ار برو. گفتم: رسول خدا (ص) به من فرموده است تا تو را از این کار بازدارم. آن گاه ايستاد و از زير چادرش دو قطعه پارچه درآورد و گفت: از شهادت برادرم، حمزه، با خبرشده‌ام، اينها را آورده‌ام تا او را در آن كفن نمائيد.
زبير مي‌گويد ما خواستيم حمزه را كفن كنيم، امّا ديديم در كنارش يك شهيد انصاري وجود دارد كه او نيز مانند حمزه به شهادت رسيده و مثله گرديده است. ما شرم كرديم كه حمزه دو كفن داشته باشد و آن مرد انصاري بدون کفن باشد و از آنجا كه يكي از آن دو قطعه پارچه، بزرگ‌تر و يكي كوچك‌تر بود به قيد قرعه يكي را كفن حمزه كرديم و ديگري را كفن مرد انصاري(1). 
------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح السیرة النبویه، ص 285.اسائلة اصحاب احد مخافة
		بنات ابی من اعجم و خبیر

فقال الخبیر ان حمزة قد ثوی
		وزیر رسول الله خیر وزیر

دعاه اله الحق ذوالعرش دعوة
		الی جنة یحیا بها و سرور

فذلک ما کنا فرجی و نرتجی
		لحمزة یوم الحشر خیر مصیر

فوالله لاانساک ما هبت الصبا
		بکاء و حزنّاً محضری و مسیری

علی اسدالله الذی کان مدرها
		یذود عن الاسلام کل کفور

فیا لیت شلوی عند ذاک و اعظمی
		لدی اضبع تعتادنی و نسور

اقول و قد اعلی النّعی عشیرتی
		جزی الله خیراً من اخ و نصیر

«آيا دختران پدرم از اهل بدرمي پرسند كه چه خبر است؟...
خبررسان به ما خبر داد كه وزير و مشاور رسول خدا، حمزه، به شهادت رسيده است...
او را معبود بر حق و صاحب عرش به سوي بهشت فراخواند تا در آن زيسته و خوشحال شود...
انتظار مااین است  كه حمزه، در روز حشر به جايگاه خوبي نائل گردد...
به خدا سوگند! تو را هرگز فراموش نخواهم كرد و تا زنده‌ام به خاطر غم از دست دادن تو خواهم گريست...
بر شيرخدا خواهم گريست كه همواره از اسلام دفاع مي‌كرد...
خدا به بهترين برادر و ياورم، بهترين پاداشها را بدهد.»(1) 
--------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه ابن هشام، ج 3، ص 185.رسول خدا (ص) در بازگشت از احد و شنیدن صداي گريه زنان انصار كه به خاطر از دست دادن عزيزان خود،‌ گريه مي‌كردند، فرمود: «براي حمزه كسي گريه نمي‌كند.»
وقتی از اين خبر زنان انصار اطلاع یافتند، آنها به حال حمزه گريستند، به گونه‌ای که رسول خدا(ص)  که در خواب بود، با صداي گريه آنان بيدار شد و فرمود: واي براينها، هنوز گريه مي‌كنند. از امروز به بعد براي مرده‌اي گريه نكنند. بدين ترتيب نوحه‌خواني برميت حرام گرديد و مدتي بعد، وحي نازل شد كه نوحه‌خواني را به شدت تحريم نمود و آن را از گناهان كبيره شمرد و اين دستور در اعماق قلوب زنان و مردان مسلمان جاي گرفت و آثار جاهليت محو گرديد و تعاليم اسلامی جایگزین آن گردید(1).

