احمد بن حنبل عرضه کرد، وی را پسند آمد و تحسین کرد.
یافعی گوید: «كان أبو داوود رأساً في الحديث ورأساً في الفقه ذا جلالةٍ وحرمَةٍ وصلاحٍ وورعٍ».
و ابراهیم حربی گوید: حدیث در کف ابی داوود چون آهن در دست داوود نبی نرم شد و او با علم خویش ورع و تقوا را جمع کرد. و ابن خلکان گوید: «أحد حفاظ الحديث وعلمه وعلله وكان في الدرجة العالية من النسك والصلاح».
و شیخ ابواسحاق شیرازی او را از اصحاب امام حنبل شمرده است و ابوبکر بن راشد در تصبیح المصابیح از ابوداوود حکایت می‌کند که می‌گفت: از پیامبر پانصد هزار حدیث نوشتم و چهار هزار و هشتصد حدیث از آن عدة کثیر برگزیدم و آن کتاب سنن است مرکب از اخبار صحاح و شبه صحاح و نزدیک به صحاح و تنها چهار حدیث از آن دین مرد را پسندید.
یکی از آن چهار قول رسول الله (ص) که فرمود: «الأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ» یعنی: «تمام کارها به نیت (شخص) بستگی دارد».
و دیگر فرمود: «مِنْ حُسْنِ إِسْلامِ الْمَرْءِ تَرْكُهُ مَا لا يَعْنِيهِ» یعنی: «از زیبایی اسلام فرد، ترک کردن کارهای بیهوده و اعمالی است که برایش فایده‌ای ندارد».
و دیگری فرمود: «لا يَكُوْنُ الْمُؤمِنُ مُؤمِناً حَتَّى يَرْضى لأخيهِ ما يَرْضى لِنَفْسِهِ» یعنی مؤمن، مؤمن نبود تا آنگاه که برای دیگران آن پسندد که برای خود می‌پسندد.
و دیگر فرمود: «الْحَلالَ بَيِّنٌ، وَالْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَ ذَلِكَ أُمُورٌ مُشْتَبِهَاتٌ. فَمَنْ تَرَكَ الْشُبَهاتِ نَجي مِنَ الْمُحرماتِ وَمَنْ أخَذَ بالشُّبَهاتِ اِرْتَكَبَ الْمُحَرَّماتِ فَهَلَكَ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُ» یعنی: روا و حلال پیدا و ناروا و حرام پیدا است، و میان این دو اموری است که حکم آن روشن نیست و متشبه است هرکه از این امور پرهیز جست از نارواها و محرم‌ها ایمن ماند و آن که بدانان یازید در نارواها و حرام‌ها افتاد و از آن سوی که ندانست خود را به ورطة هلاک افکند.
ابوبکر گوید که ابوداوود می‌گفت: شهوت خفیه یعنی آز نهان و آز حب و دوستی و ریاست است وقتی در مجلس استملاء دوستی از او اجازه خواست تا با محبرة وی چیزی نویسد، ابوداوود گفت: «مَنْ شَرعَ في مالِ أخيهِ بالاستئذانِ فَقَدْ اِسْتَوجَبَ بِالحشتمهِ الحِرْمانِ» و در ترجمة او آمده است که سهل بن عبدالله تستری زاهد مشهور که صاحب مقامات و کرامات بود، به زیارت ابوداوود شد، او را گفتند: این سهل است که به زیارت تو آمده است، ابوداوود بر پای خواست و او را اکرام کرد و بنشاند. سهل گفت: مرا به تو حاجتی است. ابوداوود گفت: آن چیست؟ گفت: بگوی با مکان آن حاجت برآورم، ابوداوود بگفت، سهل گفت: خواهم اجازت دهی تا برآن زبان که با وی از رسول الله (ص) حدیث کرده‌ای بوسه دهم، ابوداوود زبان بیرون کرد و عبدالله زبان وی ببوسید.
و باز گویند: او در روش و هیبت و منظر و شمائل بر رسول الله (ص) مانند بود بدین سیاق: «عن إبراهيم عن علقمة قال: كان عبد الله يشبه بالنبي (ص) في هدبه ودله وكان علقمه يشبه بعبد الله وقال جرير بن عبد الحميد: كان إبراهيم يشبه بعلقمة وكان منصور يشبه بإبراهيم وقال غير جرير: كان سفيان يشبه بمنصور وقال عمران ابن أحمد وقال أبو علي القوهستاني: كان وكيع بسفيان وكان أحمد بن حنبل يشبه بوكيع وكان أبو داوود يشبه بأحمد بن حنبل (رض)».
و ابوداوود به سال دویست و هفتاد و پنج (275) در بصره درگذشت، و عبدالله بن عبدالوهاب هاشمی بر وی نماز کرد، حاجی خلیفه علاوه بر سنن دو کتاب یکی به نام «ناسخ القرآن و منسوخه» و دیگری را به قولی به نام «دلائل النبوة» آورده است.
