اغ فَضلَ ركوعٍ
فَعَسى أَنْ يَكونَ مَوْتُكَ بغتة
كَم صحيحٍ رأيتَ مِن غيرِ سقمٍ
ذَهَبَتْ نفسه الصحيحة فلتة
خالق الناس بخلق واحد
لا تكن كلباً على الناسِ تهر
إن تبق تفجح بالأحبة كلهم
وفناء نفسك لا أبالك أفجع

اشعار او دلالت دارد بر این که وقت خود را ضایع نگردانیده، بلکه اشتغال به عبادت برای او لازم بوده و وقت خود را صرف عبادت اولی فالاولی کرده است. علاوه بر این، امام بخاری از خوشنویسان عصر خود نیز بوده است(2).
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفحة 15.
2) عبدالمحمد خان ایرانی مؤدب السلطنه در کتاب خط و خطاطان صفحة 74 می‌گوید: ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیره بن بردزبه، شیخ الاسلام و امام المحدثین مؤلف صحیح بخاری اصلاً ایرانی و در سنة 194 در بخارا متولد گشت، و بردزبه به معنی دهقان و زارع بوده و جدش بردزبه زردشتی (مجوسی) بود و تا آن وقت به دین اسلام داخل نشده بود، پسرش مغیره به دست ابوعبدالله محمد بن جعفر بن یمان مسندی جعفی مسلمان گشت، و مغیره از اجلة اغنیا و توانگران آن عصر بود، چون مسلمان شد  فرزندش ابراهیم نیز اسلام را قبول کرد و بدینوسیله مال و اموال‌شان محفوظ ماند و از ابراهیم اسماعیل پیدا گشت، و از اسماعیل عبدالله محمد، چون به حد خودشناسی رسید به اکتساب علوم و فضایل پرداخت و در هر فنی متبحر شد، خاصة در علم حدیث، او را حافظة قوی بود، چنانچه سیصد هزار حدیث صحیح و غیر صحیح در حفظ داشت (نگارنده در ذیل حافظان قرآن و فن حفظ‌کردن به ذکر او مبادرت نمودم). کتاب الجامع الصحیح بخاری بزرگترین سند روایات و احادیث است، و او اولین عالمی است در اسلام  که به تألیفات کثیره پرداخته و در حسن خط آن هم از دست راست و از دست چپ گوی اشتهار در میان انداخته و در قرن دوم رایت مفاخرت در فن نگاشتن خط کوفی برافراخته، جمال الدین یاقوت مستعصمی بالجمله محمد بن اسماعیل از زمرة خوشنویسان قرن دوم نگاشته، و در سنة 256 در قریة خرتنگ فوت کرد و از او خلفی نماند. «تم کلامه بالاختصار».امام احمد بن حنبل (رح) گفته(1): خراسان مانند محمد بن اسماعیل بخاری را به جامعه تحویل نداده است. و باز گوید: خراسان مانند ابی زرعه، محمد بن اسماعیل بخاری، عبدالله بن عبدالرحمان دارمی و حسین بن شجاع بلخی را به دنیا نیاورده است.
محمد بن بشار گفته است: حافظ دنیا چهار نفرند: ابوزرعه در ری، مسلم بن حجاج در نیشابور، عبدالله بن عبدالرحمان دارمی در سمرقند، و محمد بن اسماعیل بخاری در بخارا و باز محمد بن بشار هنگامی که بخاری قدم به بصره نهاد به سوی او قیام کرد و دست او را گرفت و دست در گردن او نمود و گفت: مرحبا برای کسی که سالهاست من به او افتخار می‌کنم.
