ن این امت همان کسانی هستند که با تصدیق، علم، عمل و تبلیغ به اقامه این دین پرداختند، بنابراین عیب‌گویی از آنها به مثابه عیب‌گویی از دین بوده و باعث روی‌گردانی مردم از رسالات انبیاء می‌گردد.
و البته اولین کسی که بدعت تشیع را اظهار کرد، همین هدف را داشت؛ می‌خواست مردم را از راه خدا باز دارد، و رسالات آسمانی را ابطال نماید، و به همین دلیل این نیت خود را به میزان ضعف مردم پیرامون خود اظهار می‌کردند، و حقیقت این بدعتهای گمراه‌کننده را در نزد ملحدان کاملاً آشکار نمودند. ولی این گرایش در بین بسیاری از کسانی که از ملحدان منافق نبودند امّا دچار نوعی شبهه و یا جهالت آمیخته با هوی‌پرستی شده بودند، رواج یافت، و این اصل و سرچشمه شیوع هر باطلی است. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى(1) مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى(2) وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى(3) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى(4)﴾. (النجم: 1-4). «سوگند به ستاره(ثريا) هنگامى كه افول(غروب) مى‏كند. كه هرگز (محمد «ص‏») از حق و هدايت منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است. و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد! آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه (از جانب الله) بر او نازل شده نيست».
به این ترتیب خداوند، پیامبرش ص را از گمراهی و هوی‌پرستی بری می‌شمارد. و در جای دیگر می‌فرماید: ﴿وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا﴾. (الأحزاب: 72). «اما انسان آن را بر دوش كشيد; او بسيار ظالم و جاهل بود».
«ظلوم» کسی است که هوی‌پرستی می‌کند و «جهول» همان گمراه است. 
وضعیت اهل بدعت که مخالف قرآن و سنت هستند، نیز چنین بوده، و جز از ظن و گمان و آرزوها و امیال نفسانی‌شان پیروی نمی‌کنند، و دچار گمراهی و هوی‌پرستی شده‌اند، مخصوصاً روافض. زیرا از همه بیشتر گمراه و هوی‌پرستند، با بهترین اولیای خدا بعد از پیامبران – که همانا سابقین نخستین مهاجر و انصار و پیروان خوب ایشانند – دشمنی می‌ورزند، و با کفار و منافقان یهودی، مسیحی، مشرک و اصناف مختلف ملحدان مثل نصیریه، اسماعیلیه و غیره دوست بوده و دوستی می‌کنند. بنابراین هنگام اختلاف و منازعه بین مؤمنان و کفار در مورد پروردگار، چه در عرصه مشاجرات گفتاری، و چه در عرصه عمل مثل جنگ‌های بین‌ مسلمانان با اهل کتاب و مشرکان، طبیعی است که روافض، مشرکان و اهل کتاب را بر علیه مسلمانان یاری دهند، همچنانکه این کار به مرات تکرار و تجربه شده است، مثل یاری مغولان و غیره بر ضد مسلمانان در خراسان، عراق، جزیره، شام و ... و مثل یاری مسیحیان بر علیه مسلمانان در شام و مصر و موارد متعدد دیگر(3).
در یکی از بزرگترین حوادثی که در قرن چهارم و هفتم روی داد و مغولان کافر به سرزمین‌های اسلامی هجوم آورند و تعداد بی‌شماری از مسلمانان را قتل عام نمودند، روافض بیشترین دشمنی با اسلام و همکاری با کفار را از خود به یادگار گذاشتند. و همچنین همکاری‌شان با یهود مشهور است، به گونه‌ای که مردم آنها را حمار یهود نامیده‌اند.
------------------------------------------------
1) این حدیث را بخاری در مواضع متعدد ذکر کرده است، نگا: 3/58، کتاب‌البیوع، ومسلم: 3/1164، کتاب البیوع.
2) ابن ماجه این حدیث را به صورت مرفوع از جابر در سنن : 1/96-97، نقل کرده که ضعیف است.
3) و عراق و افغانستان در حال حاضر.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:30.txt">مشابهت روافض با یهودیان و مسیحیان در بسیاری از موارد</a><a class="text" href="w:text:31.txt">نقطه آغازین دو اصطلاح رافضه و زیدیه</a><a class="text" href="w:text:32.txt">بعضی از حماقت‌های روافض</a></body></html>مختصر منهاج السنة 

