ست و بر این عقیده پایدار مانند و استقامت ورزند فرشتگان بر آنها فرود می‌آیند که مترسید و غم مخورید و مژده باد شما را بدان بهشت که نوید آن یافته اید». 
12) نُزل: ضیافت و آنچه برای مهمان آماده کنند. 
13) شرح مثنوی شریف- جزء دوم از دفتر اول /573.
14) این بیت در نسخۀ م. درویش نیست. در غزوه بدر الکُبری که اسیران مشرکان را به حضور پیامبر(ص) آوردند پیامبر، در باره آنان و غنائم جنگی با اصحاب مشورت کرد. عمربن‎خطّاب(رض) گفت: یا رسول‎الله! نظر من این‎است که، اسیرها را بکشیم؛ حمزه، عبّاس، و علی عقیل را بکشد تا دیگران آنان را نکشند و کینه و اختلاف پیش نیاید. عبّاس (عموی پیامبر) که اسیر بود به عمر گفت: «یا عُمَر! قَطَعْتَ الرََّحِمَ قَطَعَ اللهُ رَحِمَکَ» ای عمر، قطع رحم کردی خداوند ترا قطع رحم کند، و پیامبر(ص)، آن تدبیر را نپسندید. و عبدالله بن رواحه از مبارزان انصار گفت: «یا رسول‎الله، غنائم و اسیران را در آتش بسوزانید تا از آنها اثری نماند». پیامبر(ص) این نظر را نپذیرفت. و گفت: «چه تدبیر می‎کنید؟» ابوبکر گفت: «یا رسولَ‎الله، اینان عموها و عموزادگان و خویشان تو و ما هستند و خداوند ما را بر ایشان پیروز کرد؛ باید به آنان رحم کنیم و چون دارا و ثروتمند هستند آنها را مال و نقدینه‎ای عوض کنیم هم آزاد می‎شوند و هم مشکل مالی ما مسلمانان حلّ خواهد شد»، پیامبر(ص) این تدبیر را پسندید و تبسّم کرد و گفت:
«یا ابوبکر، مَثَل عُمَر چنان است که مثل جبرئیل(ع)، هرکجا عقوبت و بلا بُوَد از خدای تعالی حق تعالی او را فرستد، چنانکه قوم لوط و قوم  فرعون، و مَثَل تو از فرشتگان چون میکائیل است که هرکجا خدای تعالی رحمت خواهد، او را فرستد. باران او آورد، و رحمت بر قوم یونس او آورد و عذاب بگردانید و یونس را از شکم ماهی بیرون آورد... .
پس پیامبر(ص) گفت: هر دو نیک گفتند. اکنون صبر کنیم تا خدای تعالی چه فرماید: پس خدای تعالی هم در آن مجلس آیت فرستاد. قولهُ تعالی ﴿مَا کَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَکِيمٌ﴾ (الأنفال: 67)(1).
«هيچ پيامبرى را نرسد كه اسيرانى داشته باشد تا آنكه در زمين كشتار بسيار كند، [شما] متاع دنيا را مى‏خواهيد. و خداوند [مصلحت‏] آخرت را مى‏خواهد. و خداوند پيروزمند فرزانه است».
--------------------------------------------
1) تاریخ نامه طبری / 137.پیامبر بزرگوار(ص) به علی شیر میدانهای کارزار و زاهد خلوتهای شب می‌فرماید: «هرکسی برای تقرب به خداوند طاعتی می‎جوید، تو به همنشینی با عاقل و بنده خاص تقرّب جوی».
گفت پیغامبر علی را کای علی               شیر حقّی پهلوان پر دلی
لیک بر شیری مکن هم اِعتماد(1)               اندر آ در سایه نخل امید
اندر آ در سایۀ آن عاقلی                     کش نداند برد از ره ناقِلی
ظل او اندر زمین چون کوه قاف      روح او سیمرغ بس عالی طواف
گر بگویم تا قیامت نعت او              هیچ آن را مقطع و غایت مجو
در بشر روپوش کردست آفتاب          فهم کن واللهُ أعلم بالصَّواب
یا علی از جملۀ طاعاتِ راه            بر گزین تو سایۀ خاص إله
هرکسی در طاعتی بگریختند        خویشتن را مَخلَصی انگیختند
تو برو در سایۀ عاقل گریز           تا زهی زان دشمن پنهان ستیز
از همه طاعات اینت بهترست     سبق یابی بر هر آن سابق که هست(2) 
شیر حق، علی در میدان جهاد با نفس و نبرد با دشمن اسلام یکه تاز و ممتاز است و اجتماع هر دو صفت در انسان شجاع، کمتر پیش می‎آید. از این نظر رسول گرامی، علی را به مصاحبت و همنشینی با خردمند تشویق می‎فرماید، مرحوم استاد فروزانفر در باره این موضوع چنین می‎گوید:
«در نظر مولانا (شیر حق) کسی است که در میدان مجاهدت و خلاف نفس و هوای نفسانی جان باز و دلیر باشد و از اظهار حقیقت بیم نکند و در اجرای احکام، هراس بدل راه ندهد و شجاعت او از قدرت حق منبعث باشد نه از نیروی غضب و خشم، مانند دلاوری و یلی پهلوانان حسّ که ناشی از قوّۀ غضبی و محرّک آن، حسّ انتقام و غلبه خصمان و هماوردان است... راستی که علی در همه احوال چنین بود و چنین زیست و سیره او در حیات رسول(ص) و پس از رحلت وی و هم بوقت خلافت ظاهر هم بدین سان بود».
