اة، باب إعطاء المولفة قلوبهم، ج 2، ص 735، شماره 135.
11) ابوداود، کتاب البیوع، باب تضمین العاریه، ج 3، ص 826، شماره 8566.
12) همان، کتاب البیوع والاجارت، باب تضمین العاریه، ج 3، ص 823، شماره 8562.
13) مسلم، کتاب الجهاد و السیر، باب فی غزوة حنین، ج 3، ص 1398، شماره 1775.
14) همان، ج 3، ص 1399، شماره 1772.1- فرشتگان از آسمان نازل شدند.
2- القای رعب و وحشت در قلوب کفار(1). 
3- رسانیدن دو مشت خاک که توسط پیامبر اکرم (ص) به چشمهای دشمنان ریخته شد
پیامبر (ص) دو مشت خاک برداشت و به سوی دشمن پرتاب نمود، اما خداوند دانه‌های آن دومشت خاک را به چشمان تک‌تک افراد دشمن رسانید و موجب آسیب چشمهایشان گردید که می‌توان آن را یکی از اسباب شکست آنها محسوب نمود(2). 
عباس می‌گوید: پیامبر اکرم (ص) مشتی سنگ‌ریزه برداشت و به سوی دشمن پرتاب نمود و گفت: به پروردگار محمد سوگند که شکست می‌خورند. عباس می‌گوید: مسلمانان و کفار با یکدیگر در کشاکش جنگ بودند، اما پیامبر سنگ‌ریزه برمی‌داشت و پرتاب می‌کرد و می‌گفت: شکست خواهند خورد تا اینکه متوجه شدم که رو به شکست نهاده‌اند(3). 
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح السیرة النبویه، ص 559.
2) القیادة العسکریة فی عهد رسول الله، ص 259.
3) مسلم، کتاب الجهاد و السیر، باب غزوة حنین، ج 3، ص 1399، شماره 1775.الف – ابوموسی اشعری می‌گوید: هنگامی که پیامبر اکرم (ص) از حنین فارغ گردید، ابوعامر را با لشکری به سوی اوطاس فرستاد.من نیز با ابوعامر بودم. با درید بن صمه و یارانش برخورد نمودیم. درید کشته شد و یارانش شکست خوردند، اما ابوعامر مورد اصابت تیری قرار گرفت که به پای وی برخورد نموده بود. من شتابان نزد او رفتم و گفتم: چه کسی تو را زد؟ به سوی کسی اشاره کرد و گفت: او مرا زد. او قاتل من است. ابوموسی می‌گوید: من او را تعقیب کردم و به او رسیدم و ضربه‌هایی با شمشیر میان ما رد و بدل شد تا اینکه او را از پای درآوردم. آن گاه نزد ابوعامر برگشتم و گفتم: خدا او را کشت. گفت: بیا تیر را دربیاور. من آن را درآوردم، متوجه شدم که از محل اصابت تیر، آب بیرون می‌آید. ابوعامر گفت: برادرزاده‌ام! سلام مرا به پیامبر برسان و بگو: برایم طلب آمرزش نماید. آن گاه او مرا جانشین خود کرد و پس از اندک زمانی وفات یافت. ابوموسی می‌گوید: هنگامی که نزد پیامبر اکرم(ص)  در خانه‌اش آمدم، او را تشکی که از سنگ‌ریزه‌ها ساخته شده بود، یافتم. من خبر وفات ابوعامر و همچنین اخبار لشکر خود را به اطلاع ایشان رساندم و گفتم که ابوعامر طلب آمرزش نموده است. پیامبر اکرم(ص) مقداری آب خواست و وضو گرفت؛ سپس دستهایش را بالا گرفت و فرمود: بارالها! ابوعامر را ببخش. ابوموسی می‌گوید: سفیدی زیربغلش را می‌دیدم؛ سپس ادامه داد: بارالها! او را در قیامت بر بسیاری از بندگانت فضیلت ده. من گفتم: برای من نیز استغفار کن. فرمود: بارالها! گناهان عبدالله بن قیس را مغفرت کن و او را در قیامت به جایگاه نیکی وارد کن(1). 
ب – محاصرة فراریان در طائف: پیامبر اکرم (ص) اهل طائف را تحت محاصره درآورد و از شیوه‌ها و راههای گوناگونی از قبیل جنگ، محاصره و شورا استفاده نمود و با راه‌اندازی جنگی روانی و تبلیغاتی، صفوف دشمن را متزلزل ساخت. برخی از این شیوه‌ها عبارت بودند از: 
1- استفاده از روش جنگی جدید
پیامبر اکرم (ص) در محاصرة طاف از سلاحهای جدیدی استفاده نمود که قبلاً از آنها استفاده نکرده بود. این سلاحها عبارت بودند از:
- منجنیق: آن حضرت در ایام محاصرة ثقیف در طائف از منجنیق استفاده می‌نمود؛ چنانکه مکحول می‌گوید: پیامبر اکرم (ص) بر اهل طائف، منجنیق نصب کرد(2). 
