مذکور رفته و اقامت گزیده و از مشایخ مزبور و غیر آنها کسب فیض نموده تلمذ جسته است، او گفته از بیشتر از هزار شیخ و استاد از علما نوشته دارم و تمام احادیث را با ذکر سند یاد کردم.
حاکم ابوعبدالله گوید: امام بخاری (رح) در طلب علم و تحصیل به این شهرها رفته و در هر شهری از آن شهرها اقامت اختیار کرده است، از مشایخ آن بلاد کسب فیض و بهره نموده و تلمذ جسته است(2).
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمة صحیح بخاری ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 46.
2) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر، صفحة 6.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:6.txt">ابوبکر صدیق (رض)</a><a class="text" href="w:text:7.txt">عمر بن خطاب (رض)</a><a class="text" href="w:text:8.txt">عثمان بن عفان (رض)</a><a class="text" href="w:text:9.txt">علی ابن ابی طالب (رض)</a><a class="text" href="w:text:10.txt">کاتبان رسول خدا</a><a class="text" href="w:text:11.txt">فقهاء تابعین و اتباع آنها</a><a class="text" href="w:text:12.txt">عصر نشأت مذاهب یا عصر اتباع تابعین</a><a class="text" href="w:text:13.txt">امام اعظم (ابوحنیفه) (رح)</a><a class="text" href="w:text:14.txt">امام مالک (رح)</a><a class="text" href="w:text:15.txt">امام شافعی (رح)</a><a class="text" href="w:text:16.txt">امام احمد (رح)</a><a class="text" href="w:text:17.txt">علم حدیث</a><a class="text" href="w:text:18.txt">تعریف علم حدیث</a></body></html>محمد بن ابی حاتم(1) از بخاری نقل می‌کند که گفته از هزار و هشتاد نفر از اساتید نوشته دارم و نقل کرده ام و آنها همه اصحاب حدیث بوده اند، باز گوید: حدیث را از کسی ننوشته ام، مگر این که گفته باشد که ایمان قول و عمل است؛ و این هم منحصر در پنج طبقه است:
طبقة اول: کسانی هستند که برای او از تابعین روایت کرده اند، مانند: محمد بن عبدالله انصاری که از حمید روایت کرده، مکی بن ابراهیم از یزید بن ابی عبید، عبدالله بن موسی از اسماعیل بن ابی خالد، هشام بن عروه از معروف از علی بن ابی طفیل از علی بن ابی طالب و مانند: ابی نعیم  از اعمش، خلاد بن یحیی از عیسی بن طهمان و چون علی بن عیاش و عصام بن خالد از جریر بن عثمان تابعی از بسر بن عبدالله صحابی. و شیوخ اینها همه از تابعین بوده اند.
طبقة دوم: کسانی بوده اند هم عصر تابعین، لکن از ثقات تابعین نشنیده اند، مانند: آدم ابن ابی ایاس، ابی مسهر عبدالاعلی بن مسهر، سعید بن ابی مریم، ایوب بن سلیمان بن هلال و امثال آنها.
طبقة سوم: کسانی هستند که حد وسط بین مشایخ او می‌باشند و تابعین را درک نکرده اند، بلکه از کبار تبع اتباع نقل کرده اند، مانند: سلیمان بن حرب، قتیبه بن سعید، نعیم بن حماد، علی بن مدینی، یحیی بن معین، احمد بن حنبل، اسحاق بن راهویه، ابوبکر و عثمان بنا ابی شیبه و امثال اینها. ضمناً از لحاظ اخذ امام مسلم از این طبقه با بخاری شرکت جسته است.
طبقة چهارم: رفقاء او بوده اند، در طلب و کسانی که قبل از او کمی از احادیث را شنیده اند، مانند: ابی حاتم رازی، محمد بن عبدالرحیم صاعقه، عبد بن حمید، احمد بن نظر و نظایر اینها. از این طبقه به همین منظور اخذ کرده که در نزد مشایخ خود این احادیث را نیافته یا فوت وقت کرده و به آن نرسیده است.
طبقة پنجم: عده‌ای هستند هم‌سن و هم‌استاد و طلبة او که برای فایده از آنها سماع کرده است، مانند: عبدالله بن حماد آملی، عبدالله بن ابی عاص خوارزمی، حسین بن محمد قبانی، ابی عیسی ترمذی و غیر اینها که کمی را از ایشان نقل کرده است.