این ابیات، تفسیر حدیث ذیل است:
«یا عَلِیُّ إذا تَقَرَّبَ النّاسُ إلی خالِقهِم فی أَبوابِ البِرَّ فَتَقَرَّبْ إلَیهِ بِأَنواعِ العَقلِ تَسبِقهُم بالدَّرجاتِ وَالزُّلفی عِندَالناسِ وَعِندَاللهِ فِی الآخِرَةِ»(3) .
«ای علی، چون مردم به آفریدگار خود از راههای نیکوکاری تقرّب جویند، تو از راههای گوناگون عقل و دانایی نزدیک جوی تا از ایشان بپایه و نزدیکی پیش تر آیی در نزد مردم بدین جهان و در پیشگاه خدای تعالی بدان جهان».
چنانکه می‌بینید مولانا عقل را بمعنی مظهر عقل کلّ که ولیّ کامل است گرفته و از آن دلیلی بر فوائد صحبت. و همنشینی پیران انگیخته است. مفاد حدیث، ترجیح اعمال سِرّ و باطنی بر اعمال و حرکات بدنی و ظاهری ولی شرط صحّت آن اعمال، نیز در نظر صوفیان اجازه پیر است»(4) .
انسان هر قدر قوی و نیرومند باشد از حیله سازی و دستان آوری هوای نفسانی در امان نیست راه حق، باریک و خطر آمیز است، توسّل بصحبت پیران شرط احتیاط و دورنگری است، از آن جهت که پیر از هوی و هوس پاک است، کار بد نمی‌کند و اندیشۀ نا صواب بر دلش نمی‌گذرد، کسی که در صحبت او روز می‌گذارد بالطبع و بر اثر همنشینی و شهود احوال وی چنان می‌شود که بکار کرد و یا خاطر نفسانی دیرتر و کمتر می‌گراید(5) .
همنشینی با خاصان و خردمندان وارسته، جاذبه مغناطیسی معنوی در آدمی ایجاد می‌کند بگونه‎ای که مانند آهن ربا، طرف را در میدان جاذبه مجذوب شخصیت و عظمت آن انسان والا می‌نماید و انقلاب تأثیر افکار و نیروی اندیشه، مدیون این مصاحبت است.
---------------------------------------------------------
1) استاد فروزانفر در شرح مثنوی شریف در باره اعتماد نوشته است که: اعتِمد، بخوانید که إماله شده اِعتماد است و در نسخه موزه قونیه و چاپ لیدن مُمالة بدن گونه نوشته می شود. 
2) احادیث مثنوی- استاد بدیع الزمان فروزانفر-انتشارات دانشگاه طهران-31.
3) احادیث مثنوی – استاد بدیع الزمان فروزانفر-انتشارات دانشگاه طهران -31.
4) گر چه موضوع حدیث توجّه اسنان به عقل و همنشینی با راهنمای خردمند است ولی نباید هر کسی را که مدّعی صلاحیت و عرفان است راهنمای  معرفتی دانست شدیدترین ضربه بر پیکر معنویت در همین زمینه است. 
5) شرح مثنوی شریف- جزء سوم از دفتراول-1223-1224 . گناهان و عدم انفاقها و بخششها و بخلها و ناجوانمردیها، خانمانها و سرزمینها و ملّتها را نابود می‌سازند:
آتشی افتاد در عهد عُمَر               همچو چوب خشک، می خورد او، حَجَر
در فتاد اندر بنا و خانه‎ها                               تازد اندر پرّ مرغ و لانه‎ها
نیم شهر از شعله‎ها آتش گرفت             آب می‎ترسید از آن و می‎شگفت
مَشک‎های آب و سِرکه می‎زدند                    بر سر آتش کسان هوشمند
آتش از استیزه افزون می‎شدی   