د که ملت شام آن را پشت سر گذرانده بود»( ).
به اختصار می‌توان گفت که سرزمین‌های تحت تلسطِ رومیان و ایرانیان به هیچ وجه از حکومت بیگانگان راضی نبودند و اوضاع سیاسی و اقتصادی آنها حتی در مراکز دولت نیز نابسامان بود.
نظام مالیات و خراج در ایران
نظام مالی و سیاست اقتصادی در ایران ثابت و عادلانه نبود، بلکه اکثراً ظالمانه و نابسامان و در بسیاری موارد تابع سنت‌های مالیت‌گیر و اوضاع سیاسی و نظامی بود.
نویسنده‌ی کتاب ایران در عهد ساسانیان می‌گوید:
«کارگزارانِ جمع‌آوری مالیات در محاسبه‌ی مالیات از خیانت و غصب اموال مردم اجتناب نمی‌کردند، از آنجا که هر سال مالیت تغییر می‌کرد دخل و خرج دولت ثابت نبود، در مواردی جنگ‌های ناگهانی بروز می‌کرد که دولت جهت تأمین بودجه‌ی آنها هزینه‌ای نداشت و ناگزیر مالیات‌ها را افزایش می‌داد و بیشتر مناطق حاصل‌خیز غربی به خصوص بابل هدف این مالیات‌های سنگین قرار می‌گرفت»( ).
گنجینه‌ها و خزانه‌های پادشاهان
در ایران از بودجه‌ی دولت هزینه‌ای ناچیز صرف آبادانی کشور می‌شد، از رزوگاران کهن پادشاهان ایران عادت داشتند نقدینگی و اشیای گرانقیمت و نایاب را برای خود ذخیره کنند( ).
زمانی که خسرو دوم در مداین دارایی اش را به قصری جدید که در سال 607 – 608 م ساخته بود، انتقال داد، ذخیره‌ی طاهایش به 468 میلیون مثقال می‌رسید. این رقم معادل 375 میلیون فرانک طلا است، در سیزدهمین سال حکومتش موجودی طلا در خزانه اش 800 میلیون مثقال بود( ).
فاصله‌ی عمیق طبقاتی در جامعه‌ی ایران
سرمایه و توانگری از آنِ افراد معدودی بود؛ در مقابل فقر و بدبختی نصیب اکثر شهروندان ایرانی بود.
نویسنده‌ی کتاب ایران در عهد ساسانیان از پربارترین دوران ایران و از عادل‌ترین پادشاه آن یعنی خسرو انوشیروان می‌گوید:
«اصلاحاتی که خسرو در نظام مالی مملکت ایجاد کرد، در راستای مصالح مالی دولت بود نه ملت، بلکه توده‌ی مردم مثل گذشته همچنان در بدبختی و فقر به سر می‌بردند.
تبعیضات نسبی در بین طبقات جامعه فاصله‌های زیاد و بدبختی مردم طبقات پایین به قدری رنج‌آور بود که فلاسفه‌ی یونانی را سراسیمه کرد و آنان را واداشت که به انتقاد از جامعه بپردازد. آنان اظهار می‌نمودند:
در جامعه‌ی ایران، قدرتمندان، ضعیفان را پایمال و با ظلم و سنگدلی تمام با آنان برخورد می‌کنند»( ).
پست‌های دولتی به بعضی خاندان‌ها ونسل‌ها ثروتمند و با نفوذ در دستگاه حکومتی اختصاص یافته بود.
(Robert Briffault) از نظام طبقاتی موجود در دولت روم می‌گوید:
«معمولاً اگر دولت یا مؤسسه‌ای اجتماعی به زوال و فروپاشی دچار شود، مسؤولان امر جز این که آن دولت یا مؤسسه را از حرکت و تحول باز دارند، چاره‌ی دیگری ندارند، دولت روم نیز در دوران انحطاط خویش تابع نظام جائرانه‌ی طبقاتی بود. در این جامعه هیچکس حق نداشت حرفه‌ی خویش را تغییر دهد، پسر ناگزیر باید حرفه‌ی پدرش را در پیش می‌گرفت»( ).
وضعیت کشاورزان در ایران
مالیات‌های جدید و متنوع بر دوش توده‌ی مردم سخت سنگینی می‌کرد، به همین دلیل بسیاری از کشاورزان از کشاورزی‌شان دست کشیده بودند و بسیاری به خاطر فرار از مالیات و فرار از خدمت سربازی برای دولتی که به هیچ وجه مودر علاقه‌شان نبود و هدفی که اصلاً به آن عشق نمی‌ورزیدند، به صومعه‌ها پناه برده بودند، بیکاری و جنایات و شغل‌های کاذب به کثرت رایج شده بود.
