گرفته بودند با جريان ابوجندل(رض) و برگردانيدن وي به سوي مشركان باری دیگر در حالتی بر آشفته و معترض و نزد پیامبر اکرم (ص) مراجعه كردند. آن حضرت (ص) اين بار نيز با حوصله سخنان آنها را شنيد و آنان را متقاعد ساخت كه اين صلح به صلاح آيندة اسلام و مسلمانان است و موجب پیروزی آنان را فراهم خواهد ساخت(4)  انشاء الله به زودي خدا براي ابوجندل (رض) و امثال او راهي به سوي آزادي مي‌گشايد؛ چنان كه آن چه پیامبر اکرم (ص) فرموده بود به تحقق پیوست. 
نحوة رویارویی پیامبر اکرم (ص) با اعتراضات اصحاب و یارانش، بیانگر آن است كه آن حضرت (ص) به آراء اطرافيان خود احترام قائل بود و به آنها حق اعتراض مي‌داد. تا رهبران کشورهای اسلامی در طول تاريخ با اطرافيان و رعاياي خود اين گونه برخورد نمايند تا آنها به ابراز رأي و اعتراض خود بپردازند؛ چرا که چنين امري، اسباب رشد جامعه و تكامل آن را فراهم می‌آورد. 
همچنين به ميزان آزادي بيان و ‌انديشه در منطق پیامبر اکرم(ص)  پي مي‌بريم. بنابراین در جامعة اسلامي بیان نمودن رأي و‌ انديشة امری آزاد تلقی می‌گردد و افراد جامعه می‌توانند به استیضاح حاکم دولت اسلامی بپردازند و از او انتقاد كند و اين كار نه كفر و نه كوششي براي براندازي نظام محسوب مي‌شود كه كيفر آن سياه چالهاي زندان باشند(5).  
----------------------------------------------------------------------------------------
1) معین السیره، ص 333. 
2) تاریخ طبری، ج 2، ص 634. 
3) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 3، ص 346. 
4) صلح الحدیبیه، باشمیل، ص 270. 
5) غزوة الحدیبیه، ابی فارس، ص 134-135.پیامبر اکرم (ص) بعد از نوشتن عهدنامه، خطاب به اصحاب و یاران خویش فرمود: برخيزيد و قربانيها را ذبح كنيد و سر بتراشيد. اين را سه بار تكرار كرد، اما كسي از آنها اقدام به اين كار نكرد بنابراین (ص) وارد خيمه‌اش شد و نگراني خود را به ام‌سلمه  گفت. ام‌سلمه به آن حضرت(ص) پيشنهاد كرد كه نخست خود شما چنين كنيد. آن گاه پیامبر اکرم (ص) در ملأعام، شترش را قرباني كرد و سرش را تراشید و بعد از آن صحابه(رض) در قرباني كردن و تراشيدن سر بر يكديگر سبقت گرفتند(1).  
بعضي از آنان سر تراشيدند و برخي موهاي خود را كوتاه نمودند، پیامبر اکرم(ص) فرمود: رحمت خدا بر كساني باد كه سرهای خویش را تراشیده‌اند. صحابه (رض) گفتند: پس آنهایي كه موهای خود را كوتاه نموده‌اند چي؟ پیامبر اکرم (ص) دوباره فرمود: رحمت خدا بر كساني باد كه سرهای خویش تراشیده‌اند. اين سؤال و جواب تا سه مرتبه تكرار شد، در پايان پیامبر اکرم (ص) فرمود: بر كوتاه كنندگان نيز رحمت خدا باد(2).  
پیامبر اکرم (ص) اقدام به قربانی شتری از ابوجهل نمود که حلقه‌اي نقره‌اي در بيني داشت و با اين كار در این صدد بود تا مشرکان را عصباني نماید(3).  
--------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، کتاب الشروط، ج 3، شماره 2732. 
2) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 3، ص 348. 
3) همان، ص 349. 1- ام‌سلمه از روحية صحابه(رض) متوجه این موضوع گردید كه آنها اين دستور پیامبر اکرم (ص) را به حساب رخصت و استحباب گرفته‌اند و آن را امري واجب نمي‌دانند چرا که پیامبر اکرم (ص) كه هميشه در كارهاي خير بر ديگران سبقت مي‌گرفت، هنوز در احرام به سر مي‌برد و قرباني ذبح نكرده بود. بنابراين، به پیامبر اکرم (ص) پيشنهاد داد تا عملاً قبل از ديگران به این امر اقدام نماید؛ چنانكه وقتي پیامبر اکرم (ص) قرباني ذبح نمود و سر تراشيد، صحابه(رض) بي‌درنگ در حالي كه از يكديگر سبقت مي‌گرفتند، از احرام بيرون شدند و قرباني ذبح نمودند. 
