مدت فترت وحی چند روز بیش نبوده است و بعد از بررسی همه جانبه نیز به همین نتیجه می‌رسیم، اما آنچه مشهور است که مدت زمان فترت وحی سه سال یا دو سال و نیم بوده است به هیچ وجه درست نیست. باید دانست که پیامبر اکرم (ص) در دوران فترت، اندوهگین و دچار حیرت و دهشت بود(3)  و آنچه برخی از سیره‌نویسان گفته‌اند که او بر فراز قلة کوهها می‌رفت تا خویشتن را به پایین بیندازد و جبرئیل برای او آشکار می‌شد و او را مژده می‌داد که پیامبر و رسول خدا است، حدیث مرسل و ضعیفی است و با عصمت پیامبران تضاد دارد.(4) 
-----------------------------------------------------------------------------------
1) فتح الباری، ج 1 ، ص 36.
2) البخاری، بدء الوحی، شمارة 4.
3) الرحیق المختوم، ص 79 – 80.
4) الروض الانف، سهیلی، ج 2، ص 433 – 434.ام‌منذر، سلمي خواهر سليط بن قيس و خالة پیامبر اکرم (ص) بود. ايشان از جمله كساني هستند كه رو به هر دو قبله نماز خوانده‌اند.
فردي از يهوديان بنی قريظه به نام رفاعه بن سمؤال قرظي به او پناهنده شد.
سلمي نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت: پدر و مادرم فدايت باد، رفاعه را به من ببخش. او مي‌گويد: از اين پس نماز مي‌خوانم و گوشت شتر مي‌خورم. پیامبر اکرم(ص) پناهندگي او را پذيرفت و رفاعه را آزاد نمود(1).  
اين جريان بیانگر اين مطلب است كه زن در اسلام از جايگاهی مهم برخوردار است و اسلام به رأي و دیدگاه او احترام قائل است و پناه دادن وي معتبر است؛ پس زن در دين اسلام داراي ارزش است و با او در كارهاي خير همكاري مي‌شود(2).  
-------------------------------------------------------------------------------
1) الیهودی فی السنة المطهره ج 1، ص 373. 
2) الصراع مع الیهود، ج 2، ص 116. صحابه(رض) در مورد سخن پیامبر اکرم(ص) كه فرمود: «نماز عصر را قبل از رسيدن به محلة بنی‌قريظه نخوانيد(1) .»‌ دچار اختلاف شدند. بعضي از اين سخن، چنين فهميدند كه هدف آن حضرت (ص) شتاب و عجله برای رسیدن به مقصد قتل از غروب آفتاب است. از اين‌رو، اين دسته نماز عصر را در مسير راه و در وقتش خواندند. و گروهي از آنان به خاطر رعايت ظاهر حديث، از خواندن نماز، قبل از رسيدن به بني قريظه خودداري نمودند. وقتي پیامبر اکرم (ص) از ماجرا مطلع گرديد، هيچ كدام از آنها را سرزنش ننمود. اين عملكرد پیامبر اکرم (ص) دلالت بر اصلي از اصول شريعت بزرگ دارد و آن عبارت است از: جواز اختلاف در برداشت و مسائل فرعي و معذور و مأجور دانستن هر كدام از دو طرف متخاصم؛ همان طور كه اين قضيه بيانگر مشروعيت اجتهاد در استنباط احكام شرعي نيز مي‌باشد؛ پس اختلاف در مسائل فرعي، امری است كه از آن راه گريزي وجود ندارد(2) . (البته اين بدان معني نيست كه به اختلاف راضي باشيم و مسائل را در ميزان كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) بررسي و موازنه ننمائيم.)(3) 
خلاصه اينكه بعضي از صحابه (رض) نهي پیامبر اکرم (ص) را حمل بر حقيقت نمودند و به فوت شدن نماز عصر توجهي نكردند و اين نهي خاص را بر نهي عام ممنوعيت تأخير نماز مقدم شمردند(4). 