ابن ندیم کتابی دیگر موسوم به کتاب اختلاف المصاحف از او نام برده و در قاهره کتابی به نام مراسیل منسوب به او طبع شده است.
و سجستان که ابوداوود از آنجاست خراسان ولایت معروف است که به فارسی سیستان نامند و یاقوت در معجم البلدان گوید که ابوالفضل محمد بن طاهر مقدسی گفت که از محمد بن نصر شنیدم که نسبت ابی داود به سجستان یا سجستانه قریه‌ای از بصره است، و این گفته استوار نیست چه گذشته از این که قاطبة حفاظ و ضابطین بر خلاف محمد بن نصر گفته اند: هم سبق بودن داوود با اولاد اسحاق بن راهویه به نیشابور و حدیث شنیدن وی در صغر سن از محمد بن اسلم طوسی دو گواه دیگر بر مصداق روایت مشهود است و نسبت ازدی در نام ابی داوود بالولاء است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:122.txt">1- نام و نسب</a><a class="text" href="w:text:123.txt">2- کنیه</a><a class="text" href="w:text:124.txt">3- لقب</a><a class="text" href="w:text:125.txt">4- تاریخ تولد</a><a class="text" href="w:text:126.txt">5- محل تولد</a><a class="text" href="w:text:127.txt">6- تاریخ وفات</a><a class="text" href="w:text:128.txt">7- محل وفات</a><a class="text" href="w:text:129.txt">8- محل سکونت</a><a class="text" href="w:text:130.txt">9- شغل شخصی</a><a class="text" href="w:text:131.txt">10- نام پدر</a><a class="text" href="w:text:132.txt">11- شغل پدر</a><a class="text" href="w:text:133.txt">12- نام فرزند</a><a class="text" href="w:text:134.txt">13- شغل فرزند</a><a class="text" href="w:text:135.txt">14- درآمد</a><a class="text" href="w:text:136.txt">15- رابطه با حکومت</a><a class="text" href="w:text:137.txt">16- محل تحصیل</a><a class="text" href="w:text:138.txt">17- استادان و شیوخ او</a><a class="text" href="w:text:139.txt">18- نام مدارس</a><a class="text" href="w:text:140.txt">19- نام مساجد</a><a class="text" href="w:text:141.txt">20- مسافرت</a><a class="text" href="w:text:142.txt">21- اجازه از که گرفته</a><a class="text" href="w:text:143.txt">22- کجا درس می‌داده</a><a class="text" href="w:text:144.txt">23- شاگردان نخبة او و آنان که از او روایت کرده اند</a><a class="text" href="w:text:145.txt">24- آثار علمی او</a></body></html>1- نام و نسب: محمد بن عیسی بن سَوره بن موسی بن ضحّاک سلمی ضریر بوغی ترمذی و اصل او از مرو بوده است. بوغ دهی است از شش فرسخی ترمذ(1). وی یکی از اصحاب كتب سته و از ائمة مقتدی به و از اعلام حفاظ و مشاهیر محدثین است.
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) وهي مدينة قديمة على طرف نهر بلخ وهو جيحون. دائرة المعارف فريد وجدي جلد دوم صفحة 671.2- کنیه: ابوعیسی، ابوالحسن.3- لقب: حافظ ترمذی4- تاریخ تولد: سال 200 (مائتین) یا 209 چنانکه ابن خلکان نوشته است.5- محل تولد: ترمذ.6- تاریخ وفات: شب دوشنبه سیزده رجب سال 279 (تسع وسبعین ومائتین).
غیاث الدین بن همام الدین حسینی در تاریخ حبیب السیر(1) گوید: شب دوشنبه سیزدهم رجب سنة «تسع و سبعین ومائتین» (279) به مدینة الرحال وفات ابوعیسی محمد بن عیسی بن سوره بن موسی بن الضحاک الترمذی الضریر که در سلک جماهیر اهل حدیث انتظام دارد و جامع او داخل صحاح سته است اتفاق افتاد و در تصحیح المصابیح مسطور است که «وأعلى ما وقع له، إسناد حديث واحد وقع بينه وبين النبي (ص) ثلاثة رجال».
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) در تاریخ حبیب السیر جزء سوم از مجلد دوم صفحة 282 در مقدمة صحیح ترمذی ابواشبال گوید: ابوعیسی محمد بن عیسی بن سوره بن موسی بن ضحاک السلمی البوغی الترمذی الضریر. در البدایه والنهایه در مرتبه سوم گوید: محمد بن عیسی بن سوره بن شداد بن عیسی سُلمی الترمذی الضریر.7- محل وفات: ترمذ. سمعانی گوید: در قریه بوغ فوت ک