 حضرت روبرو می‌شوند و دیدارهایی که انجام می‌گیرد تکراری نباشد، از طرفی دیگر می‌خواستند از استعدادها و اندیشه‌های گوناگون برای گفتگو با ایشان استفاده کنند تا شاید درخواستهای آنان مؤثر واقع بشود. آخر الامر اینکه این مسئله برای داعیان دین بیانگر این موضوع است که کوتاه آمدن و دست کشیدن از اسلام امر مشروعی نیست؛ چرا که اسلام، دعوتی الهی است و به طور مطلق داد و ستد و معامله در آن جایی ندارد، هر چند عوامل و انگیزه‌ها و دلایل توجیه‌کننده‌ای برای این کار وجود داشته باشد و دعوتگران امروز باید از چنین پیشنهادها و فریبندگیهای مادی که بسا به صورت مستقیم عرض اندام نمی‌کند و ممکن است به صورت غیرمستقیم به صورت پستهای مهم و یا قراردادهای کاری پرسود و یا داد و ستدهای تجاری سودآور، ارائه شود پرهیز کنند و اینها اموری هستند که مؤسسه‌های جهانی به صورت مرموزی برای منصرف کردن و برگرداندن داعیان از دعوتشان به ویژه دعوتگرانی که نقش رهبری دارند، برنامه‌ریزی می‌‌کنند، به طور کامل با یکدیگر تبادل اطلاعات می‌کنند(4) .
در گزارشی که ریچارد – ب – میچل یکی از فعالان بزرگ در زمینه کنترل و بررسی بیداری اسلامی در خاورمیانه ارائه داده آمده است : یکی از راههای سرکوبی حرکتهای اسلامی، اتخاذ برنامه جدیدی برای پاکسازی حرکتهای اسلامی است؛ یکی از بندهای این گزارش ویژه، روش فریب‌ دادن رهبران دعوت است. ریچارد میچل برای محقق نمودن این هدف خود امور زیر را پیشنهاد می‌کند:
الف – مشخص کردن افرادی که می‌توان آنها را با پستهای بزرگ فریب داد؛ چرا که با دستیابی آنان به پستهای مهم و کلیدی پرداختن آنها به برنامه‌های اسلامی و دیگر کارهایی که قبلاً مشغول آن بوده‌اند، بی‌معنی خواهد بود. این مسئله با فراهم آوردن و بخشیدن امکانات مادی و معنوی به آنها و دادن تسهیلات زیاد، ممکن است انجام بپذیرد و این گونه برنامه‌ها و اهداف آنان محدود به کشور خودشان خواهد گشت و پایگاههای مردمی و ملی خود را نیز از دست خواهند داد.
ب – فعالیت برای جذب مشارکت در پروژه‌های تجاری و اقتصادی که دارای اهداف مرموزی است که در منطقه به نفع دشمنان اعراب انجام گیرد.
ج – فعالیت برای ایجاد فرصتهای کاری و قراردادهای سودآور در کشورهای ثروتمند عربی، امری است که به دور کردن آنها از فعالیتهای اسلامی منجر خواهد شد.(5) 
با تفکر و اندیشیدن در موارد ذکر شده، پی خواهیم برد که این موارد دسیسه‌ها و فریبندگیهای مادی غیرمستقیمی هستند که در جهان اسلام حاضر، بسیارآرام اجرا می‌‌شود؛ چرا که برخی از دعوتگران صاحبان پستهای بلند و عالی گردیده‌اند و برخی از کشورهای ثروتمند عربی، گروه بزرگی از داعیان را در چارچوب منافع خود حبس نموده‌اند و برخی را تجارتشان غافل کرده است(6). 
-------------------------------------------------------------------------------
1) سیرة ابن هشام، ج 1، ص 362.
2) فی ظلال القرآن، ج 6.
3) اسباب النزول، واحدی، ص 200 - نور الیقین، خضری، ص 61.
4) السیرة النبویه قراءه لجوانب الحذر و الحمایه، ص 89.
5) مجلة المجتمع الکویتیه، شمارة 428، 17 صفر 1399 ه‍ ، به نقل از السیرة النبویه قراءه لجوانب الحذر و الحمایه.
