فة عباسی خالد را حبس کرد و در حبس او در بغداد درگذشت، و ابوورقاء نیز دچار گرفتاری خانوادگی گردید.هنگامی که خالد بن احمد والی بخارا که خلیفة ابن طاهر بود، امر به اخراج بخاری از بخارا کرد، شیخ به قریة خرتنگ از دهات سمرقند (دو فرسخی سمرقند) رفت(1) و در حدود دو فرسخ از بخارا دور شد، و در آنجا به خانة بستگانش رفت، شبی در دعای خود می‌گفت: «اللهم ضاقت عليَّ الأرض بما رحبت فاقبضني إليك» زمین با وسعتی که دارد بر من تنگ شده خداوندا مرا به سوی خودت قبض کن، هنوز یک ماه نرفته بود دعای او مستجاب شد.
محمد بن حاتم وراق گوید(2): از غالب بن جبرئیل که امام بخاری در خرتنگ به منزل او رفته بود، شنیدم، گفت: در این جا چند روز اقامت را اختیار کرد، سپس مریض شد، تا این که فرستاده‌ای از سمرقند رسید، از او درخواست کرده بودند که به سمرقند تشریف‌فرما شود، دعوت آنها را پذیرفت آمادة حرکت و رکوب گردید، خف را پوشید و عمامه بر سر نهاد، وقتی که بیست قدم یا بیشتر رفت، من بازوی او را گرفتم و مردی دیگر مرکوب را می‌کشید تا سوار شود، او خدا رحمتش کند گفت: مرا رها کنید ضعیف شده‌ام «فَقَالَ: أَرْسِلوني فَقَدْ ضَعَفْتُ فَأَرْسلناهُ» ما او را وا گذاشتیم دعائی را خواند، سپس با حالت اضطجاع و درازکشیدن امر خدائی را به جای آورد، خدا او را رحمت کند.
ابوحسان کرمانی گوید: بخاری در خانه‌ای بود، وقتی که ما صبح او را یافتیم فوت کرده بود، بعد برحسب وصیت او، او را در سه کفن بدون قمیص و عمامه پوشاندیم نماز بر او خواندیم، هنگامی که او را در قریة «خرتنگ» دفن کردیم بوی بسیار خوش و معطری از خاک قبر او استشمام می‌شد، و ایامی طول کشید و مردم همه روز به سر قبر او می‌آمدند و از خاک معطر قبر او می‌بردند تا این که قبرش ظاهر گردید و ما قدرت حراست قبرا را نداشتیم، عاقبت چوبهای مشبکی را برآن نصب کردیم تا دیگر دسترس به آن نداشته باشند.
بیکندی گوید: اگر قدرت می‌داشتم که به وسیلة عُمْر بخاری را زیاد کنم این کار را می‌کردم، فوت من فوت مرد واحدی بود، اما فوت محمد بن اسماعیل ذهاب علم است، علو مقام و کرامت او پس از او بر بعضی از مخالفینش ظاهر گردید و بر آرامگاه او وارد شدند اظهار توبه و انابت کردند.
غالب بن جبرئیل هم پس از او جز مدت کمی زندگی نکرد او هم در جوار قبر بخاری دفن گردید.
مهیب بن سلیم گوید(3): وفات بخاری در شب شنبه شب عید فطر در سال دویست و پنجاه و شش اتفاق افتاد، مدت عمر او شصت و دو سال سیزده روز کم بود.
رَحِمَهُ اللّهَ وَإِيَّانا وَجَمِيْعَ المؤمنين.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) این مطلب را یقیناً از کتابی نقل کرده ام اما منقول عنه را فراموش کرده‌ام.
2) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر، صفحة 47.
