ار می‌شوید. [خداوند این مرکب‌ها را آفریده است] تا بر پشت ‌آنها قرار گیرد و هنگامی که برآنها سوار شدید نعمت پرودرگار خویش را یاد کنید و بگویید: پاک و منزه خدایی است که این ها را به زیر فرمان ما درآورد، و گرنه ما بر [رام‌کردن و نگهداری] آنها تواناهایی نداشتیم، و ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت».
چه نیکو و شایسته است که امروزه انسان هنگام سوارشدن ماشین یا هواپیما بگوید: «سبحان الذي سخرلنا هذا وما كنا له مقرنين» بعید به نظر می‌رسد که انسان این وسایل یا قطعات آلومینیوم و آهن را که اجسام غیر زنده و بی‌حرکتند، رام کرده باشد و آنها را به هر شکلی که دوست دارد مورد استعمال قرار دهد. وی نباید فراموش کند که روزی به سوی خدا باز می‌گردد و براساس استعداد و قدرتی که خدا به وی عطا کرده، محاصبه و بازپرسی خواهد شد و اگر استعمال این قدرت و امکان را در راه و راستای هدفی ناصالح وناشایست به کار گیرد، کیفر و بازجویی خواهد شد.
همچنین فراموش نمی‌کند که وی بنده ی گوش به فرمان خدا و پیرو حکم اوست که نه مالک مرگ است و نه حیات و مبادا طغیان و سرکشی کند؛ چرا که انسان زمانی که احساس بی‌نیازی و غنا کند، سرکشی می‌کند.
خداوند چنین می‌فرماید:
(‏ لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ‏) [الحديد: 25].
«ما پیامبران‌مان را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب [آسمانی] و میزان [و مقیاس] فرو فرستادیم تا مردم به داد [و عدالت] بپردازند و [همچنین] آهن پدید آوردیم که در آن [ابزار] جنگ و ستیز و [نیز] بهره‌هایی برای مردم است تا خداوند بداند چه کسانی او را و فرستادگانش را در نهان یاری می‌کنند، بی‌گمان خداوند نیرومند و چیره‌دست است».
پس با این توضیح آهن دارای فایده‌های فراوانی است که مهم‌ترین و بزرگترین آن به کارگیری آن برای یاری و کمک خدا و پیغمبرش است، و بی‌جهت نیست که در این آیه بعد از ذکر رسالت پیامبران و کتاب‌های آسمانی آمده است.
در نتیجه انسان مسلمان باید از هرآنچه خداوند آفریده و از قدرت و استعدادی که خداوند در وجود وی به ودیعه نهاده، در رساتای جهاد در راه خدا و نشر و گسترش دین او و همگانی‌کردن آن – به معنای عام کلمه – او اعتلای کلمه‌ی (لا إله إلا الله) به کارگیرد و از تجارت و کسب حلال، سفر نیک و مصالح روا که خداوند بدان‌ها ترغیب و تشویق نموده، بهره گیرد.

از شماست که بر شماست
فرآورده‌های صنعتی هیچ گناهی ندارند؛ چرا که آنها تحت فرمان و اراده و اسیر و فرمانبر عقل و اندیشه و اخلاق انسان هستند؛ آنها ذاتاً نه خیرند نه شر. این انسان است که با به کارگیری آنها در راستای اهداف خود آنها را به خیر و شر تبدیل می‌کند. چه بسا که در وجود این دستاوردهای صنعتی خیر و جود دارد، اما آدمی با سوء بهره‌برداری، بداندیشی و تربیت منفی، آنها را به بدی تبدیل می‌کند، این دستاوردها و اختراعات به خودی خود دارای مقام و اهمیتی نیستند، بلکه اهمیت آنها مربوط به افرادی است که این دستاوردها و بمب‌افکن‌هایی که خانه‌ها، روستاها و شهرها را ویران و منفجر می‌کنند و از زیر دریایی‌هایی که کشتی‌های تجارتی و مسافرتی را نابود می‌کنند و از بی‌سیم‌هایی که دروغ و افترا پخش می‌کنند و مفاسد اخلاقی و بی‌آبرویی را گسترش می‌دهند، باید خطاب به چنین کسانی که از این ابزارها شکایت دارند، آنها را ملامت می‌کنند و نسبت به آنها احساس بدشگونی می‌کنند، چنین بگوییم: (طائركم معكم)بدفالی با خود شماست؛ از شماست که بر شماست.
