سپري نمايد. بعد از اتمام اين مدت، پیامبر اکرم (ص) نزد او رفت و گفت: اگر دوست داري تو را آزاد مي‌كنم و با تو ازدواج مي‌نمايم يا اينكه باید همچنان به عنوان كنيز نزد من باقی بماني. ريحانه اظهار داشت كه دوست دارد به عنوان كنيز تحت سرپرستي پیامبر اکرم (ص) بماند(5).  
------------------------------------------------------------------------------------------
1) الیهود فی السنة المطهره ج 1، ص 375. 
2) الصراع الیهود، ج 2، ص 98. 
3) سیرة الرسول، عزه‌دروزه ج 2، ص 202. 
4) الصراع مع الیهود، ج 2، ص 98. 
5) همان، ص 99. هر يك از شاعران صحابه (رض) به نوبة خود، سرودهاي جهادي زيبائي سرودند كه در این اشعار موقف مسلمانان را در غزوه، بيان نمودند. که به اختصار آن را ذکر می‌نماییم.
از جمله كعب بن مالك (رض) چنين سرود: 
و سائله تسائل ما لقینا
		و لو شهدت رأتنا صابرین

و کان لنا النبی وزیر صدق
		به نعلو البریه اجمعینا

نقاتل معشراً ظلموا و عقوا 
		و کانوا بالعداوه مرصدینا

اگر سؤال کننده‌ای به آنچه ما با آن روبرو شديم، دچار می‌گردید، ما را جزو صبركنندگان مي‌يافت.
پیامبر اکرم (ص) سرپرست راستين ما بود و به وسيلة او ما بر همه مردم دنيا برتري داريم.
ما با جماعتي مي‌جنگيم كه ستم و نا فرماني كرده‌اند و با دشمنان در كمين ما بوده‌اند. 
و در يكي از اشعارش چنين گفت: 
جاءت سخینه کی تغالب ربها
		فلیغلبن مغالب الغلاب