امام مسلم گفته: شهادت می‌دهم که در دنیا تو مانند نداری. امام ابی محمد عبدالله بن عبدالرحمان دارمی گفته: علمای حرمین و حجاز و شام و عراق را دیده‌ام جامع‌تری از ابی عبدالله بخاری را نیافتم، حاکم در تاریخ نیشابور به نقل از احمد بن حمدویه گوید: مسلم بن حجاج به سوی بخارا آمد بین دو چشم او را بوسید و گفت: بگذار پاهایت را ببوسم ای استادِ استادها، ای سید محدثین و ای طبیب حدیث در علل آن، ابوسهل محمود بن نضر گوید: به بصره و شام و حجاز رفتم، هرگاه اسمی از محمد بن اسماعیل به میان می‌آمد، برای او احترام قایل می‌شدند و او را از خود برتر می‌دانستند، قتیبه بن سعید گوید: با فقهاء و زهاد و عباد مجالسه نموده‌ام از زمانی که عقل گرفته‌ام تاکنون جامع‌تری از محمد بن اسماعیل ندیده‌ام، او در زمان خودش مانند عمر بن الخطاب (رض) در بین صحابه (رض) بود. ابوحاتم رازی گوید: در خراسان حافظ‌تری از محمد بن اسماعیل خروج نکرده و عالم‌تری از او به عراق قدم نگذاشته است، عجلی گوید: ابوزرعه و ابوحاتم را دیدم از او استماع می‌کردند، محمد بن ابی حاتم به نقل از حاشد بن اسماعیل گوید: هنگامی که بخاری به بصره رفت محمد بن بشار گفت: سید الفقهاء قدم به بصره گذاشت. ابوسهل محمود بن نضر گوید: از بیشتر از سی عالم از علماء مصر شنیدم که می‌گفتند: ما در دنیا احتیاج به رأی و نظر محمد بن اسماعیل داریم.
ابوعیسی ترمذی صاحب سنن گفته: در عراق و خراسان در معنی علل و تاریخ و معرفت اسناد عالم‌تر از محمد بن اسماعیل نمی‌بینم، ابوحاتم بن منصور گفته: محمد بن اسماعیل برای علم و دانش آیاتی از آیات خداوند در بصر و نفوذ او موجود می‌باشد، ابراهیم بن محمد بن سلام موافق به گفتة ابن اعرابی گفته(2): رؤساء فن از اهل حدیث مانند سعید بن ابی مریم، حجاج بن منهال، اسماعیل بن اویس، الحمیدی، نعیم بن حماد، محمد بن یحیی بن ابی عمر العدنی، الخلال الحسینی بن علی الحلوانی، محمد بن میمون الخیاط، ابراهیم بن المنذر، ابی کریب محمد بن العلاء، ابی سعید عبدالله بن سعید الأشج، ابراهیم بن موسی الفراء و امثالهم، در هنگام قضاوت در نظر و معرفت، محمد بن اسماعیل را از خود برتر می‌دانستند(3).
عدة بسیاری از رجال و علمای برجستة دیگر مانند اسحاق بن احمد، سلیمان بن حرب یکی از استادان او، ابی سهل محمود بن نضر، حاشد بن اسماعیل، محمد بن یوسف همدانی، ابوبکر مدینی، ابوعمر کرمانی، محمد بن حاتم وراق، ابوحاتم رازی، احمد بن سیار و غیر آنها به فضیلت و بزرگواری او معترف و ناطق به علو مقام و مدارج علمی و دینی و زهد و تقوا و فضل و فهم و عقل و شعور او بوده اند.
محمد بن عبدالرحمان دغولی گفته: اهل بغداد نامه‌ای به محمد بن اسماعیل بخاری نوشتند و در آن نامه خطاب به او این بیت را تحریر کرده بودند:
المسلمون بخير ما بقيت لهم
وليس بعدك خير حين تفتقد
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر، صفحة 16.
2) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفحة 17.
3) حافظ ابی العباس فضل ابن العباس معروف بفضلک رازی گوید: با محمد بن اسماعیل ملاقات نکرده بودم، تا این که در بین حلوان زهاب و بغداد از من استقبال کرد، یک مرحله با او بودم، به تمام معنی کوشش کردم که حدیثی را بیاورم او نداند، ولی برایم امکان نداشت، مقدمة صحیح بخاری صفحة 21.ابوالهیثم کشینی روایت می‌کند که فربری گفت: از محمد بن اسماعیل بخاری شنیدم اظهار می‌کرد که حدیثی را در کتاب صحیح نیاورده‌ام مگر این که غسل کرده‌ام و دو رکعت نماز را قبل از آن به جای آورده‌ام، چنانکه در صحت آن یقین حاصل کرده‌ام. بخاری می‌گوید: الجامع الصحیح را از روی ششصد هزار حدیث به مدت شانزده سال نوشته و تصنیف کرده‌ام، و آن را حجت و وسیله در بین خود و خداوند قرار دادم. ابوجعفر عقیلی گوید: وقتی که بخاری کتاب صحیح را تصنیف کرد(1) آن را بر علی بن مدینی، احمد بن حنبل، یحیی بن معین و غیره عرضه کرد، همه را صحیح دانسته و مورد تحسین قرار دادند بغیر از چهار حدیث، با مجود آن چهار حدیث هم قول، قول بخار