ن خاطر سفیان ثوری : می‌فرمايد: «کسی که علی را بر شیخین (ابوبکر و عمر) ترجیح دهد همه‌ی مهاجرین و انصار را متهم کرده است، و گمان نمی‌کنم که عملی از این شخص به سوی خداوند بالا رود».
شیخ الاسلام ابن تیمیه، مدافع صحابه‌ی کرام همه‌ی این مسائل را در ذهن خویش یادداشت نموده، هرزه سرایی‌های رافضه را یک به یک جواب داده، و حجت را بر آنها تمام می‌کند که إن شاء الله خواننده‌ی محترم در حین مطالعه‌ی این کتاب کمیاب ضمن اینکه استفاده‌ی علمی از این ابحاث نموده این مطلب را در می‌یابد.
3- مسأله‌ی امامت: 
علما و قلم بدستان روافض بیشتر عمر خویش را صرف این مسأله نموده‌اند که چه کسی بعد از وفات رسول خدا مستحق امامت بود؟
و چون در قرآن کریم (حبل الله المتین) آیه‌ای و یا اشاره‌ای درباره‌ی علی و یا ولایت و فضایل او نمی‌یابند، مبادرت به نوشتن کتاب "فصل الخطاب في إثبات تحريف كتاب رب الأرباب" نموده و کتابی که پروردگار بزرگ از فوق آسمان‌ها ضمانت حفظ و بقای آن را برای نسلهای بعدی به عهده گرفته و فرموده: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾. (الحجر: 9). «ما قرآن را نازل كرديم; و ما بطور قطع نگهدار آنيم». را دستخورده و تحریف شده قلمداد کرده، و آن را از اعتبار ساقط و فاقد استدلال می‌دانند. يا بعضى به گونه‌ی ديگرى آن را تحريف مى‌كنند و مى‌گويند: قرآن كريم بدون تفسیر و سخنان أئمه اعتبارى ندارد، يعنى حالا كه ائمه وجود ندارند قرآن نیز اعتبارى ندارد(1).
و یا اینکه صدها روایت و حدیث به نام ائمّه جعل کرده و نصوص صریح قرآن کریم را با آن رد نمودند.
و اما احادیث: جعل در آن را آسان دانسته و روایت‌های زیادی در امامت بلافصل علی بن ابی طالب و اسامی و علایم ائمه‌ی بعد از او (حتی امام مزعوم و مجهول) و فضایل اهل بیت و در ذم و شتم صحابه‌ی کرام و دوست داران آنها بوجود آورده‌اند که شیخ الإسلام ابن تیمیه این روایات بی سند و بی ارزش را نقد نموده و آنها را همچون کالای بی ارزش بدور می اندازد.
و همچنین از احادیث صحیح پیامبر و اجماع بهترین این امت (صحابه‌ی کرام) ولایت صدیق و فاروق و افضلیت آنها را بر جمیع امت محمد ثابت نموده مؤمنین را سربلند کرده و سرور و خرسندی را به آنها هدیه می‌کند.
-----------------------------------------------
1) شاید روافض در جواب بگویند این گفتار و سخنان و احادیث از ائمه در کتابهای ما نقل شده است, در جوابشان می‌گوییم: اگر کتابهای حدیثی رافضه را بر اساس منهج علمی (که نزد خودشان نیز معتبر است) نقد و بررسی کنیم, چیزی از آن باقی نخواهد ماند, آنچنانکه علامه برقعی قمی : کتاب اصول کافی را در کتابی به نام «عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول» بررسی و نقد کردند و به این نتیجه رسیدند که اکثر احادیث وارده در این کتابها دروغ و ساختگی است, برای پی بردن به این حقیقت به کتاب مذکور مراجعه کنید.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:231.txt">فصل (171)  دروغ باقی ماندۀ رافضی در مورد علی(رض) و آنچه که در غزوه بنی مصطلق رخ داده است</a><a class="text" href="w:text:232.txt">فصل (172) بر ملاء شدن دروغ رافضی در نقل قولش از غزوۀ خیبر و مکه</a><a class="text" href="w:text:233.txt">فصل (173)  دروغ باقی ماندۀ رافضی در نقل قولش از غزوۀ حنین</a><a class="text" href="w:text:234.txt">فصل (174)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت خبر دادن علی(رض) از رویدادهای غیبی بر امامت او</a><a class="text" href="w:text:235.txt">فصل (175)  بطلان استناد رافضی بر امام بودن