اه گرفت. پس نزد ابن عباس رفت و از او در مورد وِتر رسول اکرم ص پرسید. ابن عباس جواب داد: آیا می‌خواهی آگاه‌ترین شخص روی زمین در مورد وِتر رسول خدا را به تو معرفی نمایم؟
گفت: بله. ابن عباس گفت: عایشه (ك) نزد او برو و از او بپرس، و سپس پیش من بازگرد و جواب او را برای من بازگو کن. سعد می‌گوید: به سوی او روانه شدم و قبل از آن نزد حکیم بن افلح رفتم و از او خواستم که با من نزد عایشه بیاید. حکیم گفت: من نزد او نمی‌آیم زیرا من از او خواسته‌ام در مورد این دو شیعه چیزی نگوید ولی او نپذیرفت.
سعد می‌گوید: او را سوگند دادم که با من بیاید. و با هم نزد او رفتیم و ...(25)  و معاویه از ابن عباس پرسید: آیا تو بر آیین علی(رض) هستی؟ جواب داد: نه، من نه بر آیین علی و نه بر آیین عثمان هستم، بلکه بر آیین محمد ص می‌باشم.
و شیعه‌ای که اصحاب علی بودند، ابوبکر و عمر را از او برتر می‌شمردند و نزاع تنها بر سر ترجیح علی بر عثمان بود، و در آن زمان هیچ کس نه امامیه نامیده می‌شد و نه رافضی. اصطلاح روافض زمانی رایج شد که زید بن علی بن حسین در زمان خلافت هشام علیه حکومت خروج نمود. شیعه در مورد ابوبکر و عمر از او سؤال کردند: او بر آن دو رحمت فرستاد و به دنبال این ماجرا، گروهی از شیعیان او را مردود شمردند. زید گفت: «رفضتمونی، رفضتمونی» یعنی مرا نپذیرفتید و رد کردید. و این گروه روافض نامیده شدند و گروه دیگری که از او حمایت کردند، زیدیه نامیده شدند، زیرا به او منتسب هستند.
از آن زمان شیعه به دو فرقه تقسیم شدند: رافضه امامیه و زیدیه. و هرچه بیشتر بدعت آوردند، باعث شر و فساد بیشتری شدند. زیدیه از روافض بهتر، عالم‌تر، راستگوتر، پارساتر و شجاع‌ترند.
بعد از ابوبکر، عمر بن خطاب کسی بود که در راه خدا از سرزنش نهراسید و به اتفاق جمیع مردم پارساترین مردم بود، همچنانکه در مورد ایشان گفته شده: خداوند به عمر رحم کند، یکه‌تاز حقیقت‌جوی روزگار خودش بود.
و ما برای هیچ صنفی از اهل سنت ادعای عصمت نمی‌کنیم و تنها ادعا می‌کنیم که آنها بر ضلالت اتفاق نکرده‌اند و هر مسأله‌ای که اهل سنت با روافض در مورد آن اختلاف‌نظر پیدا کرده‌اند، حق با اهل سنت می‌باشد.
و هر وقت روافض حق و صوابی را بگویند، حتماً گروهی از اهل سنت نیز آن دیدگاه را [قبل از روافض] ارائه کرده‌اند و روافض اشتباهات و دیدگاههای نادرستی دارند که منحصر به خودشان بوده و هیچ یک از مذاهب اهل سنت با آنها هم رأی نیستند، روافض در مورد هیچ مسأله خاصی صاحب دیدگاه منحصر به فرد و مخالف اهل سنت نیستند، مگر اینکه به اشتباه رفته‌اند، مثل امامت ائمه دوازده‌گانه و عصمت آنها.
------------------------------------------------------
1) احتمالاً این اثر در ابانة الکبری باشد، زیرا آن را در ابانة الصغری نیافتم.
2) این اثر در ابانة الصغری، ص 162 به صورت مختصر آمده و ظاهراً مولف آن را از ابانة الکبری نقل کرده است.
3) نگا: همان، 162.
4) نگا: همان، 119.
5) نگا: همان، 120.
6) بخاری، 5/8 و مسلم، 4/1967.
7) مسلم، 4/1967.
8) نگا: الإبانة، 119.
9) نگا: سنن أبی‌داود، 3/101.
10) مسلم، 4/1942، حدیث شماره 2496.
11) نگا: بخاری، 3/171 و مواضع دیگری از کتاب و مسلم، 4/1962.
12) نگا: بخاری، 8/140-142.
13) نگا: همان.
14) منابع این حدیث قبلاً بیان گردید.
15) نگا: بخاری، 2/112 و غیره.
16) مثلاً یهودیان مریم ‘ را به فجور و ناپاکی متهم می‌کنند و اگر مسیحی به دین محمد معتقد نباشد، نمی‌تواند دراین مورد پاسخگوی شبهه باشد. عیسی ؛ به پیروانش امر کرد به محمد ص ایمان بیاورند و در صورتی که مسیحیان از انجام این امر امتناع ورزند، عیسی را تکذیب کرده‌اند.
17) نگا: المسند، 3/26، تحقیق احمد شاکر، نگا: صحیح مسلم، 4/2277.
18) مسلم، 4/1917.
19) نگا: المسند، 5/211، تحقیق: احمد شاکر. هیثمی می‌گوید: احمد و بزار و طبرانی در الکبیر این را روایت کرده‌اند: مجمع‌الزوائد، 1/177.
20) نگا: همان.
21) قبلاً منابعی که این حدیث را نقل کرده‌اند، بیان گردید.
22) نگا: بخاری، 1/12 و مواضع دیگر و مسلم، 1/78.
23) قبلاً منابعی که این مطلب را ذکر کرده‌اند، مورد اشاره قرار گرفتند.
24) نگا:تثبیت دلائل النبوة، 2/549.
25) نگا: مسلم، 2/512.بسم الله الرحمن الرحيم

پیشگفتار

إن الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا, من يهده الله فلا مضلّ له ومن يضلل فلا هادي له ونشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له ونشهد أن محمداً عبده ورسوله صلّى الله عليه وعلى آله وأصحابه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين   أما بعد: 
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرمايد: ﴿وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا﴾. (الحشر: 7).
«آنچه را رسول خدا براي شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد) و آنچه نهي كرده خوداري نمائيد، و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است».
و خداوند عز وجل پیامبر ص را الگویی نیکو برای بندگان قرار داده و می‌فرمايد: ﴿لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِيرًا﴾. (الأحزاب: 21).
«مسلما براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند».
خواننده‌ی گرامی! جای خوشحالی و افتخار است که ترجمه‌ی فارسی کتاب ارزشمند و کمیاب منهاج السنة النبوية شاهکار شیخ الإسلام ابن تیمیه : را خدمت شما تقدیم می‌نماييم, امیدواریم که این کتاب نقطه‌ی عطفی در زندگی مسلمانان باشد و کمک نماید که حقایق مسخ شده دوباره سرجایش بازگردد.
آری! مبارزه و کشمکش بین حق و باطل، نور و ظلمت از اولین روز خلقت انسان شروع شده و تا روز قیامت نیز ادامه خواهد داشت.
شیطان و هوادارانش, مستکبرین و اتباع آنها در هر حال و در هر کجا, کوشیده‌اند تا حق و هدایت را نابود کرده و صدای مستضعفان را در گلو خفه نموده و جلو نشر توحید و یکتاپرستی را به هر وجه ممکن بگیرند.
این مبارزه و کشمکش اگر چه خیلی سخت بوده و مسلمانان راستین, یکتاپرست و درستکار رنجها, زحمتها و سختیهای فراوانی را متحمل شده‌اند, اما در نهایت به فضل و کرم الهی و قدرت پروردگار جهانیان, بر اهل شرک و گمراهی و خرافات, غالب آمده و پیروز شده‌اند.
خواننده‌ی محترم! کتابی که در دست دارید تداوم همان مبارزه و پیکار بین حق و باطل است, آنگاه که باطل‌پرستی چون ابن مطهر حلى رافضی، قد عَلَم کرده و بر خلاف عقیده‌ی توحیدیان و شاگردان راستین پیامبر اسلام قلم فرسایی می‌كند، و با زیر پاگذاشتن امانت علمی و اهانت به مقام علم و دانش, تهمت‌ها و افتراهای زیادی را به راستگوترين فرزندان اسلام نسبت می‌دهد, شخصیت مبارز و فارس میدان علم و ادب، شیخ الإسلام ابن تیمیه، با احساس ایمانی و وجدانی، و با هدف دفاع از کیان اسلام و پاسداری از حریم یاران صمیمی و قهرمان رسول خدا کتاب ص بی‌نظیر منهاج السنة النبوية را به‌امت اسلامی هدیه نموده و برای همیشه دهان اب