 دیگری بر او واجب نیست. بوذر خشمگین شد با عصایش ضربه‎ای بر سر کعب زد و سرش را شکست. کعب برخاست و از خلیفه تقاضای قصاص کرد، عثمان(رض) از او خواست که ابوذر را ببخشد و کعب او را بخشید.
عثمان(رض)، بوذر را پند داد و گفت: لختی این زبان کوتاه کن و با مردمان احتمال کن. بوذر گفت: مرا دستوری ده تا از میان مردمان بیرون شوم که من با مردمان این زمانه زندگانی نتوانم کردن. عثمان(رض) گفت: کجا خواهی؟ گفت: به رَبَذه شوم که پیغمبر(ص) مرا گفت: بوذر تنها زید و تنها میرد، و او روز قیامت تنها از گور برخیزد. بوذر برفت و به رَبَذه شد، و عثمان(رض) او را لختی اشتر داد و گوسفند داد. او به رَبَذه اندر همی بود، منزلی است اندر بادیه»(2).
---------------------------------------------------------
1) نستد: نگرفت. 
2) منبع مذکور / 587. در سیرت علی بن ابی طالب(رض)، امیرالمؤمنین آمده است که آن بزرگوار هیچگاه در برابر بت سجده نکرد و این عظمت مختص به اوست، «صبور بر رنجها، سخی، مبارز، هرگز هزیمت نرفت، عالم و زاهد، و هرگز با خدای تعالی شرک نیاورد و بت نپرستید و خمر نخورد و دروغ بر زبان وی نرفت و جز راست نگفتی»(1).
خطبه‎ها و فرمانها و دستورهایش نموداری از عالی‎ترین هدیه‎های الهی است که بر قلب مبارکش الهام شده است.
------------------------------------------------------
1) منبع مذکور/ 676. علی در کودکی و هفت سالگی به پیامبر ایمان آورد و دریچۀ فیض و محبت الهی را در قلبش باز کرد:
«پس علی بن ابی طالب(رض) درآمد، و هفت ساله بود، و پیغمبر را دید و خدیجه که سجود همی کردند و پیش ایشان اندر چیزی نبود. علی گفت: یا محمّد؛ این سجود که را همی کنی و چیست که این همی کنی؟ گفت: خدای آسمان و زمین را می‌پرستم و من پیغامبر اویم. جبرئیل مرا فرمود که: خدای را پرستم و مردمان را بدو خوانم. و اگر تو به من بگروی، از کافری برهی و از بت پرستیدن. علی گفت: بروم از بوطالب پدرم باز پرسم که بی فرمان او من کاری نتوانم کردن. و بیرون شد. پیغامبر گفت: یا علی! این سجود ما پنهان دار و جز بوطالب را کس آگاه مکن. علی چون به در سرای رسید باز گشت و گفت: یا محمّد! خدای تعالی مرا بیافرید و با بوطالب سگالش نکرد، مرا نیز به دین خدای و پرستش او سگالش به بوطالب هم نباید کردن. این دین که ترا فرمودند بر من عرضه کن. پیغمبر(ص) دین بر او عرضه کرد. و علی بن ابی طالب قبول کرد و نماز پیشین(1) پیغامبر بکرد. و آن سخنان پنهان داشتند و جبرئیل بازگشت»(2).
----------------------------------------------------------
1) نماز پیشین: نماز ظهر. 
2) منبع مذکور/35- 36.کُنیۀ بوتراب، افتخاری است برای علی و همۀ علی صفتان تاریخ: «و اندر این غزو ذاتُ العُشیره(1) بود که پیامبر(ص) طلب علی بن ابی طالب کرد و نیافت. و او از دیه بیرون شده بود و به زیر خرمابُنان خفت. پیغمبر(ص) خود به طلب او شد و او را یافت به زیر خرمابُنان خفته و جامه از وی باز شده و تن او به خاک اندر رفته. پیغامبر(ص) آواز کرد و گفت: قُم یا أبا تُراب(2). و این بوتراب بر علی بماند، و او بدین فخر کردی و دوست داشتی که کسی او را بدین کنیت خواندی. پس عمّار یاسر گفت: با علی من خفته بودم هم اندر آن خاک، آواز پیامبر را شنیدم، بیدار شدم پیامبر را دیدم که علی را بیدار می‌کرد. و علی برخاست و پیش او بیستاد. و پیغمبر به ردای خویش سر و روی علی پاک همی کرد و می‌سترد و می‌گفت: یا علی، اندر دو جهان بدبخت تر از آن کس نیست که ترا دشمن دارد و ترا کشد و بر سرت زخم زند تا این ریش تو از خون سرت خشک شود»(3).
سیرۀ پیامبراسلام و خلفای راشدین در تاریخ طبری، نموداری از زندگانی ابر مردهای نظام الهی است که با تمام نیرو و امکانات می‌کوشند انسان را از خود محوری نجات دهند و او را به ملکات فاضله اخلاقی و دستورات الهی آشنا سازند.
علی، به هنگام ضربت عبدالرحمن بن ملجم، به فرزندان و یارانش دستور می‎دهد که از همان شیری که به او می‎دهند به قاتلش نیز بنوشانند، سبحان‎الله از این همه عبقریت و شکوه و آزادگی!
------------------------------------------------------------
1) منزلی نزدیک مدینه بوده است.
2) ای بوتراب (پدر خاک) برخیز. 
3) منبع مذکور/97. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:25.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:26.txt">1- نسبت دادن اعتزال به فردوسی</a><a class="text" href="w:text:27.txt">2- اهل تسنن و علی</a><a class="text" href="w:text:28.txt">3- بعضی از اشعاری که بر شیعه بودن فردوسی دلالت دارند</a><a class="text" href="w:text:29.txt">4- فردوسی چه شیعه باشد و چه سنّی، سرایندۀ شاهنامه است</a></body></html>حکیم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی طوسی، یکی از درخشانترین شاعران حماسه سرای ایران در قرن چهارم هجری است که به حق می‎توان گفت: در تمام تاریخ پر نشیب و فراز این سرزمین شاعر آزادۀ میهن دوستی چون او ظهور نکرده است.
حکیم طوس در «ستایش پیغمبر و یارانش» اینچنین از خلفای راشدین سخن به میان می‎آورد:
ترا دین و دانش رهاند درست             ره رستگاری بیایَدت جست
اگر دل نخواهی که باشد نژند             نخواهی که دائم بُوی مستمند
به گفتارِ پیغمبرت راه جوی               دل از تیرگیها بدین آب شوی
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی      خداوند امر و خداوند نهی
که خورشید بعد از رسولان مِه            نتابید بر کس ز بوبکر به
عُمر کرد اسلام را آشکار                   بیاراست گیتی چو باغ بهار
پس از هر دوان بود عثمان، گزین         خداوند شرم و خداوند دین
چهارم علی بود جفت بتول                 که او را به خوبی ستاید رسول
که من شهر علمم علیّم در است           درست این سخن قول پیغمبر است(1).
استاد دکتر ذبیح الله صفا دربارۀ مذهب و عقیدۀ فردوسی می‌گوید:
«چنانکه از ابیات منقول و نیز از آنچه فردوسی در آغاز شاهنامه آورده است، بر می‎آید شاعر ما مردی شیعی مذهب، و در اصول عقاید نزدیک به طریقۀ معتزله (2). بوده است. (3)
بنابر آنچه نظامی عروضی نیز گفته بیت ذیل بر اعتزال او دلالت می کند:
به بینندگان آفریننده                را نبینی مرجان دو بیننده را
و با آنکه شاعر در ابیات ذیل نام خلفای ثلاث را پیش از علی(رض) ذکر کرده:
که خورشید بعد از رسولان مِه                نتابید بر کس ز بوبکر به(4)
عُمر کرد اسلام را آشکار                    بیاراست گیتی چو باغ بهار
پس از هر دوان بود عثمان، گزین         خداوند شرم و خداوند دین
ولی چون در مدح و نعت علی بن ابی طالب بیش از دیگران مبالغه کرده و نیز در دو بیت ذیل به صراحت به تشیّع خود اعتراف نموده است:
اگر چشم داری به دیگر سرای             به نزد وصّی و نبی گیر جای
گرت زین بد آید گناه منست          چنین است و آیین و راه منست
و این اعترافات او را ابیات متعددی از هجو نامه نیز کاملاً تأیید نموده است، پس بنابراین مقدّمات حکم اوّلی ما در اینکه فردوسی شیعی و نزدیک به طریقۀ معتزله بود ثابت می‎شود»(5).
گرچه پاسخ به نظر استاد در این جا موردی ندارد ولی نظر خوانندگان گرامی را به چند نکته زیر معطوف می‌نماید.
--------------------------------------------------------------
1) شاهنامه فردوسی از روی چاپ و ولّرسن پس از مقابله چاپ تور نرماکان و ژول مول و ضبط نسخه بدلها در حواشی – به توسّط سعید نفیسی 