علی(رض) مبنی بر اینکه او مستجاب دعا بود</a><a class="text" href="w:text:236.txt">فصل (176)  رافضی باز هم فضایلی دروغین به علی(رض) نسبت می‌دهد</a><a class="text" href="w:text:237.txt">فصل (177)  سخنی در مورد دروغ رافضی که می‌گوید علی(رض) جن را بقتل رسانید</a><a class="text" href="w:text:238.txt">فصل (178)  بیان دروغ رافضی در مورد علی(رض) که می‌گوید خورشید برای او بازگشت نمود</a><a class="text" href="w:text:239.txt">فصل (179)  بیان دروغ رافضی در مورد ترس مردم کوفه از غرق شدن</a><a class="text" href="w:text:240.txt">فصل (180)  بیان رافضی در مورد قصۀ مار با علی (رض) و پاسخ به آن</a></body></html>رافضی می‌گوید: علی از میان بنی‌مصطلق مالک و پسرش را کشت و بسیاری از آنها را به اسارت گرفت از جمله آنها جویره دختر حارث بن ابی‌ضرار که پیامبر ص آن را برای خودش برگزید. در آن روز پدرش آمد و گفت: ای رسول خدا دختر من بزرگ زاده است نباید به اسارت گرفته شود. پیامبر ص به پدرش دستور داد او را میان ماندن و رفتن آزاد گذارد. حارث گفت: کار پسندیده‌ای کردی. سپس به دخترش گفت: ای دخترم قومت را رسوا مکن. دخترش گفت: من خداوند و پیامبرش را برگزیدم.
در پاسخ باید گفت: باید اسناد همه سخنانی را که بدان استناد می‌کنی ذکر نمایی یا آن را به کتابی که مورد استناد است ارجاع دهی. در غیر این صورت از کجا بدانیم که این امر روی داده است؟
به علاوه کسی که از سیره نبوی اطلاعی داشته باشد خواهد گفت: همه این ادعاها دروغ است و روایات دروغین و ساختگی رافضیان است. زیرا روایت نشده است که در غزوه بنی‌مصطلق چنین کرده باشد یا جویریه بن حارث را به اسارت گرفته باشد. او زمانی که اسیر شده برای آزادی‌اش نامه نوشت. پیامبر ص به او پاسخ داد و او را آزاد کرد و مسلمانان به دنبال آن اسیران را آزاد کردند و گفتند: اینها از این به بعد از خویشاوندان پیامبر ص هستند که او دخترشان را به همسری برگزیده است. هرگز پدرش نیامد و او را میان ماندن و رفتن آزاد نگذاشت.رافضی می‌گوید: در جنگ خیبر، فتح به وسیله امیرالمؤمنین انجام شد. پیامبر ص پرچم را به ابوبکر داد او شکست خورد. سپس آن را به عمر داد او هم شکست خورد. آنگاه پرچم را به علی داد. او در آن روز چشم درد داشت. پیامبر آب دهانش را در چشم او ریخت چشمش خوب شد. او به سوی دشمنان شتافت و قهرمانشان یعنی مرحب را کشت. در نتیجه بقیه شکست خوردند و در را بر روی آنها بستند. امیرالمؤمنین آن را چاره کرد و از جایش کند و به عنوان پلی بر روی خندق اطراف قلعه قرار داد. این در به اندازه‌ای بزرگ و سنگین بود که دوازده مرد آن را می‌بستند. مسلمانان وارد قلعه شدند و غنایم را به دست آوردند. علی گفت: به خدا کندن آن از توان (500) مرد هم خارج بود. اما به کمک نیروی خداوندی این کار را انجام دادم. فتح مکه هم به وسیله او انجام شد.
در پاسخ باید گفت: لعنت خداوند بر دروغگویان باد! کدامیک از علما این امور را روایت کرده‌اند؟ اسناد و صحت آن در کجا روایت شده است؟ این دروغ آشکاری است. همه قلعه‌های خیبر در یک روز فتح نشد. بلکه قلعه‌های مختلفی بودند که برخی از آنها به سختی و به بوسیله جنگ فتح شدند، و برخی دیگر از طریق صلح به تصرف در آمد. سپس صلحی را که با پیامبر ص منعقد کرده بودند، کتمان کردند به محارب تبدیل شدند. در این غزوه نه ابوبکر و نه عمر شکست نخوردند. 
روایت شده است که علی در قلعه را کَند اما اینکه آن را پل قرار دهد ذکر نشده است. اما ادعای او که گفته است: فتح مکه توسط او صورت گرفت باطل و دروغ آشکاری است، زیرا علی در فتح مکه اصلا