6384. 
2) همان، کتاب المغازی، شماره 4196. 
3) همان، شماره 4196. 
4) الصراع مع الیهود، ج 2 ص 30. 
5) مغازی، واقدی، ج 2، ص 610-641. 
6) المستدرک، ج 2، ص 100 حاکم آن را صحیح دانسته و ذهیی نیز تایید نموده است. 
7) الصراع مع الیهود، ج 2، ص 45. 
8) البخار، کتاب المغازی، شماره 4210. دختران پیامبر اکرم (ص) نیز بی‌درنگ اسلام را پذیرفتند. زینب و ام کلثوم و فاطمه و رقیه، قبل از بعثت از رفتار نیکوی پدرشان که از اعمال اهل جاهلیت از قبیل پرستش بتها و ارتکاب گناهان پرهیز می‌نمود و نیز از رفتار مادر مهربانشان متأثر شده بودند و بعد از بعثت پیامبر اکرم (ص) شتابان ایمان آوردند.(1) 
با گرویدن دختران پیامبر اکرم (ص) به اسلام، خانة پیامبر، اولین خانه‌ای بود که یکپارچه به خداوند متعال ایمان داشت و پیرو شریعت و آیین اسلام بود و تا مدتی فقط همان یک خانه مرکز ایمان و نماز وتلاوت قرآن و دعوت اسلام بود(2) . بنابراین، شایسته است، این خانه الگویی برای همه خانه‌های مسلمانان و صاحب این خانه نمونه زنده‌ای برای تمام زنان و مردان مسلمان باشد؛ چراکه کدبانوی این خانه زنی پاک و با ایمان و مخلص و وزیر صداقت و امنیت است و پسر عمویی که پرورش داده است، دعوت را اجابت می‌کند و بازو و یاور و همراه پیامبر می‌گردد و پسرخواندة این خانه، مؤمن راستگو و یار و مددکار است. دختران نیز تصدیق کننده و پذیرای حق و با ایمان و فرمانبردار هستند.(3) 
این خانه با زیباترین و درخشنده‌ترین نگاره‌های ایمان آراسته شده و گوشه‌های آن را شعله‌های نور تصدیق رسالت روشن کرده است. زن و شوهر با یکدیگر هماهنگی و همکاری دارند و در مورد چنین خانه‌ای، این ندای الهی صدق پیدا می‌کند که فرمود : 
(هُوَ الَّذِي خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْکُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَّنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِينَ) (اعراف، 189)
«او آن کسی است که شما را از یک جنس آفرید و همسران شما را از جنس شما ساخت تا شوهران در کنار همسران بیاسایند، ولی هنگامی که شوهران با همسران آمیزش جنسی می‌کنند، همسران بار سبکی (جنین) بر می‌دارند و به آسانی با آن روزگار را بسر می‌برند. اما وقتی بار سنگین می‌شود آن روز، خدا را صدا می‌کنند و می‌گویند: اگر فرزند سالم و صالحی به ما بدهی سپاسگزار می‌شویم.»
آنچه نیز از پیامبر اکرم (ص) در زمینه تربیت روایت شده است، تصدیق کنندة این مدعاست: «نوزاد بر فطرت سالم به دنیا می‌آید و بعداً پدر و مادرش او را یهودی یا نصرانی یا مجوسی می‌کنند.»(4) 
دختران پیامبر اکرم (ص) بر اثر تربیت درست، از پیشتازان تصدیق و ایمان به رسالتش بودند و این چنین خانه پیامبر در نخستین جایگاه قرار داشت و وضعیت حاکم در خانواده پیامبر اکرم (ص) برای مسلمانان از آن جهت که می‌تواند در پرتو رهنمودهای آن زندگی سعادتمندانه‌ای داشته باشد و برای غیرمسلمانان و کسانی که خدا را پروردگار خود می‌دانند و به پیامبر به عنوان نبی ایمان دارند، الگو و نمونة کاملی در صداقت و راستگویی است. آنچه در منهج الهی روشن است اینکه تربیت و پرورش فرد و خانواده صالح، اولین حلقة اصلاح و تربیت است و پس از آن نوبت تربیت جامعه می‌رسد. از این رو اسلام به تربیت فرد اهمیت ویژه‌ای قائل شده است؛ زیرا او خشتی محکم در بنای جامعه محسوب می‌شود و چون خانواده، فرد را از بدو تولد در کانون خود می‌پذیرد و مدت درازی از زندگی‌اش را در آن می‌گذراند علاوه بر آن تمام دوران زندگی فرد را در احاطه دارد و نشانه‌ها و ویژگیها و صفات و ابعاد شخصیتی فرد به وسیلة آن مشخص می‌گردد و واسطه بین فرد و جامعه است؛ پس هر گاه این واسطه، سالم و قوی باشد هر دو جنبه، فرد و جامعه را سالم و قوی می‌نماید(5). 
