ه اخلاقش از همه بهتر باشد و ناپسندترین و دورترین شما به من در قیامت، یاوه‌گویان و کسا‌نی هستند که با کنایه و با تکلف حرف می‌زنند و تکبر می‌ورزند.»(7) 
ثرثار: به کسی گفته می‌شود که زیاد حرف می‌زند بدون اینکه حرفهایش فایده‌ای دینی در برداشته باشد.
متشدق: کسی که با کنایه و زبان درازی حرف می‌زند و لاف می‌زند و می‌خواهد برتری خود را به رخ دیگران بکشد. این شیوة تربیتی پیامبر اکرم(ص)  نشأت گرفته از منهج قرآنی بود که بر اساس آن اخلاق و عبادات و عقاید را با هم عرضه می‌کرد. ارتباط اخلاق و عقیده در قرآن خیلی واضح است و خداوند به پیامبر اکرم(ص)  و مسلمانان دستور داد تا از نظر اخلاقی پایبند «لَا إِلَهَ إِلَّا الله» باشند و علاوه بر آن اخلاق دوران جاهلیت را برای برحذر بودن مؤمنان بیان نموده است. بنابراین، محکوم کردن اخلاق و صفات از روزهای نخست بعثت تا آخرین روزهای بعثت، همراه با محکوم نمودن اعتقادات جاهلی توام بود.
اخلاق، مسئلة آخرین روزهای بعثت ثانوی در دین محسوب نمی‌شود و به جنبة خاصی از رفتار انسانی منحصر نیست؛ بلکه اخلاق، محوری از محورهای رفتار انسانی است که شامل مظاهر گوناگون رفتار بشر است و اخلاق، نماد عملی اعتقاد و ایمان صحیح می‌باشد؛ زیرا ایمان فقط عبارت از احساساتی که درون ضمیر و وجدان آدمی پنهان باشد، نیست؛ بلکه ایمان علاوه بر آن، رفتاری است عملی و آشکار که اگر کسی دارای چنین شرایطی نبود و یا بر عکس آن روبرو شدیم، باید پرسید : پس ایمان کجاست؟! و اگر ایمان درونی تأثیری بر رفتار بیرونی نداشته باشند، می‌توان ادعا نمود که ارزشی نخواهد داشت(8) . بنابراین، از دیدگاه قرآن بر ارتباط اخلاق و عقیده، ارتباطی محکم و ناگسستنی است که در تأیید این مدعا می‌توان به این آیه اشاره نمود که خداوند می‌فرماید:
(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1) الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ(2) وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ(3) وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ(4) وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ(5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ(6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ(7) وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ(8) وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ(9) أُوْلَئِکَ هُمُ الْوَارِثُونَ(10) الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(11)) (مومنون، 1-11)
«مسلّماً مؤمنان پیروز و رستگارند کسانی که در نمازشان خشوع و خضوع دارند و کسانی هستند که از (کردار) بیهوده و (گفتار) یاوه، روی گردانند و کسانی هستند که زکات مال بدر می‌کنند و کسانی هستند که عورت خود را حفظ می‌کنند مگراز همسران یا کنیزان خود که در این صورت جای ملامت ایشان نیست وهر کس دنبال غیر از این دو صورت باشد، پس تجاوز کار محسوب می‌شود و کسانی هستند که در امانتداری خویش امین و در عهد خود بر سر پیمان‌اند و کسانی هستند که مواظب نمازهای خود می‌باشند. آنان مستحقان (سعادت) و فراچنگ آورندگان (بهشت) هستند. آنان بهشت برین را تملک می‌کنند و جاودانه در آن خواهد ماند.»
سورة «فتح» با تأکید به اینکه رستگاری از آن مؤمنان است، شروع می‌شود:(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ) به راستی که مؤمنان رستگارند؛ سپس صفات و ویژگیهای این مؤمنان را به طور مفصل بیان می‌دارد و جنبه اخلاقی مؤمنان را آشکار می‌نماید و به طور واضح اشاره می‌کند که این عبادتهای اخلاقی از جهتی نتیجه و ثمره ایمان می‌باشند و از جهتی دیگر ایمان، رفتاری ملموس است که بیانگر عقیدة پنهانی می‌باشد.
اولین صفت مؤمنان، این است که در نمازشان فروتن هستند؛ پس فروتنی در نماز نخستین مظهر مؤمن صادق است که نماز و لحظة عبادت و اتصالش با پروردگار عالم، با خشوع انجام می‌گیرد و این امر بیانگر ارتباط راستین واقعی وی با خدا است که این ارتباط در هنگام نماز به اوج خود می‌رسد؛ سپس سیمای مؤمنان را با رفتاری دیگر توصیف و ستایش می‌نماید و آن این است که آنها از لغو و بیهودگی روی گردانند؛ زیرا ایمان واقعی، بیهودگی و عبث پنداشتن امور را از زندگی می‌زداید و به آن حیاتی تازه می‌بخشد و به مؤمنان روحیه‌ای مصمم و جدی می‌بخشد؛ البته جدی بودن به معنی انزوا و گوشه‌گیری و ارتباط برقرارکردن با دیگران نیست؛ بلکه هدف این است که کار لغو و بیهوده با احساس به بزرگی امانتی که انسان در برابر آفریدگارش، عهده‌دار آن است، سازگار نیست و همخوانی ندارد. بنابراین شایسته است که مؤمنان پذیرای حقی باشند که خداوند در مالهایشان (زکات) گذاشته است.
علاوه بر آن مومنان باید در روابط جنسی و اجتماعی ملزم به اطاعت دستورات خداوند باشند و به حدود الهی و امانت و عهد و پیمانهایی که با خدای خویش بسته‌اند، وفادار باشند. اخلاق اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) که نشأت گرفته از قرآن و سنتهای پیامبر اکرم (ص) بود، نتیجة واقعی عقیده و عبادت آنان محسوب می‌گردید.
قرآن کریم صفات و خصوصیات آنان را به عنوان مؤمنان واقعی چنین بیان می‌کند که آنان همیشه عبادت پروردگار و نماز را به پا می‌دارند و بر آن مداومت و از آن پاسداری می‌نمایند و زکات می‌پردازند و دارای مکارم اخلاقی زیادی می‌باشند؛ همچنین قرآن کریم بر اساس مناسبتها و معیارهایی که ایجاب می‌نماید، گاهی به تشریح و توضیح عبادت می‌پردازد و گاهی جنبه‌های اخلاقی را تبیین می‌کند؛ چنانکه در سوره ذاریات پرهیزگاران در عبادت را چنین توصیف می‌نماید:
(آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُحْسِنِينَ(16) کَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ(17) وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ(18) وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ(19)) (ذاریات، 16-19)
«دریافت می‌دارند چیزهایی را که پروردگارشان بدیشان مرحمت فرموده باشد؛ چرا که آنان پیش از آن از زمره نیکوکاران بوده‌اند. آنان، اندکی از شب می‌خفتند و در سحرگاهان درخواست آمرزش می‌کردند. در اموال و دارایی آنان حق و سهمی برای گدایان و بینوایان تهیدست بود.»
و در سوره رعد جنبه‌های اخلاقی خردمندان را چنین بیان می‌کند:
(أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَکَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ(19) الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يَنقُضُونَ الْمِيثَاقَ(20) وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ(21) وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْ