 به چه علت مرد به تنهايي حق دارد و مي‏تواند همسر خود را طلاق دهد.
در جواب بايد گفت: كه مرد سرپرست و مدير مؤسسة منزل و خانواده است در ابتدا پرداخت مهر و متعلقات آن را او بر عهده گرفته و اركان بناي خانواده بر دوش او استوار گرديده است. به همين دليل براي كساني كه چنان مسئوليتهايي را متحمل شده باشند، بسيار سخت و گران است كه به آساني و بخاطر امور كم ارزش  بخواهد اركان ساختماني را كه با رنج و تلاش و تدبير خود فراهم ساخته متلاشي نمايد.چند همسري به گونه اي كه اسلام آن را ترسيم كرده است موضوعي كاملا انساني است كه به مرد اجازه نمي دهد كه هرگاه و با هر زني كه خواست ارتباط نامشروع داشته باشد علاقه و ارتباط با زناني ديگر تنها در دايرة مشروع و رعايت حقوق و شروط آنها است كه جايز است. در ازدواج بويژه ازدواج دوم بايستي خانوادة زن در جريان قرار داشته باشند و به آن رضايت بدهند، و دست كم اعتراضي نداشته باشند و بر اساس مقررات دنياي امروز در دفاتر رسمي ثبت شود و از آن نظر انساني است كه مردي مسئوليت زندگي مادي و عاطفي و انساني زني بي سرپرست را بر عهده بگيرد و او را در كانون گرم خانواده خود راه مي دهد و از او دفاع مي كند.با توجه به بحث هاي گذشته ممكن است در ذهن عده اي اين سؤال پيش بيايد كه آيا كار و اشتغال براي زنان شرعا ممنوع و حرام نيست؟ در جواب بايد گفت: نه به هيچ وجه كار و اشتغال زنان را نمي توان شرعا ممنوع دانست ولي لازم است توضيح داده شود كه اسلام به چه صورت و در چه زمينه هايي به زنان اجازة كار مي دهد. براي روشن شدن حقيقت كار خانمها و تشكيل حق از باطل بطور كوتاه اين موضوع را مورد بررسي قرار مي‏دهيم. اولين كار و مسئوليت مهم محوري زنان كه هيچ كس آنرا انكار نمي كند همان شغل مادري و تربيت فرزندان است. در واقع مادر خود دانشگاهي است چنانچه آنرا درست اداره نمايد ملتي اصيل و ريشه دار و ماندگار را تربيت و آماده نموده است.
بر اين اساس مي گوييم كه كار و اشتغال زنان اساسا جايز است و چنانچه از داشتن شوهر و پدر و برادر و خويشاونداني كه زندگي او را تأمين كنند محروم بوده مبناي در آمدي هم نداشته باشد و براي تأمين مخارج زندگي و نجات از سر افكندگي و نيازمندي و حفظ كرامت خود بتواند كاري مناسب را انجام دهد بسيار هم خوب و ضروري است.
اين بود مختصري دربارة حجاب و مسائل مربوط به آن، اميدوارم مورد توجه قرار گرفته باشد.
حق و حقيقت را خداوند بيان مي فرمايد و تنها اوست كه راه خير و سعادت را به انسانها مي نماياند.	قرآن كريم
	ترجمة قرآن كريم ...... بهاءالدين خرمشاهي
	ترجمة قرآن كريم ...... عزت الله فولادوند
	حجاب ....... ابولاعلي مودودي
	گناهان و لغزشها از ديدگاه اسلام ........عفيف عبدالفتاح
	دورنماي جامعة اسلامي ......... يوسف قرضاوي
	جايگاه زن درجامعة اسلامي ........ يوسف قرضاوي
	الحجاب لماذا؟ ......... محمد بن احمد اسماعيل
	چشم چراني چرا؟ .......... علي سلطاني
	كرانة سعادت ......... راغب اصفهاني
	روح الدين الاسلامي ........ عفيف عبدالفتاح
زن در اسلام
گزيده اي از مواضع اسلام درباره قضيه زنان

تآليف:
شوراي نويسندگان
www.bidary.comدر هيچ عصر و زماني مانند عصر حاضر مسألة زن مطرح نبوده و بحث و بررسي دربارة آن تا اين اندازه دامنه دار نشده است. البته جاي تعجب نيست كه زن داراي چنين مقام و اهميتي باشد. به هيچ وجه نبايد زن به عنوان وسيلة سرگرمي در نظر گرفته شود و يا بصورت كالاي قابل خريد و فروش به آن نگاه كنند و يا در جامعه حقي برايش قائل نشوند. بلكه زن ركن و پاية اساسي خانوادة انساني بشمار مي آيد.
