ل نیز در بلاد آسیا در پی کسب علم بود.9- شغل شخصی: کسب و نشر علم و بالاخره تجارت و کسب آزاد بود، شخصاً کار می‌کرد و رباطی را که بنا نهاده بود، برای آن مانند دیگران خشت می‌کشید و سایر اوقات به عبادت می‌پرداخت(1).
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ایضاً مقدمة صحیح بخاری صفحة 13 و غیره ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 46 و 47.10- نام پدر: اسماعیل (ابی الحسن)، پدر امام بخاری از علماء و زهاد بود که عده از او روایت کرده اند(1).
---------------------------------------------------------------------------
1) در مقدمة صحیح بخاری صفحة 3 آمده: عراقی‌ها از او روایت کرده اند و او از مالک و حماد بن زید روایت کرده و صحبت ابن مبارک را درک کرده است.11- شغل پدر: تجارت و کسابت و نیز اهل علم بود.12- نام فرزند: فرزند ذکوری پس از خود نداشته است.13- شغل فرزند: فرزند نداشته است.14- درآمد: از ترکة پدر مال زیادی به او رسیده بود. بنابراین، در رفاه به سر می‌برد و خیر و احسان را مبذول می‌داشت، درآمد او از کسب و تجارت و قراض تشکیل می‌گردید.15- رابطه با حکومت وقت: محترم و گوشه‌گیر بی‌طرف، در امور سیاست دخالت نمی‌کرد، و وقت خود را صرف خدمت به خلق و ارشاد و تعلیم می‌نمود، هنگامی که امیر بخارا خالد بن احمد ذهلی او را احضار کرد که به فرزندش درس تاریخ و الجامع الصحیح بدهد، امام درخواست او را رد کرد و پاسخ داد من فراغت آن را ندارم که وقت خود را به قومی اختصاص دهم و قومی دیگر را محروم نمایم، در نتیجه خالد کینة او را در دل گرفت و امر کرد که از بخارا بیرون رود، شیخ به قریة خرتنگ از دهات سمرقند (دوفرسخی سمرقند) رفت و در حدود دو فرسخ از بخارا دور شد(1) و به خانة یکی از بستگانش در آنجا رفت، شبی در دعای خود می‌گفت: «اللهم ضاقت عليَّ الأرض بما رحبت فاقبضني» «خداوندا! زمین با وسعتی که دارد بر من تنگ شد، پس مرا به سوی خود بازگردان».
هنوز یک ماه نرفته بود، دعای او مستجاب شد در قریة خرتنگ فوت کرد و در همانجا دفن گردید و سرانجام خالد نیز که خلیفة ابن طاهر بود در کمال ذلت در حبس موفق بن متوکل برادر معتمد خلیفه فوت نمود، قسطلانی گوید: خالد بن محمد ذهلی در آن موقع نائب خلفای عباسی بود، در دائرة المعارف اسلامی گوید: «ولما رجع إلى البخارا نصبت له القباب على فرسخ من البلد»(2) و عامة مردم شهر از او استقبال نمودند و بر او درهم و دینار نثار کردند و مدتی در آنجا باقی ماند، و برای آنان حدیث روایت می‌کرد تا این که امیر شهر خالد بن محمد ذهلی نائب خلفای عباسی با او تلطف می‌کرد و از او درخواست کرد که صحیح را بیاورد و در قصر او برای آنان حدیث روایت کند، بخاری این امر را قبول نکرد و به فرستادة امیر گفت: به او بگو: من علم را پست و ذلیل نمی‌کنم، و آن را بر ابواب سلاطین حمل نمی‌نمایم، اگر او احتیاجی به آن دارد در مسجد من و یا در خانة من حاضر شود تا استفاده کند(3)، پس اگر این برای شما تعجب‌آور نیست، شما سلطان هستی، مرا از مجلس منع کن تا این که در روز قیامت پیش خداوند عذری داشته باشم که من علم را کتمان نکرده ام. به همین جهت در بین امام و امیر شهر اختلاف و وحشت به عمل آمد، تا امر به اخراج امام گردید و سرانجام امیر بخارا نیز به عزل و حبس و مرگ کشید(4).
محمد بن یعقوب احزم گوید: از یاران خود شنیدم که می‌گفتند: هنگامی که بخاری به نیشابور آمد چهارهزار نفر اسب سوار از او استقبال کردند، به غیر از آنان که سوار استر و یا الاغ و یا پیاده بودند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) این جمله را یقیناً از کتابی نقل کرده ام، اما منقول عنه را فراموش کرده ام.
