ه استنباط می‌گردد که در هر زمان و مكان ديگري كه شخص يا ملتي، داراي اين صفات و خصلتها باشد، يقيناً مشمول توجه و عنايت پروردگار قرار خواهد گرفت و اين وعدة خدا است كه هرگز خلاف آن ممكن نيست(11).  
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 3، ص352. 
2) منهج الاعلام الاسلامی فی صلح الحدیبیه، ص 329. 
3) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 3 ص 353. 
4) البخاری، کتاب الشروط فی الجهاد، ج 3، ص 241، شماره 4732. 
5) همان. 
6) محمد رسول الله، صادق عرجون، ج 4، ص 281. 
7) البخاری، کتاب الشروط، ج 3، ص 241، شماره 4732. 
8) السیرة النبویه الصحیحه، ج 2، ص 451. 
9) السیرة النبویه الصحیحه، ج 2، ص 452. 
10) بخاری، کتاب الشروط، ج 3، ص 241، شماره 473. 
11) غزة الحدیبیه، حکمی، ص 320. برخي از زنان مسلمان كه در سرزمين كفر (مكه) زندگی می‌کردند، تصميم به هجرت گرفتند و به مدينه آمدند. در پيشاپيش زنان مهاجر، ام‌كلثوم، دختر عقبه بن ا‏َبي معيط، قرار داشت. اينها بعد از صلح حديبيه هجرت نمودند. بنابراين، مشركان مكه خواستار بازگشت آنها به مكه شدند. آن گاه خداوند، اين آيات را در مورد آنان نازل فرمود: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْکُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْکُمْ أَن تَنکِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ يَحْکُمُ بَيْنَکُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَکِيمٌ) (ممتحنه، 10)
«اي مؤمنان! وقتي زنان مؤمن هجرت نموده نزد شما آمدند، آنها را بيازمایيد. خدا بهتر از ايمان آنها آگاهي دارد. اگر شما آنها را مؤمن تشخيص داديد، پس آنان را نزد كفار برنگردانيد. چرا كه آنان براي كافران و كافران براي آنان حلال نيستند و به شوهران كافرشان آن چه را كه هزينه كرده‌اند، بدهيد و بر شما گناهي نيست كه با آنان ازدواج نمائيد. به شرط اينكه مهريه آنان را پرداخت كنيد و آنها را در بند (نكاح) كافران نگذاريد. و شما از كافران هزينة زنان مرتد خود را جويا شويد و آنها از شما هزينه زنان مسلمان خود را جويا شوند. اين دستور خداست و خدا دانا و با حكمت است.» 
ابن عباس مي‌گويد: امتحان آنها عبارت بود از اقرار به يگانگي خدا و رسالت پيامبر خدا (ص) و آية:(لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ) بيانگر حرام‌بودن زنان مسلمان بر شوهران مشركشان مي‌باشد؛ چنانكه قرطبي مي‌گويد: پس آن چه آنها را بر شوهرانشان حرام مي‌ساخت، مسلمان شدن آنها بود، نه هجرتشان(1).  
ابن کسر در مورد آیة (وَلَا جُنَاحَ عَلَيْکُمْ أَن تَنکِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ) می‌گوید: قرآن خطاب به مسلمانان فرمود: ازدواج با اين زنان مهاجر، بلامانع است به شرطي كه مهرية آنان را بپردازيد. وعدة آنان به اتمام رسیده باشد(2).  
(وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ)
«آنها را همچنان به حساب نكاح با كافران نگه نداريد؛ بلكه با مسلمان شدن، در ميان آنها تفرقه و جدایي افتاده است.»
مفسران در مورد آیة:
(وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا)
مي‌گويند: برخي از زنان مسلمان، مرتد شده و نزد كافران برگشته بودند و تعدادي از زنان مشركان، مسلمان شده و به مدينه آمده بودند. آن گاه خداوند به خاطر رعايت انصاف فرمود: شما مهريه زناني را كه نزد شما آمده‌اند، به شوهرانشان برگردانيد و اين حكم به اجماع امت، مخصوص همان حادثه مشخص بود و بعد از آن جنبه عملی پیدا نمی‌نماید و ابن عربی نیز بر این عقیده است(3).  
