ل خشنود بود در گذشت و به او بشارت بهشت داد و فرمود: «... صدای کفشهای بلال را پیش از خودم در بهشت شنیدم.»(6) 
بلال اگرچه در دوران جاهلیت به دلیل برده بودن خویش، ارزش و مقامی نداشت، امّا بعد از بعثت پیامبر اکرم (ص) و گرویدن به اسلام، ارزش و مقام والایی کسب نمود. عمر (رض) می‌گفت: «ابوبکر که سرور ماست، بلال را که او نیز سرور ماست، آزاد کرد.»(7) 
آزادسازی بردگان مسلمان توسط ابوبکر، یکی از برنامه‌هایی بود که رهبری اسلامی برای مقاومت در برابر شکنجه‌ای که مستضعفان به آن گرفتار بودند، در پیش گرفته بود. ابوبکر اموال خود را در آزادکردن تازه مسلمانان از بردگی صرف می‌نمود و قبل از هجرت به مدینه شش برده که به اسلام گرویدند را آزاد نمود. بلال هفتمین آنها بود و بقیه عبارت بودند: از عامر بن فهیره که در جنگ بدر و اُحد شرکت نمود و در روز بئر معونه به شهادت رسید؛ ام عبیس و زنّیره که بعد از آزادی نابینا گردید. قریش می‌گفتند: لات و عزی بینایی او را گرفته‌اند. گفت: به خدا سوگند شما دروغ می‌گوئید؛ چرا که لات و عزی کوچک‌تر از آن هستند که به کسی ضرری برسانند. خداوند نیز بینایی چشمانش را برگردانید(8). 
همچنین گذر ابوبکر به کنیزی افتاد که عمر بن خطاب در دوران جاهلیت، او را ضرب و شتم می‌کرد. ابوبکر او را خرید و آزاد کرد(9). 
ابوبکر آزادی‌بخش و آزادکننده بردگان و شیخ با وقار و متین اسلام بود که در میان قومش معروف بود که به بینوایان کمک می‌نماید و پیوند خویشاوندی را برقرار می‌دارد و سختی را به دوش می‌گیرد و مهمان‌نوازی می‌نماید و از ستمدیدگان حمایت می‌کند. او مهربان و دوست‌داشتنی و نسبت به ناتوانان و بردگان دلسوز است. ابوبکر بخش بزرگی از دارایی خود را صرف خریداری بردگان نمود و آنها را در راه اسلام آزاد کرد(10). 
اهل مکه، ابوبکر (رض) را که دارایی خود را برای آزادکردن مستضعفان خرج می‌کرد، مورد تمسخر و استهزاء قرار می‌دادند، اما ابوبکر آنها را همسنگر و یاران خود در دین جدید می‌دانست و هر یک از آنها نزد او با تمام مشرکان و طاغوتیان روی زمین برابر نبودند و سنگ زیربنای دولت توحید و تمدن اسلامی توسط افرادی همچون بلال و سایر مؤمنان صدر اسلام، بنیانگذاری گردید. هدف ابوبکر از آزاد نمودن بردگان این نبود که مورد ستایش قرار گیرد و یا مقامی کسب نماید و یا به اهداف دنیوی دست یابد؛ بلکه او رضای خداوند متعال را جستجو می‌نمود. روزی پدرش به او گفت : «فرزندم تو را می‌بینم که بردگان ضعیف را آزاد می‌کنی. اگر به جای اینها مردان نیرومند و چابکی را آزاد می‌کردی که تو را حمایت می‌کردند بهتر بود؟ ابوبکر (رض) گفت: پدر! هدفم خشنودی خدا است.» پس شگفت نیست که خداوند در مورد ابوبکر صدیق (رض) آیه‌هایی در قرآن نازل نماید که تا روز قیامت تلاوت بشوند. خداوند می‌فرماید: 
(فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى(5) وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى(6) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى(7) وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى(8) وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَى(9) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى(10) وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى(11) إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى(12) وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى(13) فَأَنذَرْتُکُمْ نَارًا تَلَظَّى(14) لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى(15) الَّذِي کَذَّبَ وَتَوَلَّى(16) وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى(17) الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَکَّى(18) وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى(19) إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى(20) وَلَسَوْفَ يَرْضَى(21)) (لیل، 5 - 21)