قبل از اينكه آزاد شدن زن بوسيلة دين اسلام را به تفصيل بيان نماييم نظر كوتاهي به ارزش و مقام اجتماعي زن در نزد ملتهاي قديم قبل از اسلام و بعد از آن مي اندازيم تا در پرتو آن بتوانيم تابلو واضح و روشني از ارزش و مقامي كه زن در پرتو اسلام بدست آورده است مشاهده كنيم.آتني ها كه كهن ترين ملت متمدن دنيا هستند زن را جزو كالاهاي بي ارزش قرار داده بودند و او را در بازارها خريد و فروش مي كردند و او را نجس و جزو شياطين به حساب مي آوردند.
در شريعت هند چنين آمده است: «...طاعون و مرگ و جهنم و سم و مار و آتش، همه از زن بهترند...» از طرف ديگر تورات نسبت به زن از شريعت هند مهربانتر نبوده است، در سِفر جامع چنين آمده است: «من همراه قلبم به تحقيق و بررسي پرداختم تا بدانم و تحقيق كنم و حكمت و عقل بدست آورم و بدانم كه جهالت و ناداني، شر محض است و حماقت و جنون است، سپس به اين حقيقت پي بردم كه زن از مرگ تلختر است و زن تله اي است كه قلبش دامهاي آن تله مي باشد و دستهايش زنجيرهايي هستند كه در گردن و پاها محكم مي چسبند. در بين هر هزار مرد يك نفر درست و حسابي پيدا نمودم ولي در بين تمام زنان يك زن درست پيدا نكردم...»
در سال 586 ميلادي كنفرانسي در فرانسه تشكيل شد كه در آن كنفرانس، اين مساله كه آيا زن انسان محسوب مي شود يا خير، بررسي شد. سرانجام رأيي با اين مضمون صادر شد كه زن انسان است ولي بخاطر خدمت به مرد آفريده شده است.
اما در انگلستان «هنري هشتم» دستوري صادر نمود كه بر اساس آن مطالعة كتاب مقدس بر زنان حرام شد. و همينطور برابر قانون سال 1850 انگلستان. زنان در سرشماري و آمار جزو جمعيت به حساب نمي آمدند. حتي زن در سرزمين عربستان نيز چنين وضعي داشت.وقتي اسلام آمد اوضاع جهان در مورد زن به نحوي بود كه بيان كرديم. اسلام شروع به آزاد ساختن زن و بيرون آوردن او از زير بار بي عدالتي نمود كه و او را به چنين مقام و منزلتي ارتقا داد كه هيچ تمدني نتوانسته بود او را به اين مقام برساند. اسلام با صداي بلند اعلام كرد كه زن يكي از دو اصل و عنصري است كه انسانها از آن بوجود آمده اند و خداوند اين اصل را در قرآن اينگونه بيان مي كند: «اي مردم از پروردگار خود پروا داشته باشيد و از عذابش بترسيد، همان پروردگاري كه همة شما را از يك نفس آفريده است و همسرش را از جنس همان نفس بوجود آورد...» نساء/1 
بعضي از اعراب عادت داشتند كه دخترهاي خود را زنده به گور مي كردند، همينكه اسلام آمد، اين كار بسيار شنيع را حرام نمود و آنان را از كشتن جگر گوشه هاي خود منع كرد. آنان عادت داشتند كه زن را از ميراث محروم مي كردند و تنها كساني را وارث مي‏دانستند كه قدرت مقابله با دشمن را داشته باشند. اما اسلام اعلام نمود كه زن حق ارث دارد و حقوق زنان را خود خداوند تقسيم نمود. و ظلم و ستم فراواني كه در تاريخ  ثبت شده و بر زن اين موجود ظريف روا مي شد را ملغي اعلام نمود. خصوصا در امر ازدواج كه فرد، زنِ پدر خود را همراه ثروتش به ارث مي برد و با اجبار با او ازدواج مي‏كرد يا اينكه او را همچون كالايي در اختيار هر كس كه مي خواست قرار مي داد.
همچنين در زمان جاهليت ازدواجهاي فاسد رواج داشت كه وقتي اسلام آمد همه را باطل و حرام اعلام نمود.ازدواج از نظر قرآن يك زندگي مشترك انساني است كه از لحاظ فردي و اجتماعي داراي مقام و ارزش فراوان مي باشد. در موقعيت 