همچنين از اين داستان علاوه بر اینکه استحباب نظرخواهي از زن عاقل و ‌انديشمند استنباط می‌گردد جايگاه رفيع زن در اسلام نیز مشخص می‌گردد و این بر خلاف تبليغات غيرمنصفانه‌ای است كه مي‌گويند: در اسلام حقوق زن رعايت نشده است. چرا که پیامبر اکرم (ص) به عنوان حاکم جامعة اسلامی مشورت همسرش را پذيرفت و به آن ارج نهاد(1).  
2- اهميت الگوي عملي: چنانكه ياران پیامبر اکرم (ص) قبل از اينكه آن حضرت(ص) وارد ميدان عمل دستور ايشان را عملي نساختند، اما پس از اينكه به اشار‌ة ام‌سلمه به آنچه دستور داده بود، جامة عمل پوشاند، تمامی آنها فرامین ایشان را عملی ساختند. بنابراين، نمی‌توان ارائة الگوي عملي در امور را انکار نمود(2).  
3- حكم كسي كه بعد از ارادة حج و عمره، از آن باز داشته شود: عملكرد پیامبر اکرم (ص) بعد از اتمام قرارداد صلح، بيانگر حكم كسي است كه از حج و يا عمره باز داشته مي‌شود پس افرادی كه با مشكل و يا مانعي مواجه مي‌گردند می‌بایست، قرباني خود را ذبح نمایند و از حالت احرام بيرون بيايند. و از نظر جمهور علما، كسي كه حج و عمرة نافله‌اي اراده كرده است و با مشكلي مواجه مي‌شود، لازم نيست كه قضاي حج و عمره را به جاي آورد، اما حنفیها معتقد هستند كه قضاي آن لازم و ضروري است به این دلیل که تمامی افرادی كه در اين سفر با پیامبر اکرم (ص) بودند، سال آينده در عمرة القضا شركت داشتند به جز كساني كه وفات کرده و يا شهيد شده بودند(3).  
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) المعاهدات فی الشریعة الاسلامیه، ص 273.
2) تاملات فی السیرة النبویه، محمد السید الوکیل، ص 211.
3) فقه السیرة، بوطی، ص 243.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:7.xml">بخش اول: مهم‌ترین وقایع تاریخی قبل از بعثت</a><a class="folder" href="w:html:44.xml">بخش دوم: نزول وحی و آغاز دعوت مخفی</a><a class="folder" href="w:html:88.xml">بخش سوم: دعوت آشکار و روشهای مشرکان در مبارزه با آن</a><a class="folder" href="w:html:126.xml">بخش چهارم: هجرت به حبشه، مشکلات سفر به طائف و سفر اسراء</a><a class="folder" href="w:html:158.xml">بخش پنجم: عرضة اسلام بر قبایل و هجرت اصحاب به مدینه</a><a class="folder" href="w:html:191.xml">بخش ششم: هجرت پیامبر اکرم (ص) و رفیق سفرش، ابوبکر صدیق (رض)</a><a class="folder" href="w:html:210.xml">بخش هفتم: پایه‌های دولت اسلام در مدینه</a></body></html>بعد از خدیجه، علی بن ابی طالب، از میان کودکان، نخستین کسی بود که ایمان آورد. براساس اقوال طبری و ابن اسحاق(1)  علی در آن وقت ده سال سن داشت. خداوند بر علی منت گذاشت که قبل از اسلام در آغوش و دامان پیامبر رشد و پرورش یافت؛ چراکه پیامبر اکرم (ص) درصدد جبران زحماتی بود که ابوطالب در دوران کودکی او متحمل شده بود، لذا علی از همان کودکی در دامان پیامبر اکرم (ص) رشد نمود.(2) 
علی بعد از پیامبر اکرم (ص) و خدیجه، سومین نفری بود که نماز خواند.(3) 
برخی از علما بر این عقیده‌اند که هنگام فرا رسیدن وقت نماز، پیامبر اکرم (ص) به دره‌های اطراف مکه می‌رفت و علی بن ابی‌طالب با پنهان کردن ماجرا از پدر و سایر افراد خانواده‌اش همراه رسول خدا می‌رفت و هر دو در آن جا نماز می‌خواندند و چون عصر فرا می‌رسید، به آن خانة پاکیزه و آراسته و سرشار از ایمان و صداقت و وفاداری که سرچشمه خوبیها بود، برمی‌گشتند و آرام می‌گرفتند.(4) 
----------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 1، ص 284.
2) ابن هشام، ج 1،