از دیدگاه اسلام، خانواده از اهمیتی فوق العاده برخوردار است بنابراین، معیارها و ملاکهایی که برای آن قرار داده است، ضامن رشد و بقای آن خواهد بود و آن را به سمت و سویی سوق می‌دهد که حلقه‌ای قوی در ساختار جامعه و دولت اسلامی باشد؛ چراکه تلاش این دو نهاد، ایجاد تمدن خدایی در دنیا است.(6) 
این اهتمام به خانواده از گامهای نخست دعوت اسلامی آشکار می‌شود؛ زیرا تقدیر الهی چنین بود که اولین کسی که به اسلام ایمان آورد، زنی باشد (خدیجه) تا اسلام، از جایگاه زن تقدیر به عمل بیاورد و دانسته شود که پایه‌های اسلام در خانواده استوار می‌‌گردد و بودن کودکی در میان پیشتازان به اسلام به نام علی اشاره به این دارد که دعوت به شکوفه‌های جدید نیاز دارد و به نسل نوباوگان اهمیت می‌دهد تا با پیمودن مراحل درست برای ساختن جامعه و سپس دولت و بعد از آن امپراطوری اسلامی(7)  قدم بردارد. با تأمل و تفکر در این موضوع که پس از بعثت، این دعوت در مراحل اولیه و نخست به زنی مانند خدیجه و برده‌ای چون زید بن حارثه و کودکی چون علی بن ابی‌طالب و دیگر خانواده پیامبر عرضه شده است، به این نتیجه خواهیم رسید که دعوت اسلامی خطابی است به همه مردم کوچک و بزرگ، مرد و زن، آقا و برده؛ پس تمامی قشرهای جامعه از قبیل مردان و زنان، کودکان و بردگان باید نقش خود را در ساختن اجتماع و برپایی دولت و گسترش تمدن ایفا نمایند.(8) 
------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 1، ص 284.
2) المراة فی العهد النبوی، دعصمه، ص 43.
3) همان، ص 45.
4) المراة فی العهد النبوی، ص 46.
5) دولة الرسول من التکوین حتی التمکین، کامل سلامه، ص 208.
6) همان.
7) الاخوات المسلمات و بناء الاسرة المسلمه، محمود الجواهری، ص 7.
8) دولة الرسول من التکوین حتی التمکین، ص 208.يهوديان با مشاهدة مسلمانان، به دژها و قلعه‌هاي خود پناه بردند. مسلمانان، آنان را محاصره نمودند و قلعه‌ها را يكي بعد از دیگری فتح كردند. اولين قلعه‌هایي كه فتح شد، عبارت بودند از: قلعه ناعم و صعب كه در محلة نطاه و قلعة ابونزار كه در محله شق قرار داشتند. اين دو محله از محله‌هاي شمال شرقي خيبر به شمار مي‌رفتند، سپس قلعه محكم و معروف قموص را در محلة كتيبه كه متعلق به ابن أبي الحقيق بود و بعد از آن قلعه‌هاي و طيح و سلالم را فتح نمودند(1).  
مسلمانان در فتح برخي از اين قلعه‌ها با مقاومت‌هاي شديدي روبرو شدند. به ويژه در فتح قلعه ناعم كه در کنار دیوار آن، محمود بن مسلم انصاري به وسيله سنگ آسيابي كه توسط فردي به نام مرصب بر او‌ انداخته شد، شهيد گرديد(2) . فتح اين قلعه ده روز به طول انجامید(3) . و مسلمانان از فتح آن خسته شدند تا اينكه سرانجام شبي پیامبر اکرم(ص) اعلام نمود كه فردا پرچم را به دست كسي خواهد سپرد كه خدا و رسولش او را دوست مي دارند و او نيز آنها را دوست مي‌دارد و توسط او، قلعه فتح خواهد شد. 
مسلمانان با شنيدن اين خبر، بي‌نهايت خوشحال گرديدند. آن حضرت صبح فردا بعد از نماز، علي(رض) را فراخواند و پر