، 12 – 14)
«اگر ببینی گناهکاران را در آن هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده‌اند و می‌گویند: پروردگارا، دیدیم و شنیدیم؛ پس ما را باز گردان تا عمل صالح انجام دهیم، ما یقین کامل داریم. اگر ما می‌خواستیم به هر انسانی هدایت لازمه‌اش را می‌دادیم ولیکن من مقرر کردم که دوزخ را از جملگی افراد جن و انس پر کنم. بچشید (عذاب جهنم را) به خاطر اینکه ملاقات امروز خود را فراموش کرده‌اید و ما نیز شما را به دست فراموشی می‌سپاریم و بچشید عذاب همیشگی را به سبب اعمالی که (در دنیا) انجام می‌دادید.»
بعد از این ندا، اهل جهنم متوجه نگهبانان جهنم می‌شوند و از آنها می‌خواهند که برایشان شفاعت کنند تا خداوند از عذابشان بکاهد: 
(وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّکُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ(49) قَالُوا أَوَلَمْ تَکُ تَأْتِيکُمْ رُسُلُکُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْکَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ(50)) (غافر، 49 – 50)
«دوزخیان به نگهبانان دوزخ می‌گویند: شما از پروردگارتان درخواست کنید که یک روز عذاب را از ما بردارد. می‌گویند: آیا پیغمبران شما آیه‌های روشن و دلائل آشکاری را برای شما نمی‌آوردند؟ می‌گویند: آری. می‌گویند: پس خودتان درخواست کنید، ولی درخواست کافران، جز سردرگمی نتیجه‌ای ندارد.»
آن گاه می‌گویند: سفارش کنید خداوند ما را نابود کند. 
مضامین آیه‌های مکی، ترس از عذاب خدا را در قلبهای مسلمانان نهادینه می‌نمود و برای آنها بیان می‌نمود که عذاب قیامت هم حسی و هم معنوی خواهد بود و بدین وسیله تصویری حقیقی از دوزخ ارائه می‌داد که در نتیجة آن، صحابه آمادگی کامل پیروی از امر و نهی خدا را پیدا می‌کردند؛ پس اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) در ذهن خود تصویری از بهشت و جهنم را مجسم می‌نمودند و برای مرگ آمادگی پیدا می‌کردند و اعتقاد آنان بر این بود که روزی حتماً مورد بازخواست قرار خواهند گرفت و قبر یا باغی از باغهای بهشت و یا چاله‌ای از چاله‌های جهنم خواهد بود و با یادآوری مسائل ذکر شده علاوه بر اینکه ترس خدا وجودشان را فرا می‌گرفت در تمامی احوال چه آشکارا و چه پنهان خدا را مدنظر قرار می‌دادند؛ بلکه با تمام وجود به سوی عمل صالح از قبیل دعوت و جهاد و کوشیدن برای اقامت دولتی که شریعت خداوند را حاکم می‌نماید و ساختن تمدنی که بشر را از نابودی وگمراهی نجات می‌دهد، پیش می‌رفتند.
این تصور و فهم عمیق از حقیقت آخرت و بهشت و جهنم، تأثیر به سزایی بر داعیان امت و کسانی که در فکر بازگرداندن مجد و عزت و کرامت هستند، دارد و این تصور و درک، اصل و پایة بزرگی در ساختار اندیشه و عقیدة افراد امت است که پیامبر اکرم(ص) آن را به عنوان روش و برنامه‌ای جدی در پیش گرفت و ما نیز باید در راستای دعوت اسلامی چنین شیوه‌ای را الگو قرار دهیم.
-----------------------------------------------------------------------------------
1) الوسطیة فی القرآن الکریم، ص 402.
2) الیوم الاخر الجنه و النار، عمر الاشقر، ص 8.
3) یقظه اولی الاعتبار مماورد فی ذکر الجنة و النار، صدیق حسن، ص 86.
4) الیوم الاخر و الجنة و النار، ص 90.
5) البخاری، کتاب الرقاق، باب صفه الجنه و النار، ج 11، ص 424.
