 مسلم و سنن ابی داوود و جامع ترمذی و مجتبی نسائی است.
5- مسند علی.
6- مسند مالک.
7- فضائل صحابه (رض).
8- مناسک حج: بر مذهب امام شافعی (رض) و غیر ذلک.
خیرالدین زرکلی در قاموس الاعلام گوید: در شهرها به جولان پرداخت و در مصر متوطن شد و اقامت گزید «ثم خرج حاجاً فمات بمكة، له السنن الصغرى والسنن الكبرى في الحديث؛ والصغرى من الكتب الستة وله خصائص علي ومسند على ومسند مالك وغير ذلك».
ذهبی در تذکرة الحفاظ نقل می‌کند که امام نسائی گفته: به دمشق رفتم منحرف از علی زیاد بود، کتاب الخصائص را تصنیف کردم شاید خداوند آنها را هدایت کند، سپس کتاب فضائل الصحابه را تألیف کرد.
در البدایه و النهایه(1) آمده که دارقطنی گفته: افقه مشایخ مصر در عصر خود بود، و در تشخیص آثار صحیح از سقیم اعرف آنها بود، و اعرف آنها بود در تاریخ و رجال، هنگامی که به این پایه رسید مورد حسد قرار گرفت(2) و به رمله رفت.
در مقدمة سنن نسائی طبع مصر آمده: چون به دمشق رفت اصحاب حضرت معاویه (رض) در شام در بارة تفضیل حضرت معاویه (رض) بر حضرت علی (رض) سؤال کردند: گفت: آیا حضرت معاویه (رض) سر به سر راضی نیست که در ردیف حضرت علی (رض) قرار گیرد تا این که بر او هم فضیلت داشته باشد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) جزء 11 صفحة 124.
2) «وكان خروجه من مصر في ثنتين وثلثمائة (302)». البدایه والنهایه صفحة 124.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:175.txt">1- نام و نسب</a><a class="text" href="w:text:176.txt">2- کنیه</a><a class="text" href="w:text:177.txt">3- لقب</a><a class="text" href="w:text:178.txt">4- تاریخ تولد</a><a class="text" href="w:text:179.txt">5- محل تولد</a><a class="text" href="w:text:180.txt">6- تاریخ وفات</a><a class="text" href="w:text:181.txt">7- محل وفات</a><a class="text" href="w:text:182.txt">8- محل سکونت</a><a class="text" href="w:text:183.txt">9- شغل شخصی</a><a class="text" href="w:text:184.txt">10- نام پدر</a><a class="text" href="w:text:185.txt">11- شغل پدر</a><a class="text" href="w:text:186.txt">12- نام فرزند</a><a class="text" href="w:text:187.txt">13- شغل فرزند</a><a class="text" href="w:text:188.txt">14- درآمد</a><a class="text" href="w:text:189.txt">15- رابطه با حکومت</a><a class="text" href="w:text:190.txt">16- محل تحصیل</a><a class="text" href="w:text:191.txt">17- استادان و شیوخ او</a><a class="text" href="w:text:192.txt">18- نام مدارس</a><a class="text" href="w:text:193.txt">19- نام مساجد</a><a class="text" href="w:text:194.txt">20- مسافرت</a><a class="text" href="w:text:195.txt">21- اجازه از که گرفته</a><a class="text" href="w:text:196.txt">22- کجا درس می‌داده</a><a class="text" href="w:text:197.txt">23- شاگردان نخبة او و آنان که از او روایت کرده اند</a><a class="text" href="w:text:198.txt">24- آثار علمی او</a></body></html>1- نام و نسب: محمد بن یزید بن ماجه الربعی بالولاء القزوینی، ربعی منسوب به ربیعه است که عدهای از قبایل می‌باشد. و قزوینی منسوب به قزوین که شهری از شهرها ایران(1) است که عده‌ای از علماء برجسته از آن برخاسته اند و این شهر مشهور بوده به باب الجنة.
محمد بن یزید مشهور به ابن ماجه یکی از ائمة رجال حدیث و اعلام حفاظ در قرن سوم هجری بود، او از کبار محدثین و صاحب کتاب ششم از صحاح سته است که به نام سنن ابن ماجه معروف می‌باشد.
فرید وجدی در دائرة العمارف خود گوید: او امام در حدیث بود و به علوم حدیث و مایتعلق به آن عارف و آشنا بود، به عراق، بصره، کوفه، بغداد، مکه، شام، مصر و ری ارتحال و مسافرت نمود و حدیث را نوشت، او را است تفسیر قرآنکریم و تاریخ جید و کتاب او در حدیث یکی از صحاح ستة مشهوره است.