همچنین فرمود: «اثنتان في الناس همابهم كفر: الطعن في الأنساب و النياحه علي الميت»(2) 
«دو خصلت در مردم باعث كفرشان مي‌شود: يكي طعنه‌زدن در نسب و ديگري نوحه‌خواني.»
-----------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة – صویانی، ج 3، ص 90.
2) صحیح الجامع، آلبانی، ج 1، ص 90.جابربن عبدالله مي‌گويد: براي مردي از انصار، فرزندي متولد شد. گفتند: چه نامی را برایش انتخاب کنیم؟
رسول خدا (ص) فرمود: او را حمزه بناميد كه اين نام از محبوب‌ترين نامها نزد من است(1). 
این فرمودة پیامبر(ص)  بیانگر آن است که، محبت حمزه در اعماق قلب رسول خدا(ص) ريشه دوانيده بود و همواره در خاطر آن حضرت بود، اما بعد از مدتي که خداوند بهترين نامها را براي پيامبرش معرفي نمود، آن حضرت خطاب به اصحاب و یارانش فرمود: «بهترين نامها نزد خدا، عبدالله و عبدالرحمن هستند.»(2) 
-------------------------------------------------------------------------------
1) رواه الحاکم، ج 3، ص 96، سنده حسن.
2) مسلم، کتاب الادب، شماره 2132.6- اگر مي‌تواني كاري كن كه من چهره‌ات را نبينم(1): 
در اين سفارش كريمانه پیامبر اکرم (ص) هیچ اشاره‌ای به مؤاخذه و سرزنش نسبت به وحشي نيست؛ بلکه تنها به وي خاطرنشان مي‌نمايد كه ديدنش سبب رنجش روحي آن حضرت می‌گردد و خاطرة حادثه عمويش، حمزه (رض) و مثله‌كردن وي را باری دیگر در ذهنش مجسم می‌نماید و احساسات دروني بشري را برمي‌انگيزد.
به همين جهت خطاب به وحشي گفت: چهره‌ات را از من پنهان كن تا اين خاطره تلخ تكرار نشود(2) . در روايت صحيحي است كه وحشي مي گويد: نزد رسول خدا(ص) آمدم، به من گفت: وحشي هستي؟ گفتم:آري. گفت: حمزه را تو به قتل رساندي؟ گفتم: بلي و خدا را سپاس مي‌گويم كه او را به دست من گرامي داشت و مرا به دست او به كام مرگ ذلت بار نفرستاد.
قريش به رسول خدا (ص) مي‌گفتند: آيا او را دوست داري، در حالي كه قاتل حمزه است؟ وحشي مي‌گويد: من از رسول خدا، درخواست استغفار نمودم. آن حضرت سه مرتبه آب دهانش را به زمين انداخت و به سینه‌ام زد و فرمود: «اي وحشي، از اينجا برو و همانطور كه قبلاً برضد دين خدا جنگيده‌اي، در راه خدا به جنگ یپرداز.»(3) 
اين عملکرد پیامبر اکرم (ص) بیانگر این موضوع است که خدمت به اسلام مي‌تواند سوابق كفرآميز او را جبران نمايد؛ پس رسول خدا (ص) بهترين عمل را براي اين منظور، جهاد در راه خدا معرفي كردند؛ چنانكه بر اثر آن، وحشي به لشكر اسلام پيوست و راه يمامه را در پيش گرفت و سركردة كفر، مسيلمه، را به هلاكت رسانيد و بعد از قتل او مي‌گفت: من بهترين بنده خدا، سردار شهيدان، حمزه، و بدترين انسان روي زمين، مسيلمه كذاب، را كشته‌ام(4). 
------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، مغازی، شماره 4072.
2) التاریخ الإسلامی، حمیدی، ج 5، ص 141.
3) الطبرانی، با سند حسن، ج 22، ص 139، شماره 370 به نقل از صحیح السیره النبویه، ص 286.
4) محمد رسول الله، ج 3، ص 602.خباب (رض) مي‌گويد: با رسول خدا (ص) به خاطر خدا هجرت كرديم. خدا نیز ما را از اجر و پاداش این هجرت برخوردار نمود. برخي از ما در حالي دنیا را ترک نمودند و به ملاقات خدا رفتند كه چيزي از نعمتهای دنیوی نصیب آنان نگردیده بود؛ چنانكه مصعب بن عمير از همين قبيل بود که در جنگ احد به شهادت رسيد. او از مال دنيا تکه‌پارچه‌ای داشت كه اگر پاهايش را مي‌پوشانيديم، سرش آشكار مي‌شد و اگر سرش را با آن مي‌پوشانيديم پاهايش برهنه مي‌گرديد. آن گاه رسول خدا فرمود: سرش را با آن بپوشانيد و پاهايش را با گياه اذخر بپوشانید(1). 
در روايت عبدالرحمن بن عوف آمده است كه وي روزه داشت. برايش غذا آوردند. گفت: با وجود اینکه منزلت مصعب بن عمير از من بهتر بود، اما در حالي دنيا را ترك كرد كه تنها تکه‌ای پارچه داشت كه اگر سرش پوشيده مي‌شد، پاهايش آشكار مي‌گرديد. جایگاه حمزه نیز از من بهتر بود و كشته شد؛ سپس دنيا در اختيار ما قرار گرفت. بيم دارم كه مبادا پاداش ما فقط در این دنيا منحصر گردد؛ سپس شروع به گريه‌كردن نمود و از خوردن غذا صرف‌نظر نمود(2). 
ابوهريره (رض) مي‌گويد: رسول خدا(ص)  در بازگشت از جنگ احد و مشاهدة جنازه مصعب، چند لحظه توقف نمود و براي او دعا كرد و اين آيه را خواند:
(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَي