توصیف می‌کنند.»
(وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ) (نحل، 57)
«و برای خداوند، که از هرگونه آلایش ونیازی پاک است، دخترانی قائل می‌شدند و برای خود آنچه دوست می‌داشتند، قرار می‌دادند.»
پس یکی از اهداف مهم قرآن کریم این بود تا عقیدة درست و سالم را در دلهای مؤمنان تثبیت نماید و آن را برای همه روشن نماید و این امر با بیان توحید ربوبیت و توحید الوهیت وتوحید اسماء و صفات و ایمان آوردن به همه آنچه خداوند به وجود آن خبر داده است، از قبیل : فرشتگان، کتابها، پیامبران، قدر (خیر و شر) و روز قیامت و ایمان به رسالت پیامبران محقق می‌شد(1). 
آیه‌های نازل شده بر پیامبر اکرم (ص) در مکه، به مردم شناساند که خدایی که باید آن را عبادت کنند، چه کسی است و پیامبر اکرم (ص) آنها را براساس این آیه‌ها تربیت می‌نمود و از روز اول می‌کوشید تا بینش درستی به مردم در مورد پروردگارشان و در مورد حق او بر آنها ارائه نماید و می‌دانست که این بینش در وجود کسانی که فطرت آنان درست و سالم است، تصدیق و یقین را به جا خواهد گذاشت. پیامبر اکرم (ص) با توجه به آیه‌های قرآن کریم تلاشهای خود را در چند بخش متمرکز کرده بود که عبارتند از: 
1- خداوند ازعیبها پاک و متصف به کمالات بی‌پایان است؛ پس او پاک است و یکتا، شریک و همسر و فرزندی ندارد.
2- اینکه خداوند، آفریننده هر چیز و صاحب و مدبر آن است: 
(إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ) (اعراف، 54)
«پروردگار شما خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز بیافرید سپس بر عرش استقرار یافت، با شب، روز را می‌پوشاند و شب شتابان به دنبال روز روان است. خورشید و ماه و ستارگان را بیافرید و جملگی مسخر فرمان او هستند. آگاه باشید که تنها او می‌آفریند و فرمان می‌دهد. بزرگوار و جاویدان و دارای خیرات فراوان و خداوندی است که پروردگار جهانیان است.»
3- اینکه خداوند سرچشمه سایر نعمتهای جهان هستی است؛ خواه کوچک باشند یا بزرگ، پیدا باشند یا پنهان: 
(وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ) (نحل، 53)
«آنچه از نعمتها دارید، همه از سوی خداست و گذشته از آن هنگامی که زیانی به شما رسید (برای زدودن ناراحتیها) او را با ناله و زاری به فریاد می‌خوانند.»
4- علم و آگاهی: علم خداوند، فراگیر است وتمام چیزها را در احاطه دارد؛ پس هیچ چیز پنهانی در زمین و آسمان از او پنهان نمی‌ماند و نه آنچه انسان آشکار می‌کند و پوشیده می‌دارد، از او پنهان می‌شود: 
(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا) (طلاق، 12)
«خدا همان است که هفت آسمان را و همانند آن زمین را آفریده است. فرمان او (خدا) همواره در میان آنها جاری است تا بدانید خداوند بر هر چیز توانا است و آگاهی او همه چیز را فرا گرفته است.»
5- خداوند به وسیلة فرشتگان اعمال انسان را در کتابی ثبت و ضبط می‌نماید. کتابی که هیچ عمل کوچک و بزرگی را نمی‌گذارد مگر اینکه آن را برشمرده است و این کتاب در وقت مناسب گشوده خواهد شد: 
(مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ) (ق، 18)
«انسان، هیچ سخنی را بر زبان نمی‌راند مگر اینکه فرشته‌ای مراقب و آماده (برای دریافت نگارش) آن سخن است.»
6- خداوند، انسانها را با چیزهایی که آنها دوست ندارند و نمی‌پسندند، آزمایش می‌نماید تا ژرفای وجود مردم کاویده شود، آن گاه برخی از مردم به تقدیر و قضای الهی راضی می‌شوند و در ظاهر و باطن تسلیم او می‌گردند؛ پس چنین انسانهایی شایسته خلافت و امامت و سیادت خواهند بود و برخی از مردم خشمگین و ناراضی می‌گردند و ارزش هیچ چیزی را نخواهند داشت و چیزی به آنها داده نمی‌شود : 
(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَکُمْ أَيُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ) (ملک، 2)
«همان کسی که مرگ و زندگی را پدید آورده است تا شما را بیازماید کدامتان کارتان بهتر و نیکوتر خواهد بود. او چیره و توانا و آمرزگار و بخشاینده است.»
7- هر کس که به خداوند پناه ببرد و در هر آنچه بدست می‌آید و از میان می‌رود طبق فرمان خدا عمل نماید، خداوند او را توفیق می‌دهد و یاری می‌کند: 
(إِنَّ وَلِيِّيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْکِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ) (اعراف، 196)
«بی‌گمان سرپرست من خدایی است که این کتاب را نازل کرده است. اوست که بندگان شایسته را یاری و سرپرستی می‌کند.»
8- حق خداوند بر بندگان است که او را عبادت کنند و یگانه بدانند و با او چیزی را شریک نسازند: 
(بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَکُن مِّنْ الشَّاکِرِينَ) (زمر، 66)
«پس در این صورت تنها خدا را بپرست و از زمرة سپاسگزاران باش.»
9- خداوند مفهوم این عبودیت و بندگی و این توحید را در قرآن عظیم مشخص کرده است(2). 
نخستین تربیت یافتگان مکتب پیامبر اکرم (ص)، براساس فهم صفات و اسمای حسنی الهی تربیت یافتند و به مقتضای آن، او را عبادت نمودند و عظمت خداوند در وجودشان جای گرفت و رضامندی او آخرین هدف و مقصدی بود که برای آن تلاش می‌کردند و در تمام اوقات احساس می‌نمودند که خداوند مراقب آنهاست؛ پس آنها نفسهای خود را از اینکه دچار لغزش شوند، و حال آنکه خداوند از آنها آگاه است، کنترل و مهار نمودند.
همچنین آنها خود را از شرک و انواع آن پاک کردند و غیر از خدا کسی دیگر را در تدبیر جهان، ایجاد و از بین بردن آن و زنده کردن، میراندن، آوردن خوبی و دفع بلا و تصرف در عالم، شریک نمی‌دانستند. همچنین از مقتضیات اسماء و صفات الهی این است که در علم غیب، بندگی، حاکمیت مطلق و طاعت مطلق و امثال آن شریکی با خدا نگیرند(3). 
پایة اصلی جامعة اسلامی براساس تربیت درست و سالمی بنا نهاده شد که پیامبر اکرم(ص) آن را پایه‌گذاری نمود. این شیوه، شیوة سامان یافته درستی است که پیش از او پیامبران و انبیاء براساس آن حرکت نموده‌اند و هر پیامبری قومش را به این دعوت می‌داد که تنها خدا را بپرستند و کسی را شریک او نسازند؛ چنانکه خداوند متعال در مورد نوح علیه السلام می‌گوید:
(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَکُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ(25) أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْکُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ(26)) (هود، 25 - 26)
«نوح را به سوی قومش فرستادیم (و او بدیشان گفت) من بیم دهنده (شما از عذاب خدا و) بیانگر 