چرا که علوم طبیعی قدرت مادی را برای انسان فراهم می‌سازند، ولی شیوه‌ی به کارگیری قدرت و توانایی را به انسان نمی‌آموزند؛ برای مثال کبریت که وسیله‌ی ایجاد آتش است تو می‌توانی با آن خانه‌ای را با ساکنانش آتش بزنی و بسوزانی، یا این که از آن برای پختن غذا استفاده کنی، یا این که از آتش برای ایجاد گرما و حراررت، بهره بگیری، اما آن که شیوه‌ی بهره‌برداری و به کارگیری این قدرت را به انسان می‌آموزد، دین و علوم دینی است.
دین در راستای استفاده و بهره‌گیریِ درست و مفید از این توانایی و قدرت، انسان را راهنمایی می‌کند که شکر قدرت دهنده را به جای آورده و وی را از این که این قدرت را برای کمک و مساعدت ستم، تبهکاری، گناه و دشمنی به کار گیرد، برحذر می‌دارد. همانطور که موسی گفت:
(‏ قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِّلْمُجْرِمِينَ ‏) [القصص: 17].
«پروردگارا! اکنون که به من نعمت داده‌ای هرگز پشتیبان جنایتکاران نخواهم شد».
سلیمان نیز چنین گفت:
(هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ‏) [النمل: 40].
«این [امر] از لطف خدای من است، تا مرا امتخان کند که آیا [در برابر این نعمت] سپاسگزاری می‌کنم و یا آن که ناسپاسی [نعمت] می‌کنم، آن که شکر [خدا را] به جای آورد به نفع خود شکر نموده، و هرکس ناسپاسی کند، به راستی خدای من [از او] بی‌نیاز و بزرگوار است».
به هم‌آمیختگی وسایل و اهداف
اروپاییان خود را از دین و امور دینی بی‌بهره کردند؛ هیچ وسیله‌ی بازدارنده‌ی دینی و اخلاقی از گناه و فساد در بین آنان باقی نمانده است. راهنما و ارشادگری خدایی که آنها را به خوبی و مسیر درست رهنمون شود نیز وجود ندارد. پس هدف آفرینش منشأ و سرنوشت و مأوای خویش را فراموش کردند و گفتند:
(إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ‏) [الأنعام: 29].
«بیش از این زندگانی دنیای، [امری] وجود ندارد و ما [پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد».
طبعاً چنین پنداشتند که غیر از لذت، خوشگذرانی، بهره‌مندی مادی و فساد و تبهکاری در جهان چیزی وجود ندراد و جهان مانند مملکتی بی‌صاحب و سرپرست است که حکمرانی برآن، سودجویی از امکانات و ثروت‌های نهفته در آن، مقصد است و هدف دیگری در کار نیست. پس این قدرت و علم و دانش را در جهت به دست‌آرودنِ لذت‌ها، حکمرانی و غلبه بر مردم و شکست رقیبان به کار بردند و در نورآوریِ فرآورده‌های صنعتی که بدان وسیله به خواسته‌ها و آرزوهایشان برسند و دیگران را تابع خود بکنند با یکدیگر به رقابت پرداختند.
اروپاییان پیوسته این چنین فکر می‌کردند، تا این که وسایل را با اهداف و آرمان‌ها یکی پنداشتند و معتقد شدند که وسایل همان اهداف اند و شیفته‌ی مخترعات و اکتشافات شدند، بدین تصور که آنها ذاتاً هدف اند. بنابراین، سرگرم و مشغول آنها شدند؛ همانطور که بچه‌های کوچک سرگرم بازی و عروسک اسباب‌بازی می‌شوند، اروپاییان معتقد شدند که ت