«کسی که (در راه خدا دارائی خود را) بذل و بخشش کند و پرهیزگاری پیشه سازد و به پاداش خود ایمان و باور داشته باشد، او را آماده رفاه و آسایش می‌نماییم. و اما کسی که تنگ چشمی بکند (و به بذل و بخشش در راه خدا دست نیازد) و خود را بی‌نیاز بداند و به پاداش خود ایمان و باور نداشته باشد، او را آماده برای سختی و مشقت می‌سازیم. در آن هنگام که به (گور) پرت می‌گردد، دارائیش چه سودی به حال او دارد؟ مسلماً نشان دادن (راه هدایت و ضلالت به مردم) بر عهدة ماست و قطعاً آخرت و دنیا همه از آن ماست. من شما را از آتش هولناکی بیم می‌دهم که شعله‌ور می‌شود و زبانه می‌کشد. بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر بدبخت‌ترین (انسانها) همان کسی که (حق و حقیقت را دروغ می‌داند و آن را) تکذیب می‌نماید و (به آیات آسمانی) پشت می‌کند ولیکن پرهیزگارترین (انسانها) از آن (آتش) به دور داشته خواهد شد. آن کسی که دارایی خود را (در راه خدا) می‌دهد تا خویشتن را پاکیزه بدارد، هیچ کس بر او حق نعمتی ندارد تا چشم به پاداش داشته باشد؛ بلکه تنها هدف او جلب رضای ذات پروردگار بزرگوارش می‌باشد. قطعاً (چنین شخصی از کارهایی که کرده است) راضی خواهد بود و (از پاداشهایی که از پروردگار خود دریافت می‌دارد) خشنود خواهد شد.»
همیاری و همکاری میان مسلمانان صدر اسلام، نماد بارزی از خیر و بخشش است و بردگان وسیلة اسلام، صاحبان عقیده و اندیشه‌ای گشتند که به خاطر آن مناقشه می‌کردند و از آن دفاع می‌نمودند و در راه آن جهاد می‌کردند. اقدام ابوبکر به خریدن بردگان و آزاد کردن آنان نه‌تنها بیانگر عظمت این دین است؛ بلکه بیانگر این موضوع است که دین جدید در ژرفای وجود ابوبکر صدیق نفوذ نموده بود و او را به خود مشغول نموده بود و به راستی مسلمانان معاصر برای احیاء نمودن روح همبستگی و همیاری و همکاری میان فرزندان امت که در معرض فروپاشی از جانب دشمنان عقیده و دین است، می‌بایست از رفتار و احساسات پاک مسلمانان صدر اسلام، الگو بگیرند.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد، ج 1، ص 404 باسناد و حسن.
2) التربیة القیادیه، ج 1، ص 136.
3) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 1، ص 394.
4) التربیة القیادیه، ج 1، ص 140.
5) محنة المسلمین فی العهد المکی، ص 92.
6) صحیح مسلم، ج 2، ص 1410، شمارة حدیث 2458.
7) الطبقات، ابن سعد، ج 3، ص 232 و راویان آن ثقه هستند.
8) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 1، ص 393.
9) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 1، ص 346.
10) همان، ص 345.عقیدة مورخان بر این است که تاریک‌ترین دوران هندوستان از نظر مذهبی، سیاسی، اخلاقی و اجتماعی از اوائل قرن ششم شروع شد. از آنجا که مذهب به بی‌بندوباری رنگ تقدس داده بود، بنابراین در همه جا حتی در معابد نیز رواج یافت. زن هیچ ارزشی نداشت و مرسوم بود که زن، بعد از درگذشت شوهرش خود را زنده می‌سوخت. هند از تمام کشورهای جهان برای داشتن فاصله طبقاتی و تبعیض نژادی، معروف‌تر بود. نبود مساوات و وجود تبعیض، جزئی از قانون مدنی، سیاسی و مذهبی بود که مقامات مذهبی هندی آن را وضع کرده بودند و بخشی از قانون کلی جامعه و آیین زندگیشان گردیده بود. بدین جهت، هند دچار هرج و مرج و از هم گسیختگی گردید و حکومتهای زیادی تشکیل گردید که همیشه با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند.
در چنین دورانی هند، کاملاً در انزوا به سر می‌برد و جم