هرمان و جنگجو را به سركردگي محمد بن مسلمه جهت نگهباني شهر مدينه انتخاب نمود و تعدادي از اصحاب و یاران به حراست از آن حضرت پرداختند.
------------------------------------------------------------------------------------------
1) القیادة العسکریه، رشید، ص 374.
2) السیرة النبویة الصحیحة، ج 2، ص 380.الف - يكي از عوامل مهمي كه پيامبر در رويارويي با دشمن در نظر گرفت، انتخاب وقت حركت و مسير مناسب بود؛ چنانكه بعد از گذشت نيمي از شب كه همه جا آرام بود و معمولاً در چنين وقتي دشمن نيز بر اثر خستگي و مشقت سفر در خواب عميق به سر مي‌برد، حركت نمود.
واقدي مي‌گويد: رسول خدا(ص)  و سپاه اسلام اول شب به استراحت پرداختند و سحرگاه، در تاريكي، حركت كردند و براي رسيدن به ميدان جنگ راهي را انتخاب نمودند كه دشمن از آن، مطلع نشود و فرمود: «چه كسي ما را به راهي راهنمایی می‌نماید که دشمن متوجه نگردد.» 
ابوخيثمه (رض) آمادگي خود را اعلان نمود و گفت: اين كار را به من واگذار کن. آن گاه او لشكر را از ميان زمينهاي بني‌حارثه گذراند تا اينكه به زمينهاي ربعي يا مربع بن قيظي رسيد. او فردي نابينا و منافق بود. زماني كه متوجه قدوم رسول خدا و مسلمانان شد، مقداري خاك برداشت و به سوي مسلمانان پاشيد و گفت: اگر تو پيامبر هستي؛ پس نبايد وارد زمينهاي من بشوي.
بعضی نیز بر این عقیده‌اند که او مقداري خاك دردست گرفت و گفت: اگر مي‌دانستم كه اين خاكها تنها به تو اصابت مي‌كند، حتماً آنها را به چهرة تو مي‌پاشيدم. افرادي به وي حمله‌ور شدند و خواستند او را بكشند، اما رسول خدا فرمود: رهايش كنيد، خدا چشم و دل او را كور كرده است، اما سعد بن زيد قبل از ممانعت پيامبر، به سوي وي شتافت و با كمانش سرش را شكست(1). 
انتخاب مسیر حرکت پيامبر اکرم (ص) از بين درختان و باغها بيانگر اهميت تدابير امنيتي است؛ زيرا حركت در مسیر راههاي عمومي باعث مي‌گردید تا دشمن از تعداد نفرات و ميزان توانائيهاي مسلمانان آگاه شود و این امری است که در جنگها، می‌بایست سری بماند، بدين صورت در نظرگرفتن شرایط زماني و مكاني از دیدگاه آن حضرت از برنامه‌هاي مهم به شمار می‌آمد که آن را به امت خود آموزش داده است.
از اين ماجرا نکته ديگري که استنباط می‌گردد، این است كه هر گاه مصالح عمومي با مصالح خصوصي در برابر هم قرار گیرند، اجرای مصالح عمومي ارجحیت پیدا خواهد نمود؛ چنانكه رسول خدا (ص) سپاه اسلام را از ميان زمينهاي كشاورزي برخي از افراد به سوي اُحد هدايت كرد كه باعث تخريب محصولات آنها گرديد و استدلال پیامبر اکرم(ص) در اجرای این امر این بود که خداوند حكيم، مقاصد شرع را براي تحقق منافع بندگانش مشروع گردانيده است و با توجه به مصالح پنجگانه دین و اهميتشان از ديدگاه شرع، آنها را به ترتيب ذيل خواهيم يافت: دين، نفس، عقل، نسل و مال. بنابراين، هنگام تعارض بايد مهم‌ترین اصل را در نظر گرفت و به ترتیب هر یک از این مصالح دین بر دیگری برتری می‌یابد. اين ترتيب، امري است که علمای اسلام بر آن اتفاق‌نظر دارند(2). 
------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة، ابن هشام، ج 3، ص 73.
2) المقاصد العامة للشریعه، یوسف حامد العالم، ص 166.با رسیدن سپاه اسلام به باغ «شوط»، ابن سلول منافق با سيصد تن از منافقان به دليل اينكه جنگي رخ نمي‌دهد و بر خروج سپاه از مدينه اعتراض داشت، از صف مسلمانان جدا شد و گفت: «پیامبر (ص) از رأی و نظر جوانان و افرادی بی‌تجربه، پيروي نمود و از من نافرماني كرد؛ پس چرا خودمان را به كشتن دهيم.»(1) 
هدف اصلي او از اين تمرد، ايجاد هرج و مرج و بلوا در سپاه اسلام بود، تا از اين طريق روحيه مسلمانان تضعيف شده و دشمن تشويق گردد و يقيناً نتیجه اين عملكرد، خيانتي بزرگ و تنفري شديد نسبت به اسلام و مسلمانان بوده و خداوند متعال نيز حكمتش بر آن بود تا سپاه اسلام تصفيه گردد و انسانهاي پاك‌طينت و مخلص از انسانهاي خبيث‌النفس و منافق شناسایي شوند. 
چنانكه خداوند مي‌فرمايد:
(مَّا کَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا کَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَکُمْ عَلَى الْغَيْبِ ) (آل عمران، 179)
«چنان نيست كه خداوند، مؤمنين را بر وضعيتي كه دارند رها نمايد تا اينكه خبيث را از طيب جدا نمايد و خداوند شما را برغيب مطلع نمي گرداند.»
بزدلي و عقب‌نشيني دو صفتي بودند كه به وسیله آن چهره واقعي منافقان از صف مؤمنان واقعی جدا گردیدند و قبل ازاينكه قرآن به ذکر خصوصیات آنان بپردازد، ویژگیهای آنان مشخص گردید(2).  
------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایه و النهایه، ج 4، ص 14.
2) مرویات غزوه احد، حسین احمد، ص 71.عبدالله بن حرام(رض) تلاش فراوانی جهت متقاعد ساختن منافقان برای بازگشت آنان نموده و خطاب به آنان گفت: به خاطر خدا، قوم و پيامبر خود را در برابر دشمن تنها نگذاريد. آنها گفتند: اگر ما مي‌دانستيم كه جنگي در خواهد گرفت، شما را به دشمن نمي‌سپرديم، اما مي‌دانيم كه جنگي صورت نخواهد گرفت.
عبدالله بن عمرو بن حرام وقتی از تصمیم آنان مبنی بر بازگشت اطلاع حاصل نمود، خطاب به آنها گفت : اي دشمنان خدا! خداوند شما را هلاك گرداند. به زودي خداوند پيامبرش را از شما بي‌نياز خواهد كرد(1). 
خداوند نیز آيات ذيل اشاره را به این دلیل نازل نمود :
(وَمَا أَصَابَکُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ(166) وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاکُمْ هُمْ لِلْکُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَکْتُمُونَ(167)) (آل عمران، 166 – 167)
«آنچه در روز رويارويي به شما رسيد، به اجازة خدا بود. تا خداوند مؤمنان را از منافقان تفكيك نمايد. منافقاني كه به آنها گفته شد بيائيد در راه خدا بجنگيد و دفاع نمائيد. گفتند: اگر ما مي‌دانستيم كه جنگي رخ مي‌دهد، از شما پيروي مي‌كرديم. آنها آن روز به كفر نزديك‌تر بودند تا ايمان به زبان چيزي مي‌گويند كه در دلشان نيست و خداوند مي‌داند آنچه را آنها پنهان مي‌كنند.»
-------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح السیرة النبویة، ص 277.بنوسلمه و بنوحارثه با اطلاع از بازگشت ابن سلول و یارانش تصمیم به بازگشت نمودند، نيز خواستند برگردند، اما خداوند متعال قلب آنان را به اسلام متمایل گرداند و در اين مورد آية ذيل نازل گرديد:
(إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنکُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ) (آل عمران : 122)
«آن گاه كه دو گروه از شما خواستند سست شوند و برگردند، خداوند ولي آنها است و مؤمنان بايد برخدا توكل نمايند.