6) السیرة النبویه قراءه لجوانب الحذر و الحمایه، ص 91.پیامبر خدا برای اقامه و بیان دلایل و حجتهای الهی و در راستای رد نمودن هر نوع شبهه‌ای از جانب مشرکان، از اوقات و فرصتهای مناسب استفاده می‌نمود و در مجادله با کافران از شیوه‌های زیادی کار می‌گرفت که این شیوه‌ها را از آیه‌های قرآنی در مورد اقامه حجت عقلی و استفاده از قیاسهای منطقی و استحضار اندیشه فرا گرفته بود. از جمله شیوه‌هایی که پیامبر اکرم (ص) در رویارویی با کافران مکه از آن استفاده می‌نمود، عبارت بودند از:
1- شیوة مقایسه
آن حضرت با بیان مسائل خیر و تشویق به آن و با بیان مسائل شر و برحذر داشتن از آن با تحریک عقل و خرد برای اندیشیدن در این دو قضیه و انجام هر یک از آنها، عملاً کفار و مشرکان را وادار به تفکر می‌کرد.
چنانکه خداوند می‌فرماید:
(أَوَ مَن کَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ کَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا کَذَلِکَ زُيِّنَ لِلْکَافِرِينَ مَا کَانُواْ يَعْمَلُونَ) (انعام، 122)
«آیا کسی که مرده‌ای بوده است و ما او را زنده کرده‌ایم و نوری فرا راه او داشته‌ایم که در پرتو آن میان مردمان راه می‌رود، مانند کسی است که در تاریکیها فرو رفته است و از آن تاریکیها نمی‌تواند بیرون بیاید؟ همان گونه اعمال کافران در نظرشان زیبا جلوه داده است.»
ابن کثیر در تفسیر این آیه می‌گوید: «این مثالی است که خداوند برای مؤمنی زده که مرده بوده است؛ یعنی، در گمراهی بوده است پس خداوند او را با نور هدایت زنده گردانیده است و قلبش را به وسیلة ایمان زنده کرد و او را به سوی ایمان رهنمود شد و به او توفیق داد تا از پیامبرش پیروی نماید.»(1) 
2- شیوة واداشتن به اقرار و اعتراف
این روشی است که انسان بعد از محاکمة عقل و وجدان خود به آن اعتراف می‌کند؛ چنانکه خداوند می‌فرماید:
(أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ(36) أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّکَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ(37) أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ(38) أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَکُمُ الْبَنُونَ(39) أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ(40) أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَکْتُبُونَ(41) أَمْ يُرِيدُونَ کَيْدًا فَالَّذِينَ کَفَرُوا هُمُ الْمَکِيدُونَ(42) أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِکُونَ(43) وَإِن يَرَوْا کِسْفًا مِّنَ السَّمَاء سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْکُومٌ(44) فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ(45)) (طور، 36 - 45)
«آیا ایشان بدون هیچ گونه خالقی آفریده شده‌اند؟ و یا اینکه خودشان آفریدگارند؟ یا اینکه آنان آسمانها و زمین را آفریده‌اند؟ بلکه ایشان طالب یقین نیستند. آیا گنجینه‌های پروردگارت نزد ایشان و در اختیار آنان است یا اینکه ایشان (بر همه چیز جهان) سیطره دارند. آیا نردبانی دارند و بالای آن گوش فرا می‌دارند. گوش فرادهندة ایشان دلیل روشنی بیاورد و ارائه دهد. آیا دختران سهم خدایند و پسران سهم شما؟!. یا اینکه تو از آنان اجر و پاداشی می‌خواهی و همچون بارگرانی بر دوش آنان سنگینی می‌کند؟ یا اینکه نزد ایشان علم غیبیات و اسرار نهان است و از روی آن می‌نویسد یا اینکه می‌خواهند نیرنگ بزنند (باید بدانند که) کفار به حیلت خود گرفتار می‌آیند یا اینکه (آنان خیال می‌کنند که) معبودی جز خدا دارند؟ خدا پاک و منزه از چیزهایی است که انبازش می‌دانند و می‌خوانند. حتی اگر بنگرند که قطعه‌ای از آسمان فرو می‌افتد، می‌گو