تأليف:
شيخ الإسلام أبو العباس أحمد بن تيمية (رح)

اختصار :
الشيخ عبدالله بن محمد الغنيمان
استاد تحصيلات عالي دانشگاه اسلامي مدينه منوره
و مدرس در مسجد نبوي شريف

ترجمه:
إسحاق دبيرى (رح)

چاپ اول 1428/1386هـ

براى ارتباط با مترجم می‌‌توانيد با آدرس زير تماس بگيريد:
السعودية: الرياض ـ الرمز البريدي: (11757)،  ص. پ: (150103)
www.aqeedeh.com
es@al-islam.comمشابهت روافض با یهودیان و مسیحیان در بسیاری از موارد(1)

مولف رافضی کتابش را «منهاج الكرامة في معرفة الإمامة» نام نهاده، در حالی که شایسته بود آن را «منهاج الندامة» نامگذاری کند، همچنانکه اگر کسی ادعای طهارت کند ولی از زمره کسانی باشد که خداوند نخواهد قلبش پاک گردد و بلکه از زمره بت‌پرستان و منافقان و طاغوتیان است، توصیفش به نجاست و تیرگی بهتر است از توصیف به پاک‌بودن و طهارت.
یکی از بزرگترین آلودگی‌ها که ممکن است در قلب بنده‌ای رسوخ کند، دشمنی با مؤمنان برگزیده و بزرگان اولیای خداست، به همین دلیل خداوند بعد از آن اولیای بزرگ کس دیگری را در فیء سهیم ندانسته، مگر آنان که می‌گویند: ﴿ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ﴾. (الحشر: 10).
«پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشي گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حس و كينه‌اي نسبت به مؤمنان قرار مده، پروردگارا! تو مهربان و رحيمي».
و همین دشمنی منشأ پیدایش مشابهت‌هایی بین روافض و یهود شده است، مثل هوی‌پرستی و سایراخلاق پست یهودیان.
و از وجوهی نیز به مسیحیان شبیه‌اند، مثلاً در غلو، جهالت، هوی‌پرستی و بسیاری از اخلاق دیگر مسیحیان.
از جهاتی کاملاً به یهودیان شبیه‌اند، و از جهاتی کاملاً به مسیحیان، و این اوصاف مشابه برای همه مشهود است.
علمای کوفه از قبیل شعبی و امثال وی، روافض را از همه بهتر شناخته‌اند و از شعبی نقل شده که گفت: از خشبیه احمق‌تر ندیده‌ام، اگر از پرندگان بودند حتماً پرنده نجاست‌خوار می‌بودند، و اگر از چهارپایان بودند، حتماً الاغ می‌بودند. به خدا سوگند! اگر از آنها بخواهم خانه‌ام را از جواهرات پرکنند تا در قبال آن دروغی به علی(رض) ببندم، قطعاً این کار را خواهند کرد. ولی به خدا سوگند! هرگز بر او دروغ نمی‌بندم. این گفتار به این صورت مفصل به شعبی نسبت داده شده است، ولی ظاهراً نقل مفصل اين گفتار از غیر ایشان نقل شده است، همچنانکه ابوحفص ابن شاهین (2) در کتاب «اللطف في السنة» روایت کرده که: محمد بن ابی القاسم بن هارون از احمد بن ولید واسطی از جعفر بن نصیر طوسی واسطی از عبدالرحمن بن مالک بن مغول از پدرش نقل می‌کند که شعبی گفت: شما را از پیروان این آرزوها و امیال گمرا‌ه‌کننده برحذر می‌دارم، و بدترین آنها روافض‌اند که از روی رغبت و رهبت وارد اسلام نشده‌اند، بلکه برای انتقام از مسلمانان و گمراه‌کردن آنها در ظاهر به اسلام گراییده‌اند، و علی(رض) آنها را به آتش کشید، و تبعید کرد. یکی از این تبعیدی‌ها عبدالله بن سبأ یهودی – از یهودیان صنعاء – است که به سباباط تبعید شد و یکی دیگر از آنها عبدالله بن یسار است که به خاذر تبعید گردید.
علت این امر مشابه‌بودن یهودیان و روافض 