حافظ ابن حجر بعد از بيان اين  فرموده پیامبر اکرم (ص) که می‌فرماید: «هرگاه مجتهدی اجتهاد نمود و اجتهادش درست بود، برای او دو اجر در نظر گرفته می‌شود و اگر اجتهاد او خطا بود برای او یک اجر در نظر گرفته می‌شود» مي‌نويسد: 
دلایل رأي هر مجتهد مطلقاً صواب است؛ چرا که فقط در اينجا سرزنش ننمودن كسي كه در مسئله‌اي تلاش خود را نموده و اجتهادي كرده است، ذكر شده است و از آن چنين استدلال مي‌شود كه چنين فردي گنهكار شمرده نمي‌شود؛ زيرا خلاصة اين ماجرا از اين قرار بود كه برخي از صحابه (رض) نص شرعي را حمل بر حقيقت كردند و به فوت شدن نماز توجه ننمودند، اما گروهي از آنان نهي منصوص را حمل بر غير حقيقت نمودند و گمان كردند كه كنايه از شتاب كردن براي رسيدن به بنی قريظه است. بنابراين،‌ جمهور امت از اين حديث استدلال به مجتهد كرده‌اند؛ چرا که پیامبر اکرم(ص)  هیچ یک از این دو گروه را سرزنش ننمود و اگر مرتکب گناهی می‌گردیدند، پیامبر اکرم (ص) آنان را از این گناه باز می‌داشت(5).  
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) البخاری، کتاب المغازی، ج 5، ص 60، شماره 4119. 
2) فقه السیره، بوطی، ص 226. 
3) مترجم. 
4) المستفاد من قصص القرآن ج 2، ص 286. 
5) اختصارمن فتح الباری ج 7 ص 473. 1- ياران پیامبر اکرم (ص) به جمع‌‌آوری اموال به دست آمده از بنی قريظه پرداختند اين اموال عبارت بود از: حدود هزار و پانصد شمشير، دو هزار نيزه، سيصد زره، هزار و پانصد كمان و تعداد زيادي گوسفند و شتر و اسباب خانه و ظروف بي‌شماري. اموال منقوله مانند: سلاح و وسايل و غيره در ميان مجاهدان تقسيم گرديد. يك پنجم غنایم حق خدا و رسولش(ص)  بود و بقيه در ميان آنان بدين صورت توزيع شد كه به اسب سوار سه سهم و به بقيه يك سهم داده شد. 
مقدار زيادي شراب نيز از بنی قريظه بدست آمد كه مسلمانان آنها را بیرون ریختند و كسي از آنها استفاده ننمود و سهم كساني كه در اين غزوه شهيد شده بودند به وارثان آنها تعلق گرفت و برخي از زنانی كه در غزوه به نوعي شركت داشتند همانند حفیه ام‌‌عماره، ام‌‌سلیط، ام‌‌علاء ‌‌سیمرا و ... نیز، به گونه‌ای از غنایم برخوردار گردیدند(1). 
زمين‌هاي به جا مانده از بنی قريظه فقط به مهاجران اختصاص داده شد كه زمينهاي انصار را كه تا کنون در دست آنها بوده است و از محصولات آن استفاده می‌نمودند، به صاحبشان برگردانند(2).  
خداوند در اين مورد مي‌فرمايد: 
(وَأَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا) (احزاب،27)
«و زمين‌ها و ديار و اموال آنها را به شما داد و زمين را كه هنوز پا در آن نگذاشته‌ايد و خدا بر هر چيزي قادر است.»
استاد دروزه در مورد (أَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا) مي‌گويد: مفسران گفته‌اند: اين آيه به فتح خيبر مژده مي‌داد و مسلمانان را به زمين‌هاي ديگري که در تصرف آنان خواهد آمد، نوید می‌داد اما معنای اصلی آيه اين است كه مراد، آن بخش از زمينهاي بنی قريظه است كه مقداري از خانه‌هاي آنان فاصله داشت و مسلمانان تا آنجا نرسيدند و بدون جنگ و محاصره، آنها را بدست آوردند(3). 
همچنين پیامبر اکرم (ص) برخي از زنان و كودكان يهوديان را كه جزو خُمس متعلق به ايشان بودند، به سعد بن عباده (رض) دادند تا آنها را به شام ببرد و بفروشد و با پول بدست آمده از قيمت آنان، سلاح و شمشير بخرد تا در جنگ عليه دشمنانشان از آنها استفاده نمايند؛ همچنين سعد بن زيد را با تعدادي اسير به نجد فرستاد تا با فروختن آنها، اسلحه فراهم كند(4).  
2- مسلمان شدن ريحانه
ريحانه دختر عمروبن خنافه یکی اززنانی بود که در غزوه بنی‌قریظه به اسارت در آمد. پیامبر اکرم (ص) خواست بعد از اينكه او مسلمان شود با ايشان ازدواج نمايد، اما در ابتدا ريحانه متردد شد و مدتي بر دين خود ماند تا اينكه خداوند شرایط را مهیا نمود و مسلمان گرديد. آن گاه پیامبر اکرم(ص) او را به خانة ام‌منذر فرستاد تا ايام قاعدگي خود را در آنجا 