«کشاورزان در بدبختی و فلاکت سختی به سر می‌بردند؛ آنان جزیی از زمین و وابسته به آن بودند؛ بسا اوقات بدون دستمزد آنها کار گرفته می‌شد و به هرکاری نیز مجبور می‌شدند. امیان مارسیلینوس می‌گوید: کشاورزانِ بیچاره پشت سر سپاهیان پیاده حرکت می‌کردند؛ گویا برگی ابدی نصیب آنها بود. هیچگاه توقع دریافت مزد و حقوق و یا پاداش و تشویق را نداشتند( ). رابطه‌ی کشاورزان با صاحبان اراضی مانند رابطه‌ی غلامان با آقایان‌شان بود»( ).
ظلم و استبداد سیاسی
یهود در شام و عراق و یعقوبیان در مصر سخت مورد ستم و فشار قرار گرفتند، حکام، استبداد خطرناکی را اعمال می‌کردند. خون، مال، حیثیت و آبروی مردم را بازیچه‌ی دست خویش قرار داده بودند، مسؤولان و صاحبان حل و عقد، برای شنیدن شکایات مردم گوش شنوا نداشتند، تا آنجا که مردم این اوضاع نابهنجار را فیصله‌ای حتمی و مصیبتی ماندگار تلقی می‌کردند، و بسا اوقات مرگ را بر زندگی ترجیح می‌دادند.
تمدن جعلی و زندگی تجملی
زندگی توأم با رفاه و آسایش بر مدرم دو دولت ایران و روم سخت چیره شده بود؛ امواج سهمگین تمدن جعلی و زندگی پرزرق و برق آنها را از پای درآورده بود و همگی تا گلو در آن غرق شده بودند؛ پادشاهان ایران و روم و امرای این دو دولت در غفلت عمیقی به سر می‌بردند؛ جز لذت و بهره‌گیری از دنیا آرزویی دیگر نداشتند، به خوشگذرانی و عیاشی ببدون حد و مرز روی آورده بودند و در استفاده از امکانات زندگی و ولخرجی‌ها از حد گذشته بودند.
خسرو پرویز 12 هزار زن، 50 هزار اسب و تعداد بیشماری از امکانات رفاهی و قصرهای مجلل و مظاهر ثروت را در اختیار داشت، کاخ وی نمودگاری از شکوه و ثرت بود( ).
مکاریوس می‌گوید:
«در تاریخ نقل نشده که هیچ پادشاهی مانند خسروان ایران، عیاش و خوشگذران بوده باشد، از خاور دور گرفته تا خاور نزدیک از تمام شکورها هدایا و تحفه‌های گرانقیمت برای خسروان ایران فرستاده می‌شد ( ). زمانی که بر اثر فتوحات اسلامی از عراق بیرون رانده شدند، در خزانه‌های‌شان آن قر لباس، ظروف، وسایل قیمتی و نایاب کالاهای لوکس و قیمتی لوازم آرایشی و غیر به جای گذاشتند که قیمتش قابل برآورد و سنجش نبود».
عرب‌ها در پی فتح قبه‌هاییی پر از سبد یافتند که مهر و موم شده بودند، می‌گویند: ما گمان کردیم که خوراکی است، اما هنگامی که بازش کردیم، دیدیم ظروف طلا و نقره است( ).
تاریخ‌نگاران عرب فرش بهارستان خسرو را که در فتح مداین به غنیمت درآمد، اینگونه توصیف کرده اند:
«فرش مزبور 60×60 متر بود؛ فروشی به مساحت یک جریب زمینه اش از طلا، تزییناتش با نگین، تصیر میوه‌ها با جواهر و برگ‌ها از حریر بود؛ آب طلا راه‌های تصویر مانند را نشان می‌داد و نگین‌ها به مثابه‌ی جویبارها بودند و در میانه‌ی آن بنایی شبیه صومعه بود؛ حواشی اش از حریر و شاخه‌های طلا، زمینه اش را به صورت زمینی مزروعی و سرسبز در ایام بهار درآورده بودند، آنها از این فرش در ایام زمستان و فصل خزان هنگامی که از گل و سبزه خبری نبود، استفاده می‌کردند. هنگامی که می‌خواستند باده‌نوشی کنند، روی این فرش می‌آمدند؛ گویی در باغ سرسبز نشسته اند»( ).
این نمونه بیانگر میزان رفاه و آسایشی است که سرزمینِ ایران به آن رسیده بود.
شام نیز تحت سیطره ی روم چنین وضعیتی داشت.
دو تمدن ایران و روم مانند دو اسبی بودند که در عیاشی و امکانات خوشگذرانی با همدیگر رقابت داشتند؛ قیصرها و نمایندگان‌شان در شام به میزان وصف ناپذیری از رفاه و آسایش ر