«گروه ضعيفي بر پروردگار خود را داشت. پيروز شود كسي كه مي‌خواهد خدا را شكست دهد.»
ابن هشام مي‌گويد: از عبدالله بن زبير(رض) روايت است كه پیامبر اکرم ‌(ص) به كعب بن مالك (رض) بعد از سرودن مصراع آخر‌ فرمود: اي كعب! خدا از تو به خاطر اين سخنت تشكر نمود(1).  
----------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة، ابن هشام ج 3، ص 286. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:555.xml">فصل اول</a><a class="folder" href="w:html:562.xml">فصل دوم: اكنون ما به جنگ آنها مي رويم و آنان به جنگ ما نخواهند آمد</a><a class="folder" href="w:html:571.xml">فصل سوم: پاکسازی منطقه از وجود دشمنان تحریک‌کننده</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:556.txt">ازدواج پیامبر اکرم (ص) با زينب دختر جحش رضی الله عنها</a><a class="text" href="w:text:557.txt">نام و نسب زينب دختر جحش رضی الله عنها</a><a class="text" href="w:text:558.txt">ازدواج زينب رضی الله عنها  با زيد بن حارثه (رض)</a><a class="text" href="w:text:559.txt">طلاق زينب رضی الله عنها</a><a class="text" href="w:text:560.txt">فلسفة ازدواج پیامبر اکرم (ص) با زينب دختر جحش</a><a class="text" href="w:text:561.txt">ازدواج پیامبر اکرم (ص) با زينب</a></body></html>با استمرار اعزام دسته‌هاي جنگي و تثبيت حكومت و گسترش سيطرة آن در شبه جزيرة عربستان، حركت ساختار تشريعي و اجتماعي امت اسلامي در حال تكامل بود؛ چنانكه نظام فرزند خواندگي از هم پاشيده شد؛ حجاب اسلامي فرض گرديد، و وجوب التزام به پيروي خدا و پيامبرش (ص) همواره تأكيد مي‌شد و با عرفهاي مخالف شريعت الهي، مبارزه می‌گردید. از جمله در ازدواج پیامبر اکرم (ص) با زينب دختر جحش درسها، عبرتها و حكمتهاي فراواني وجود دارد كه داستان ازدواج ايشان از اين قرار است:او زينب دختر جحش، خواهر عبدالله بن جحش است.
مادرش، اميمه بن عبدالمطلب، عمة؛ پیامبر اکرم (ص) و خواهر حمزه (رض) بود(1).  
مي‌گويند: نام زينب بره بوده است و پیامبر اکرم (ص) نام زينب  را برای او انتخاب نمود(2).  
زينب از اولين زنان مهاجر و انساني پرهيزگار، روزه‌دار،‌ شب زنده‌دار و بسيار اهل صدقه و بخشش بود؛ چنانكه عایشه مي‌گويد: پیامبر اکرم (ص) فرمود: از همسرانم او كه دستش درازتر است قبل از همه به من خواهد پيوست (مي‌ميرد.) همسران پیامبر اکرم (ص) دستهاي يكديگر را مقايسه مي‌كردند تا ببينند دست كدام يك از آنها درازتر است. آن گاه متوجه شديم كه دست زينب به خاطر بذل و بخششي كه داشت از همه درازتر بود(3).  
عایشة صديقه زينب را مي‌ستود و مي‌گفت: هيچ زني را با ایمان‌تر از زینب نديدم و يا اینکه در تقوا، صداقت، صله رحم و صدقه دادن بر او پيشي بگيرد(4).  
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبدالبر، ج 1، ص 372. 
2) همان، ج 4، ص 1849. 
3) صحیح مسلم باب فضائل الصحابه، ج 4، ص 1907، شماره 2452. 
4) همان، ص 1892، شماره 2442. پیامبر اکرم (ص) بر آن بود تا معيارهاي پوشالي و موروثي را از بين ببرد و نظام طبقاتي جاهلي را از هم بپاشد تا مردم دراسلام همچون دندانه‌هاي شانه، مساوي بوده و معيار برتري فقط تقوا باشد.
بردگان آزاد شده در جامعة جاهلي، جزو انسانهاي طبقة پائين محسوب می‌گردیدند. زيد(رض) پسر خواندة پیامبر اکرم (ص) جزو همين طبقه بود. بنابراين، پیامبر اکرم (ص) خواست، دختر عمة خود را كه از طبقة شريف جامعه محسوب مي‌شد، به عقد زيد(رض) در بياورد و عملاً امتيازات طبقاتي را نابود سازد بنابراین، اين كار را از خانوادة خود آغاز نمود؛ چرا که اين گونه مسائل در جامعة جاهلی بقدري عميق و ریشه دوانده كه کسی غیر از پیامبر اکرم (ص) تا در به پایان بخشیدن به آن نبود.
و شايد يكي از فلسفه‌هاي اين ازدواج، زمينه‌سازي براي تشريع این قانون بود كه نمی‌توان نقش این ازدواج را در حفظ توازن جامعه كمتر از نقش و اهميت وضع تشریع این قانون دانست(1).  
پیامبر اکرم (ص) شخصاً نزد زينب بنت جحش رفت و با او در مورد ازدواج با زيد (رض) سخن گفت. زينب گفت: من حاضر به ازدواج با او نيستم. پیامبر اکرم(ص) فرمود: خير، شما با او ازدواج كنيد. زينب گفت: در این مورد فکر خواهم کرد. آنگاه آيه‌اي نازل گرديد كه: 
(وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَکُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ) (احزاب، 36)
«هيچ مرد و یا زن مومنی  در کاری كه خدا و رسولش داوری کرده باشند، اختياري از خود ندارند.»
زينب گفت: اي پیامبر اکرم (ص) تو دوست داري، او همسر من باشد؟ پیامبر اکرم(ص) فرمود: بلي. زينب گفت: پس من نمي‌خواهم از پیامبر اکرم (ص) نافرماني كنم بنابراين، او را به عنوان همسر خود مي‌پذيرم(2).  
بدين صورت زيد (رض) كه از او به عنوان زيد (رض) فرزند محمد(ص)  ياد مي‌شد با زينب ازدواج نمود و به همسرش ده دينار و شصت درهم و چادري و ملحفه و زرهي و مقداري گندم و خرما به عنوان مهريه داد(3).  
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) قضایا نساء النبی و المومنات، حفصه بنت عثمان الخلیفی، ص 205. 
2) جامع البیان طبری، ج 22، ص 11. 
3) تفسیر ابن کثیر، ج 3، ص 489.به اقتضاي حكمت الهي، زيد(رض) و زينب در زندگي مشترك خود به تفاهم نرسيدند و بعد از گذشت مدتي، زيد(رض) تصميم به طلاق زينب گرفت. زيد (رض) در اين مورد با پیامبر اکرم (ص) گفتگو نمود. آن حضرت(ص)  به او اجازة طلاق نداد بلكه ايشان را به مدارا و ادامة زندگي مسالمت‌آميز تشويق مي‌نمود. تا اينكه خداوند به زيد(رض) اجازة طلاق داد. آن گاه او بعد از يك سال زندگي مشترك، زينب را طلاق داد(1).  
بنابراین، زيد (رض) بعد از يك سال از زندگي مشترك خود با