سپس قرآن در مورد آن دسته از مردان مسلماني كه زنانشان مرتد شده و به كافران پيوسته بودند و شوهرانشان توانایی حق خود را نداشتند، فرمود: از اولين مال غنيمتي كه بدست مي‌آوريد، حق از دست رفته آنها را بپردازيد(4).  
در مورد این قسمت از عهدنامه که در آن مقرر گردیده بود كه اگر فردي از مشركان به مسلمانان پيوست، بايد به مكه برگردانيده شود، بین مشرکان و پیامبر اکرم اختلاف نظر به وجود آمد؛ چرا که مشركان، زنان مهاجر را نيز مشمول اين بند مي‌دانستند، اما پیامبر اکرم (ص) شامل گردیدن زنان مهاجر را به دليل اينكه صيغه‌اي كه در بند مذكور قيد شده بود، مذكر است، قبول نداشت و خداوند نيز موقف پیامبر اکرم (ص) را تأييد و ‌آيات فوق را نازل كرد كه مضمون آن این بود که هيچ يكي از زنان مهاجر كه بعد از صلح حديبيه هجرت كرده‌اند، به مكه بازگردانيده نشود(5).  
استاد محمد عزه دروزه مي‌گويد: چنين به نظر مي‌رسد كه برخي از زنان مسلمان كه قبل از صلح حديبيه موفق به هجرت نشده بودند، فرصت را غنيبت شمردند و بعد از صلح حديبيه، مخفيانه به مدينه هجرت نمودند. بستگان آنها بر اساس مفاد قرار داد صلح، به تعقيب آنان پرداختند و خواهان بازگشت آنها شدند. آن گاه آيات فوق نازل گرديد و بازگردانيدن زنان مهاجر را ممنوع اعلام كرد. 
در مورد این مسئله که آيا در صلح‌نامه يادي از زنان مهاجر شده بود يا خير، نظریه‌های متعددی وجود دارد و قول راجح اين است كه در آنجا صيغه مذكر قيد شده بود كه مشركان آن را شامل زنان نيز مي‌دانستند، اما پیامبر اکرم (ص) آن را شامل زنان نمي‌دانست تا اينكه این آيات نازل گرديد و خداوند به طور قطع حكم بازگردانيدن آنان را بلامانع دانست(6).  
استاد غزالي مي‌گويد: «مسلمانان از بازگرداندن زنان مهاجر به مكه امتناع ورزيدند كه دليل آن مي‌تواند يكي از اين دو امر باشد: يا بند مذكور در صلح‌نامه را مخصوص مردان مي‌دانستند و يا اينكه آنان بر این باور بودند که اينها تحمل شكنجه و اذيت و آزار مشركان را ندارند و مانند ابوجندل و ابوبصير نيز نمي‌توانند فرار كنند و به مبارزه خود به صورت تاکتیکی ادامه خواهند داد، اما مهم آن است که ممنوعيت بازگرداندن زنان مهاجر را خداوند اعلام نمود.»(7)  
-------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر قرطبی، ج 18، ص 63. 
2) تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 351.
3) تفسیر قرطبی، ج 18، ص 68 – حدیث القرآن الکریم، ج 2، ص 545. 
4) تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 352.
5) غزوة الحدیبیه، ص 178.
6) سیرة الرسول، دروزه، ج 2، ص 354. 
7) فقه السیره، غزالی، ص 367.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:604.xml">احكام مربوط به عقيده</a><a class="folder" href="w:html:608.xml">احکام فقهی و اصول بر گرفته از صلح حدیبیه</a><a class="text" href="w:text:615.txt">نمونه‌اي از تربيت نبوي</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:605.txt">1- گماردن محافظ برای رهبران اسلامی هنگام مذاکره بلامانع است</a><a class="text" href="w:text:606.txt">2- استحباب فال نيك گرفتن</a><a class="text" href="w:text:607.txt">3- اعتقاد كفرآ