منجنیق نوعی سلاح سنگین بود که در آن سنگهای بزرگی می‌گذاشتند و آن را پرتاب می‌کردند و اگر به دیوار یا دژ و برجی اصابت می‌نمود، آن را منهدم می‌ساخت و یا به وسیلة آن آتشی پرتاب می‌گردید تا به هر چیزی که اصابت می‌کند آن را بسوزاند. این سلاح سنگین، نیاز به گروهی داشت که آن را کنترل و هدایت نمایند(3). 
- دبابه: سلاح سنگین دیگری که پیامبر در این جنگ، برای اولین بار از آن استفاده نمود، دبابه بود. دبابه آلتی جنگی است که برای  شکستن حصار دشمن، وارد آن می‌شوند و به شکل اطاقک ایمنی ساخته می‌شود که چند نفر هنگام حمله به درون دژ، به خاطر حفاظت خویش در مقابل تیرهای دشمن وارد آن می‌شوند(4). 
- سیم خاردار: یکی دیگر از وسایلی که پیامبر اکرم(ص)  در محاصرة طائف از آن استفاده نمود، چیزی بود شبیه سیم خاردار امروزی. بدین صورت که با ترکیب دو چوب به صورت چهار پهلو، آلتی دفاعی می‌ساختند و آن را بر سر راه اسبها و جنجگویان دشمن می‌گذاشتند تا مانع پیشروی و یا حداقل باعث کندروی آنها گردد(5). 
مؤلفان کتب مغازی و سیره‌نویسان بر این عقیده‌اند که پیامبر اکرم (ص) در اطراف دژهای اهل طائف، از این آلت به عنوان حصار استفاده نمود(6). 
این عملکرد پیامبر اکرم (ص) برای تمامی مسلمانان و به ویژه برای رهبران امت اسلامی حاوی این موضوع است که عقل و اندیشة خود را در راستای استفاده از هر چیز جدید و مفید که خوشبختی دنیا و آخرت مسلمانان را تضمین می‌نماید، به کار بندند.
2- انتخاب مکان مناسب توسط پیامبر اکرم (ص) برای جنگ
لشکر اسلام نزدیک دژها و در مکانی باز و مورد دید دشمن اردو زد. آنان هنوز وسایل خود را به زمین نگذاشته بودند که هدف آماج تیرها قرار گرفتند و افراد زیادی زخمی شدند. آن گاه حباب بن نذر به پیامبر اکرم (ص) پیشنهاد تغییر مکان داد. پیامبر نیز این امر را پذیرفت و او را مأمور ساخت تا مکان مناسبی برای انتقال لشکر تلاش نماید. حباب، بعد از آنکه مکان مناسبی را انتخاب نمود، پیامبر نیز دستور جابجایی لشکر را به آن مکان داد. که امروز در آن مکان، مسجدالطائف معروف به مسجد ابن عباس قرار دارد(7). 
3- استفاده از جنگ تبلیغاتی و روانی
هنگامی که آن حضرت با مقاومت شدید اهل طائف روبرو گردید و تعدادی از مسلمانان نیز کشته شدند، دستور داد تا نخلها و باغهای انگور اهل طائف را به آتش بکشند. هدف پیامبر اکرم (ص) از این عمل، وارد نمودن فشار روانی بر اهل طائف بود و هنگامی که متوجه شد که این عمل، روحیة مقاومت آنها را تضعیف ساخته است، از این عمل خودداری نمود و علاوه بر آن، دشمن نیز در پیامی پیامبر را سوگند داد و او را به رعایت صلة رحم فراخواند تا این عمل را رها نماید. بعد از آن پیامبر اعلام داشت که هر کدام از بردگان طائف از دژ بیرون بیاید و تسلیم شود، آزاد است؛ چنانکه در پی این اعلام، حدود بیست و سه غلام که ابوبکره ثقفی نیز در میان آنان بود، از دژ بیرون شدند و به مسلمانان پیوستند و مسلمان شدند. پیامبر نیز آنها را آزاد ساخت و حتی بعد از مسلمان شدن طایفة ثقیف، آنها را برنگردانید(8). 
4- حکمت اتمام محاصره
پیامبر اکرم (ص) دست از محاصرة آنها برداشت؛ زیرا آنها قدرتی نبودند که کسی از اطرافیان طائف از آنها پیروی بکند؛ بلکه قدرت مرکزی در اختیار حکومت اسلامی قرار داشت. بنابراین ادامه و یا 