3) مقدمة صحیح بخاری، إدارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر، صفحة 47.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:67.txt">1- نام و نسب</a><a class="text" href="w:text:68.txt">2- کنیه</a><a class="text" href="w:text:69.txt">3- لقب</a><a class="text" href="w:text:70.txt">4- تاریخ تولد</a><a class="text" href="w:text:71.txt">5- محل تولد</a><a class="text" href="w:text:72.txt">6- تاریخ وفات</a><a class="text" href="w:text:73.txt">7- محل وفات</a><a class="text" href="w:text:74.txt">8- محل سکونت</a><a class="text" href="w:text:75.txt">9- شغل شخصی</a><a class="text" href="w:text:76.txt">10- نام پدر</a><a class="text" href="w:text:77.txt">11- شغل پدر</a><a class="text" href="w:text:78.txt">12- نام فرزند</a><a class="text" href="w:text:79.txt">13- شغل فرزند</a><a class="text" href="w:text:80.txt">14- درآمد</a><a class="text" href="w:text:81.txt">15- رابطه با حکومت</a><a class="text" href="w:text:82.txt">16- محل تحصیل</a><a class="text" href="w:text:83.txt">17- استادان و شیوخ او</a><a class="text" href="w:text:84.txt">18- نام مدارس</a><a class="text" href="w:text:85.txt">19- نام مساجد</a><a class="text" href="w:text:86.txt">20- مسافرت</a><a class="text" href="w:text:87.txt">21- اجازه از که گرفته</a><a class="text" href="w:text:88.txt">22- کجا درس می‌داده</a><a class="text" href="w:text:89.txt">طلب علم و مسافرت‌های او</a><a class="text" href="w:text:90.txt">23- شاگردان نخبة او و کسانی که از او روایت کرده اند</a><a class="text" href="w:text:91.txt">24- آثار علمی او</a><a class="text" href="w:text:92.txt">اجماع علماء بر امامت او</a><a class="text" href="w:text:93.txt">مذهب او و مذاهب ائمة سته</a></body></html>1- نام و نسب: مسلم بن حجاج بن مسلم بن ورد بن کرشان نیشابوری قشیری(1) از طایفة بنی قشیر که قبیلة معروفی از عرب است، خود او مشهور است به مسلم نیشابوری که شهرت را از زادگاه خود کسب کرده است، و او یکی از رجال برجستة حدیث است.
«در تاریخ حبیب السیر فارسی آمده(2): در سنة احدی و ستین و مائتین، مسلم بن الحجاج القشیری النیشابوری به جهان جاودانی فرمود. هو ابوالحسن مسلم بن الحجاج بن ورد بن کوشاد القشیری. در تصحیح المصابیح مسطور است که ولادت مسلم در سنة اربعٍ ومائتین روی نمود، و بعضی در سنة ستٍّ و مائتین گفته اند، و او در خراسان از یحیی بن یحیی و اسحاق بن راهویه استماع حدیث کرد، و در ری از محمد بن مهران الحمال، و در عراق از احمد بن حنبل، و در حجاز از سعید بن منصور، و در مصر از عمرو بن ثوار. «وأعلى ما وقع له إسنادان: بينه وبين النبي (ص) أربعة رجال، وذلك في نيفٍ وثمانين حديثاً، توفّي عشية يوم الأحد ودفن يوم الاثنين في خمس وعشرين في شهر رجب في السنة المذكوره بظاهر نيسابور». در تاریخ امام یافعی مذکور است که مسلم صحیح خود را از سیصد هزار حدیث مسموعه تصنیف نموده و میان علماء اهل سنت در باب تفصیل صحیح بخاری و صحیح مسلم اختلاف است، و مشهور آن است که کتاب البخاری أفقه و کتاب مسلم أحسن السیاق للروایات. «والله اعلم».
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم بن حجاج قشیری النسب و نیشابوری النسبت. و القشیری، نسبت به او به قشیری قشیر بن کعب است که قبیلة بزرگی بود، خاتمه سنن مسلم به قلم محمد فؤاد عبدالباقی، ابوالحسن مسلم بن حجاج قشیری النسب، والنیشابوری «النسبت فصل صحیح مسلم رحمه الله فی نهایة من الشهرة وهو متواتر عنه من حیث الجملة فالعلم القطعی حاصل بأنه تصنیف أبی الحسن مسلم بن حجاج، أما من حیث الرروایة المتصلة بالإسناد المتصل به مسلم فقد انحصرت طریقه عنه فی هذه البلدان والأزمان فی روایة أبی الحسن إبراهیم بن محمد بن سفیان عن مسلم ویروی عن أبی سفیان جماعة منهم الجلودی وعن الجلودی جماعة منهم الفارسی وعنه جماعة منهم الفراوی وعنه خلائق منهم منصور وعنه خلائق منهم شیخنا أبوإسحاق». خاتمة جزء خامس صحیح مسلم به تصحیح محمد فؤاد عبدالباقی دار إحیاء التراث العربی، صفحة 594.
2) تاریخ حبیب السیر، تألیف غیاث الدین بن همام الدین الحسینی، جزء سوم از مجلد دوم از انتشارات کتابخانة خیام تهران صفحة 28.2- کنیه: ابوالحسن یا ابوالحسین.3- لقب: شیخ، شیخین، (لقب بخاری و مسلم در حدیث که هرگاه کلمة شیخین در حدیث اطلاق شود منظور از آن مسلم و بخاری است) مسلم نیشابوری، محیی السنه، امام و حافظ.عمر بن خطاب ابن نفیل ابن عبدالعزی بن ریاح بن عبدالله ابن قرط بن رزاح ابن عدی بن کعب بن لوی بن غالب بن فهر بن نضر ع