2) کذا مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 45 به نقل از احمد بن منصور شیرازی.
3) مقدمة صحیح بخاری ادارة الطباعة المنیریه بصاحبها ومدیرها محمد المنیر الدمشقی چاپ مصر صفحة 46.
4) مقدمة صحیح بخاری ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 46.16- محل تحصیل: بخارا در اوایل کودکی، شام، مصر، جزیره، بصره، کوفه، بغداد، واسط، مرو، ری، هرات، خراسان، نیشابور، بلخ، قیساریه، عسقلان، حمص و غیره که به جهت تحصیل تصحیح احادیث نبوی به این شهرها مسافرت کرده است.17- استادان و شیوخ و درجات آنها: حاکم ابوعبدالله(1) در تاریخ نیشابور گوید: کسانی که بخاری در حلقة درس آنها حاضر بوده و سماع و روایت از ایشان کرده و کسب فیض و بهره را از آنها نموده است، عبارتند از:
در مکه: ابوالولید احمد بن محمد الأزرقی، عبدالله ابن یزید المقری، اسماعیل بن سالم الصائغ، ابوبکر عبدالله بن زبیر الحمیدی و اقران آنها.
در مدینه: ابراهیم بن منذر حزامی، مطرف بن عبدالله، ابراهیم بن حمزه، ابوثابت محمد بن عبیدالله، عبدالعزیز بن عبدالله اویسی، یحیی بن قزعه و اقران آنها.
در شام: محمد یوسف فریابی، ابونصر اسحاق بن ابراهیم، آدم بن ابی ایاس، ابوالیمان حکم بن نافع، حیوة خالد بن خلی قاضی حمص، خطاب بن عثمان، ابوالمغیرة عبدالقدوس، سلیمان بن عبدالرحمان بن شریح و غیر اینها.
در بخارا: محمد بن سلام بیکندی، عبدالله بن محمد المسندی، هارون ابن اشعث، عبده بن الحکم، محمد بن یحیی بن صائغ، حبان بن موسی و اقران آنها.
در مرو: علی بن الحسن بن شقیق، عبدان، عثمان، محمد بن مقاتل و اقران آنها.
در بلخ: مکی بن ابراهیم، یحیی بن بشیر، محمد بن ابان، حسن بن شجاع، یحیی ابن موسی، قتیبه و معاصرین آنها.
در ری: ابراهیم بن موسی و غیر او.
در بغداد: محمد بن عیسی الطباع، محمد بن سائق، سریج بن نعمان، احمد بن حنبل، ابومسلم عبدالرحمان ابن ابی یونس مستملی، اسماعیل بن خلیل و اقران آنها.
در واسط: حسان بن حسان، حسان بن عبدالله، سعید بن عبدالله بن سلیمان و اقران آنها.
در بصره: ابوعاصم نبیل، صفوان بن عیسی، بدل بن المحبر، حرمی بن عماره، عفان بن مسلم، محمد بن عرعره، سلیمان بن حرب، ابوداود الطیالسی، عارم، محمد بن سنان، ابوحذیفه نهدی و غیر آنها.
در کوفه: عبیدالله بن موسی، ابونعیم، احمد بن یعقوب، اسماعیل بن ابان، حسن بن ربیع، خالد بن مخلد، سعید بن حفص، طلق بن غنام، عمر بن حفص، فرو بن ابی المغراء، قبیصه بن عقبه، ابوغسان و اقران آنها.
در جزیره: احمد بن عبدالملک حرانی، احمد بن یزید حرانی، عمرو بن خلف، اسماعیل بن عبدالله رقی و اقران آنها.
در مصر: عثمان بن صالح، سعید بن ابی مریم، عبدالله بن صالح، احمد بن صالح، احمد بن شبیب، اصبغ بن ابی الفرج، سعید بن عیسی، سعید بن کثیر بن عفیر، یحیی بن عبدالله بن بکیر و اقران آنها.
در هرات: احمد بن ابی الولید حنفی.
در نیشابور: یحیی بن یحیی تمیمی، بشر بن حکم، اسحاق بن ابراهیم حنظلی، محمد بن رافع، احمد بن حفص، محمد بن یحیی ذهلی و اقران آنها.
امام قسطلانی در شرح بخاری نوشته است: استادان او:
در قیساریه: محمد بن یوسف فریابی.
در عسقلان: آدم بن ابی ایاس.
در حمص: ابومغیره ابی یمان علی بن عیاش، احمد بن خالد وهبی، یحیی و خاطی بوده اند.
امام بخاری (رح) در طلب علم به شهرهای 