد پیامبر آمد در حالی که او با بچه‌ها بازی می‌کرد. او را گرفت و بر زمین خواباند؛ سینه‌اش را شکافت و قلب او را در آورد و از آن، لخته خون سیاه رنگ را بیرون کشید و گفت این است بهره شیطان از تو. سپس قلب او را در طشتی طلایی با آب زمزم شست و سپس آن را سر هم کرد و در جایش قرار داد. بچه‌ها به سوی مادرش (حلیمه) دویدند و گفتند: محمد کشته شد. آنان به سوی محمد شتافتند و او را در حالی یافتند که رنگ چهره‌اش پریده بود. انس می‌گوید من اثر پارگی را در سینة رسول خدا می‌دیدم.(7) 
شکی نیست که پاک کردن قلب پیامبر اکرم (ص) از بهرة شیطان، مقدمه‌ای برای نبوت و نوعی آمادگی برای مصونیت ازشر پرستش غیر الله بود، پس در دل پیامبر اکرم(ص) چیزی جز توحید خالص جای نمی‌گرفت؛ چنانکه حوادث کودکی‌اش بیانگر این مطلب می‌باشد. آن حضرت هیچ گاه مرتکب گناهی نشد و با اینکه بت‌پرستی رواج داشت، ولی اصلاً برای غیر الله سجده نکرد.(8) 
دکتر بوطی حکمت ماجرای شق صدر را چنین بیان می‌کند: حکمت این کار، آشکار کردن امر پیامبر و ایجاد زمینه از کودکی با وسایل مادی برای عصمت و وحی بوده است تا این گونه مردم بهتر به او ایمان بیاورند و رسالت او را تصدیق کنند. بنابراین، ماجرای شق صدر در واقع عملی جراحی و معنوی بود، اما این شکل مادی محسوس را به خود گرفت تا مردم اعلان الهی را بهتر درک نمایند(9) . بیرون آوردن لخته خون برای این بود که رسول الله از حالات و بازیهای بیهوده کودکی اجتناب بورزد و به ویژگیهای جدیت و قاطعیت وتوازن و دیگر صفتهای مردانگی متصف شود. همان طور که این ماجرا بیانگر عنایت و توجه خدا در امر حفاظت رسول الله می‌باشد.(10) 
--------------------------------------------------------------------------------------
1) مجمع الزوائد، ابویعلی، ج 8، ص 221.
2) فقه السیره النبویه، بوطی، ص 44.
3) السیرة النبویه، ابی فارس، 105.
4) فقه السیره، ص 60، 61.
5) الروض الانف، سهیلی، ج 1، ص 188.
6) فقه السیره، بوطی، ص 47.
7) مسلم، کتاب الایمان، ج 1، ص 45، شماره 259.
8) السیرة النبویه الصحیحه، عمری، ج 1، ص 104.
9) فقه السیرة النبویه، ص 47.
10) السیرة النبویه، ابی فارس، ص 106 - 107.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:311.txt">غزوة «ماءالكدر» در بني سليم</a><a class="text" href="w:text:312.txt">غزوه سويق</a><a class="text" href="w:text:313.txt">غزوه ذي امر</a><a class="text" href="w:text:314.txt">غزوه بحران</a></body></html>هفت شب بعد از بازگشت رسول خدا (ص) از بدر، آن حضرت(ص)  به سوي «ماءالكدر» در سرزمين بني سليم حركت نمود؛ هرچند جنگي اتفاق نيفتاد، اما سه شبانه روز پيامبر در آنجا اقامت نمود(1). 
علت اين غزوه، تجمع افراد بني‌سليم جهت تعرض و شورش بر مسلمانان بود، اما رسول خدا (ص) طي تهاجمي سريع و غير منتظره آنان را غافلگير نمود. افراد بني‌سليم پراکنده شدند و به قله‌هاي كوهها پناه بردند و گلة شترانشان با سارباني به نام «يسار» به دست مسلمانان افتاد و در موضع «صرار» در سه مايلي مدينه شتران را كه تعدادشان پانصد رأس شتر بود، در ميان يارانش تقسيم نمود. به هر كدام دو شتر رسيد و يك پنجم آنها به خدا و رسول‌ او اختصاص يافت. ساربان نيز سهم رسول خدا شد كه بعدها آزاد گرديد.
---------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة نظرة النعیم، ج 1، ص 296.ابوسفيان با دويست سوار كار از مكه حركت نمود و در مسير «نجديه» حرکت نمود و شب هنگام نزد قبيله‌اي از «بني نضير» اقامت نمود. سلام بن مشكم، سردار بني نضير، از آنها استقبال و پذيرایي كرد و اسرار و رموز مسلمانان را با آنها در ميان گذاشت و با يكديگر راههاي حمله بر مسلمانان را ارزيابي كردند. 
ابوسفيان از ناحية «حره» محله‌اي از مدينه را مورد تعرض قرار داد كه دو نفر به قتل رسیدند و نخلستاني را نيز آتش زد و به سوي مكه فرار كرد. رسول خدا(ص) با دويست تن از مهاجران و انصار به تعقيب وي برآمد، اما چون ابوسفيان و نفراتش با سرعت پا به فرار گذاشته بودند، حتي برخي از بارهاي اضافي خود را نيز در مسير راه انداخته بودند و مسلمانان موفق به دستيابي آنان نشدند.
مسلمانان بارهاي به جاي ماندة آنان را به مدينه آوردند و چون بيشتر بارهای آنان آرد بود، اين غزوه به سويق مشهور گرديد. اين سفر پنج روز 