6) الیوم الاخر و الجنة و النار، ص 102.الف – مهمترین نتایج این غزوه که به گفته ی پژوهشگران از اهمیت خاصی برخوردار است، به شرح ذیل می‌باشد: 
1- از بین رفتن رعب و وحشت دولت روم نزد عرب‌های مسلمان و غیر مسلمان؛ در اذهان عرب‌ها روم قدرتی شکست ناپذیر تصور می‌شد. بنابراین، از جنگ با رومیان و روبرو شدن با آنان بیمناک بودند و شاید شکست مسلمانان در غزوة موته، نتیجة شکست روحی و روانی‌ای بود که عرب‌ها در جاهلیت به خاطر قدرتی که از روم تصور می‌کردند، دچار آن بودند. بنابراین، لازم به نظر می‌رسید که با یورشی عمومی، هیبت و عظمت این قدرت پوشالی از دل‌ها بر کنده شود تا عرب‌ها از این شکست روحی در مقابل روم نجات یابند. 
2- مانور نظامی حکومت اسلامی به عنوان تنها نیروی نظامی مقتدر در منطقه: حکومت اسلامی پس از غزوه توانست قدرت‌های بزرگ جهان را تهدید نماید و این تهدید نه تنها براساس انگیزه‌های نژادی و وطنی صورت نمی‌گرفت؛ بلکه براساس اینکه انسان‌ها را از بندگی همنوعان خودشان نجات بخشند و به بندگی پروردگار در آورند، صورت گرفت. 
علاوه بر این مسلمانان نیز به اهداف خویش رسیدند و آنان گر چه با رومی‌ها روبرو نگردیدند، اما بر این اساس که آنان فرار را بر استقامت و پایداری ترجیح دادند، زمینة پیروزی مسلمانان را فراهم ساخته بودند؛ چرا که پیروزی لشکر اسلام، باعث گردید که عرب‌های مسیحی اطراف که تابع دولت روم بودند، تحت سلطة حکومت اسلامی در بیایند؛ چنانکه امارت دومه الجندل و ایله با پرداخت جزیه، زیر پرچم و حمایت اسلام قرار گرفتند. و قبایل دیگر عرب که در شام زندگی می‌کردند، با وجود اینکه تحت سیطرة حکومت اسلامی در نیامدند اما متردد شدند که همچنان تابع دولت بیزانس بمانند یا به حکومت اسلامی بپیوندند(1).  
بنابراین، می‌توان غزوة تبوک را نقطة آغازین فتوحات اسلامی در دیار شام دانست که این عملیات فاتحانه توسط خلفای راشدین استمرار یافت و آنچه این موضوع را به اثبات می‌رساند، تجهیز لشکر اسامه بود که پیامبر در حیات خود آن را بر رویارویی با رومیان اعزام نمود و در این لشکر، بزرگان صحابه حضور داشتند، اما از آنجا که رسول خدا در بستر مرگ به سر می‌برد، لشکر اسامه نتوانست قبل از وفات آن حضرت این مسافت را طی نماید، اما این لشکر به اهداف خود رسید(2) . چنانکه این جریان در سیرة ابوبکر صدیق به تفصیل بیان خواهد شد. 
بنابراین، پیامبر اکرم (ص) با غزوة تبوک و اعزام لشکر اسامه، خطوط اصلی و نخستین فتوحات دیار شام را ترسیم نمود. 

3- یکپارچه شدن شبه جزیره عربستان تحت فرمان پیامبر اکرم (ص) 
فتح مکه و خیبر و غزوه تبوک موجب گردید که طوایف مختلف عرب به پیامبر اکرم(ص) و دعوت ایشان تمایل پیدا نمایند بنابراین، پس از اینکه اسلام تا مرزهای روم رسید و با نجران براساس پرداخت جزیه مصالحه نمود، برای قبایل عرب راهی جز پیوستن به اسلام باقی نماند. از این‌رو طوایف عرب پس از بازگشت پیامبر از غزوه تبوک، یکی پس از دیگری به مدینه می‌آمدند و مسلمان می‌شدند و از آنجا که دسته‌های زیادی از این قبیل به مدینه وارد گردیدند، سال نهم را عام الوفود؛ یعنی سال پذیرفتن اسلام از جانب دسته‌های مختلف قبایل، نامیدند(3).  
بدین صورت با پایان پذیرفتن غزوه تبوک، سفرهای نظامی پیامبر نیز به پایان رسید و این بخش از زندگی پیامبر نیز همانند بخش‌های دیگر، سرشار از درسها، عبرت‌ها و فوایدی است که مسلمانان در تربیت امت و اقامة دولت، به آن نیازمند هستند(4).  
---------------------------------------------------------------------------------------
1) المسلمون و الروم فی عصر النبوة، عبدالرحمن احمد، ص 120. 
2) دراس