 زينب وقتي متوجه اين قضيه شد كه همسرش علاقه‌اي به ادامة زندگي با او ندارد، او نيز كه انساني بزرگوار بود و نمي خواست خواسته‌هاي ديگران را قرباني اميال خود بگرداند، از ادامة زندگي با زينب خسته شد و اراده نمود تا او را طلاق دهد. براي اين منظور به پیامبر اکرم(ص) مراجعه مي‌نمود، اما ایشان مي‌فرمود: «همسرت را نگهدار و از خدا بترس.»(2)  
ابن كثير مي‌گويد: در اين مورد، ابن ابی حاتم و ابن جریر روایاتی را از برخي از بزرگان سلف نقل نموده‌اند كه چون به صحت نرسيده‌اند، از ذكر آنها خوداري مي‌كنيم(3).  
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر ابن کثیر، ج 3، ص 491. 
2) قضایا نساء النبی و المومنات، ص 209. 
3) تفسیر القرآن العظیم، ج 3، ص 491.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:57.txt">دستور خداوند درباره ابلاغ رسالت</a><a class="text" href="w:text:58.txt">آغاز دعوت پنهانی</a><a class="text" href="w:text:59.txt">اسلام آوردن خدیجه رضی الله عنها</a><a class="text" href="w:text:60.txt">اسلام آوردن علی بن ابی‌طالب (رض)</a><a class="text" href="w:text:61.txt">اسلام آوردن زید بن حارثه</a><a class="text" href="w:text:62.txt">دختران پیامبر (ص)</a><a class="text" href="w:text:63.txt">اسلام ابوبکر صدیق(رض)</a><a class="text" href="w:text:64.txt">خستگی‌ناپذیر بودن پیامبر اکرم (ص) در دعوت</a><a class="text" href="w:text:65.txt">1- تدابیر امنیتی</a><a class="text" href="w:text:66.txt">2- خانه ارقم بن ابی‌ارقم، مقر فرماندهی</a><a class="text" href="w:text:67.txt">مهم‌ترین ویژگیهای تربیت یافتگان صدر اسلام</a><a class="text" href="w:text:68.txt">تأثیر پیامبر اکرم (ص) در پرورش رهبران</a><a class="text" href="w:text:69.txt">محور اصلی آموزش های خانه ارقم</a><a class="text" href="w:text:70.txt">علل انتخاب خانة ارقم</a><a class="text" href="w:text:71.txt">ویژگیهای مسلمانان صدر اسلام</a><a class="text" href="w:text:72.txt">دعوت علنی اسلام</a><a class="folder" href="w:html:73.xml">سازندگی عقیدتی در دوران مکی</a><a class="text" href="w:text:77.txt">وصف بهشت در قرآن کریم و تأثیر آن بر صحابه</a><a class="text" href="w:text:78.txt">وصف جهنم در قرآن کریم و تأثیر آن در وجود پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:79.txt">مفهوم قضا و قدر و اثر آن در تربیت صحابه</a><a class="text" href="w:text:80.txt">شناخت اصحاب از حقیقت خلقت انسان</a><a class="text" href="w:text:81.txt">تصور اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) از داستان شیطان و آدم (ع)</a><a class="text" href="w:text:82.txt">نگرش صحابه نسبت به هستی و زندگی و برخی از آفریده‌ها</a></body></html>پسر خواندگي از جمله مسائلي بود كه در ميان اعراب به قدري ريشه دوانيده بود كه از بين بردن آن پیامدهای ناگواری را در بر داشت.
اين مسئله هم در مكه و هم در مدينه رواج داشت و مردم پسر خوانده را فرزند حقيقي خود به شمار مي‌آوردند. بنابراين، خداوند مي‌خواست اين مسأله براي مردم واضح گردد كه اينها فرزندان حقيقي آنها نيستند و اين فقط يك ادعا است و واقعيت ندارد؛ چنانكه خداوند فرمود: 
(مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَکُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِکُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَکُمْ أَبْنَاءَکُمْ ذَلِکُمْ قَوْلُکُم بِأَفْوَاهِکُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ) (احزاب، 4)
«خداوند دو دل را در دورن كسي قرار نداده است و هرگز همسرانتان را با اظهار «ظِهار» مادران شما نمي‌سازد و فرزند خواندگانتان را فرزندان حقيقي شما نمی‌نماید اين سختي است كه شما به زبان مي‌گویيد. خداوند حق مي‌گويد و به راه راست راهنمایي مي‌کند.» 