مؤلف کتاب حبیب السیر می‌نویسد: در سنة ثلاث وسبعین ومائتین ابن ماجه که مؤلف یکی از صحاح سته است به عالم آخرت پیوست، و هو ابوعبدالله محمد بن یزید قزوینی. و چنانچه در تصحیح المصابیح سمت تصریح پذیرفته. ماجه لقب پدرش یزید است، و ابن ماجه در سنة خمسٍ ومائتین متولد شد و چون به سن رشد رسید در تحصیل علم حدیث متوجه اقطار آفاق گشته و در آن مساعی باب جمیله به تقدیم رسانید و او را استماع احادیثی که میان او و حضرت رسالت (ص) سه کس واسطه اند میسر شد و به عرف محدثین آن احادیث را احادیث ثلاثیه گویند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ابن خلکان گوید: «هذه النسبة إلى قزوين هي من أشهر مدن عراق العجم» جلد سوم صفحة 408 چاپ مصر. به هرحال، قزوین شهری است از شهرهای ایران، شاید قدیم این قسمت را عراق عجم دانسته باشند.2- کنیه: ابوعبدالله، ابن ماجه.3- لقب: حافظ، ماجه، ابن القزوینی.4- تاریخ تولد: 209 (تسع ومائتین).5- محل تولد: قزوین.علم حدیث(1) از لحاظ قدر و عظمت و نفع عمومی از جمله بزرگترین علوم اسلامی است، موضوع این علم سنت و روش و آثار و اقوال و افعال پیغمبر بزرگوار اسلام است که جامع صفات کمال و موجب نیل به سعادت و منافع دینی و دنیوی می‌باشد و حدیث علمی است که به یاری آن اقوال و افعال و احوال پیغمبر خدا شناخته می‌شود، کسی که به این علم اشتغال داشته باشد داعی است به سوی حق و چراغی است روشنی بخش و پرتو افکن که به سوی رشد و سعادت هدایت می‌کند، گفتة پیغمبر وحی خدا و از جانب خداست همانطوری که خداوند می‌فرماید: ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى(3) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى(4)﴾.
پیغمبر خدا (ص) فرموده: «مَنْ حَفْظَ عَلى أمَّتِي أَرْبَعِيْنَ حَدِيْثاً مِنْ أَمْرِ دينِها بَعَثَهُ اللّهُ يَوْمَ القيامَةِ فقيهاً عالِماً»(2) کسی که چهل حدیث را از امر دین خود بر امت من نقل کند و نگهداری نماید، در مکتوبی به این که لفظ را هم حفظ نکرده باشد» خدا او را در روز رستاخیز در شمار فقیه عالم زنده می‌کند «و درجه افتخارآمیز فقهی و علمی را به او ارزانی می‌بخشد».
بنابراین، بسیاری از علماء و دانشمندان اهل بحث و فحص جهان اسلام مانند شیخین مسلم، بخاری، ابی داوود، نسائی، ترمذی، ابن ماجه و سایر اصحاب حدیث در این علم سال‌ها سعی و کوشش نموده و احادیث نبوی را با دقت تمام جمع‌آوری کرده و کتاب‌های مهم و مفیدی را در این باره نوشته اند.
اکنون بنده نیز خود را خوشبخت و شادمان می‌دانم که استادان محترم جناب آقای حاج سید محمد شیخ الاسلام کردستان، آقای دکتر یحیی نوری و مخصوصاً آقای دکتر خدایار محبت مرا تشویق و راهنمائی فرمودند که پایان نامة تحصیلی دورة لیسانس خود را در ترجمه و شرح حال اصحاب كتب سته بنگارم. از طرفی استاد محترم جناب آقای دکتر محمد محمدی رئیس دانشمند دانشکندة الهیات و معارف اسلامی تهران، در هنگام دیدن این کتاب مرا تشویق کردند و افزودند چون ما در فارسی کتابی در بارة «اصحاب كتب سته» نداریم شایسته است این کتاب را به چاپ برسانیم گرچه قلم ناتوان من از ترجمة احوال این شش نفر بزرگ عالم حدیث قاصر و ذره در مقابل پرتو انوار درخشان آفتاب جهان آرای آنان اصلاً قدرت خودنمائی را ندارد و قلم من و دیگران هرچند در بارة فضائل و مناقب و محاسن آنان سخن راند، هیچ وقت وفا به بیان لیاقت و شایستگی مقامات علمی آنها نمی‌کند، با این وجود من هم با کمال خرسندی در این باره به دامن دانش دانشمندان و محققین و مورخین سلف و خلف متوسل شده و از اندوخته‌ها و خرمن فضل و دانش آنها خوشه