بخاری می‌گوید(2): «محدث کامل نیست، مگر این که از مافوق و هم‌ردیف خود و یا پایین‌تر از خود نقل و استفاده کند». و این کار را کرده و از آنها نوشته دارد و از بالاتر از خود و هم‌درجة خود و پایین‌تر از خود بهره‌یاب شده است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفحة 6.
2) مقدمة صحیح بخاری ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفحة 7.18- نام مدارس: مدارس معینی که مانند مدارس امروزه دارای تشریفات معین و مضبوطی باشد، نیافتم، ولی در کنار بعضی از مساجد قدیمه حجره‌های کوچک و صفه و رواق و رباطی ساخته شده که جای تدریس و تدرس بوده، نظیر این مساجد و حجره‌ها در بعضی مناطق کردستان دیده می‌شود، مخصوصاً بنای بعضی مساجد را با همین حجره‌ها به عبدالله بن عمر(رض)  نسبت می‌دهند که هنوز باقی و چندان تغییری نکرده است(1).
آنچه مسلّم است مسجد در مجامع اسلامی علاوه بر این که جای عبادت برای مسلمین بوده، محل تدریس و تدرس هم بوده است، بعضی از مدرسین در مسجد و بعضی در منزل تدریس کرده اند. به هرحال، امام بخاری در مدارس معمولة آن روزگار چه حجره باشد و چه منزل و چه مسجد، در بخارا و در شهرهائی که به آنجا در پی اکتساب علم مسافرت کرده است به کسب علم از یک طرف و به تدریس از طرف دیگر اشتغال داشته است، و مدارس آن روزگار به هرنوع که باشد در شهرهای مذکور مورد تدرس و تدریس امام بخاری بوده اند.
در کتاب شروط ائمه سته تألیف ابوالفضل محمد بن طاهر مقدسی نوشته شده: امام بخاری تراجم و تألیف ابواب الجامع الصحیح را در حرم شریف شروع کرد و مدت شانزده سال برای تألیف و تدوین آن در بصره و غیره به تحقیق پرداخت تا این که آن را در بخارا به پایان رسانید(2).
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) توضیح بیشتر در قسمت ملحقات همین کتاب.
2) راجع به تفصیل بیشتر در بارة مدارس اسلامی به قسمت ملحقات این کتاب مراجعه شود.19- نام مساجد(1): مکه و مدینه مسجد النبی(ص). خود او گوید: «من کتاب تاریخ خود را در پیشگاه مرقد پیغمبر اکرم (ص) در سن هیجده سالگی تألیف کردم». و در مساجد بخارا و شهرهایی که به آنجا مسافرت کرده است به کسب و نشر علم اشتغال داشته. در مورد مسجد بخارا نوشته اند قتیبه بن مسلم چند مسجد در شهر بخارا بنا کرده و مسجد جامع را به سال 94 بنا نمود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) در بارة تفصیل بیشتر راجع به مساجد اسلامی به قسمت ملحقات این کتاب مراجعه شود.20- مسافرت: در سنة 216 هجری به همراهی برادر و مادرش به حج رفته است. به مدینه، شام، مرو، واسط، کوفه، جزیره، ری، بغداد، مصر، هرات، نیشابور و غیره چنان که گذشت مسافرت کرده است.21- از که اجازه گرفته: امام بخاری استادان زیادی داشته است، و طوری که تحقیق کرده ام معلوم نیست که کدامیک از استادان او به او اجازه داده اند، من هرچند جستجو کردم این قسمت را نیافتم، به احتمال قوی اجازه نامه‌ای که بعدها مرسوم شده در آن عصر نبوده است، ولی صورت‌های اجازه به این عنوانها بوده: مانند قرائت شیخ بر شاگرد و بالعکس و وجوهی که بعداً ذکر می‌شود و هر علم و کتابی چنان که از بعضی عبارات فهمیده می‌شود محتاج به اجازة مخصوص شفاهی یا کتبی بوده است.
امام حجة الاسلام محمد غزالی در کتاب «المستصفی» در باب چهارم در مستند راوی غیر صحابی و صورت اجازه و کیفیت روایت پنج صورت را برای اجازه تشریح می‌کند:
1- قرائت شیخ (استاد) بر راوی (شاگرد).
2- قرائت ر