سپس خداوند خاطر نشان ساخت كه عدل و انصاف و نيكوكاري حكم مي‌كند كه اين نوع فرزندان را به پدران حقيقي آنان نسبت دهيد: 
(ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيکُمْ وَلَيْسَ عَلَيْکُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَکِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا) (احزاب، 5)
«آنها را به نام پدرهايشان بخوانید که اين کار نزد خدا منصفانه‌تر است. اگر پدرانشان را نشناختيد، پس برادران ديني و ياران شما هستند و اگر در اين مورد دچار اشتباه شديد، گناهي بر شما نيست ولي آنچه را كه دلتان می‌خواهد (گناه است) به هر حال خدا آمرزنده و مهربان بوده و هست.» 
عبدالله بن عمر(رض) مي‌گويد: «تا قبل از نزول این آیه ما زيد بن حارثه (رض) را به عنوان زيد بن محمد (ص) صدا مي‌كرديم تا اينكه قرآن ما را از اين كار نهي كرد.»(1) 
علاوه بر آن قرآن فرمود: اگر شما اسم پدران واقعي آنان را نمي‌دانيد، پس اينها برادران ديني و زيردستان شما هستند و آنها را با اين عناوين بخوانید.
بنابراين، پیامبر اکرم (ص) به زيد (رض) مي‌گفت: «تو برادر و غلام آزاد شدة ما هستي»(2)  یعنی تنها مومنان با یکدیگر برادرند؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(إِذْ جَاؤُوکُم مِّن فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنکُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا) (حجرات، 10)
«فقط مومنان برادران همدیگرند؛ پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید و از خدا ترس و پروا داشته باشید، تا به شما رحم شود.» 
نصوص ديگري نیز نازل گردید كه پسر خواندگان را از انتساب خود به غير پدران حقيقي خود منع مي‌كرد و آن را حرام اعلام مي‌نمود(3) ؛ چنانكه پیامبر اکرم (ص) فرمود: نفرين خدا و فرشتگان و مردم بر كسي كه خود را به سوي فردي غير از پدر واقعي خود منتسب بكند. و افزود كه از چنين انساني هيچ نوع عبادتي پذيرفته نمي‌شود(4). 
بنابراين، شريعت اسلام براي اثبات نسبت فرزند، هم خوابي با زني كه در عقد انسان و يا كنيز او مي‌باشد، شرط قرار داده است و روابط جنسي زمان جاهليت را مردود شمرده و فرموده است: فرزند متعلق به كسي است كه بر فراش او متولد مي‌شود و پاداش زناكار، سنگ‌سار است(5) ؛ يعني، عقد صحيح باعث ايجاد نسب مي‌شود نه زنا و اگر طریق زنا فرزندی متولد شود،زناکار می‌بایست، سنگسار گردد(6).  
مسئلة پسر خواندگي در ميان اعراب، مسئله‌ای دیرینه بود كه پیامبر اکرم (ص) به وسيلة ازدواج با مطلقة زيد (رض) يعني زينب، عملاً آن را نابود كرد(7) . بنابراين، فلسفة ازدواج پیامبر اکرم (ص) با زينب رضی الله عنها خيلي آشكار و شفاف است چنانكه قرآن مي‌فرمايد: 
(لَا يَکُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا) (احزاب، 37)
«تا براي مؤمنان در ازدواج با همسران فرزند خواندگان خود مشكلي نباشد بعد از اينكه آنها با آنان نياز خود را به پايان بردند (و طلاقشان دادند) فرمان خدا بايد انجام شود.» 
اما شایعة كفار و منافقان و پيروان آنها مبنی بر اینکه پیامبر اکرم (ص) به زينب علاقمند شده بود و هنگامي كه زيد (رض) متوجه اين موضوع گرديد او را طلاق داد، روايتهاي دروغيني است كه نسبت آنها به پیامبر اکرم (ص) نوعي تعرض به س