ض نیست.
و اگر مرادشان از امام، امام مقید است – یعنی امامی که به صورت مطلق از او اطاعت نمی‌‌شود – اهل سنت اطاعت از چنین امامی را مادامی که موافق اوامر امام مطلق یعنی رسول الله ص نباشد، واجب نمی‌دانند. حتی زمانی هم که از چنین امامی در چیزی اطاعت می‌کنند که خدا به آن امر کرده است، در واقع از خدا و پیغمبرش ص اطاعت می‌کنند. بنابراین توقف اهل سنت در مورد چنین امامی، که آیا بهشتی است یا نه؟ ضرری به عقیده و مذهبشان نمی‌رساند.
وجه هشتم: می‌توان گفت: خداوند سعادت و رستگاری را برای کسی تضمین نموده که از او و پیغمبرش ص اطاعت کند و کسی که از چنین اطاعتی روی بگرداند، وعده بدبختی و سیه‌روزی داده است. بنابراین ملاک سعادت، اطاعت از خدا و پیغمبر ص است. همچنانکه می‌فرماید: ﴿وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِيقًا﴾. (النساء: 69).
«و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، (در روز رستاخيز،) همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده; از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان; و آنها رفيقهاى خوبى هستند».
و آیاتی دیگر از این قبیل.
در این صورت، خداوند که می‌فرماید: ﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾. (التغابن: 16).
«پس تا مي‌توانيد و استطاعت داريد تقواي الهي پيشه كنيد».
مراد این است که هر کس بر حسب توان خودش در اطاعت از خدا و پیغمبر ص تلاش کند، وارد بهشت می‌شود.
بنابراین قول رافضه که می‌گویند: هیچ کس جز امامیه وارد بهشت نمی‌شود، مثل قول یهودیان و مسیحیان است که گفته‌اند: ﴿لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْکَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِينَ﴾. (البقره: 111).
«آنها گفتند: «هيچ كس، جز يهود يا نصارى، هرگز داخل بهشت نخواهد شد» اين آرزوى آنهاست! بگو: اگر راست مى‏گوييد، دليل خود را (بر اين موضوع) بياوريد!».
ولی خداوند می‌فرماید: ﴿بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ﴾. (البقره: 112).
«آرى، كسى كه روى خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است; نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند. (بنابر اين، بهشت خدا در انحصار هيچ گروهى نيست)».
بدیهی است امام غایبی که روافض ادعا می‌کنند، اطاعتش بر کسی واجب نیست، زیرا هیچ قول منقولی به صورت مسلّم از او نقل نشده است. بنابراین هر کس از پیغمبر ص اطاعت کند، وارد بهشت می‌گردد، حتی اگر به این امام ایمان هم نداشته باشد، و کسی هم که به این امام ایمان می‌آورد جز با اطاعت از پیغمبر ص وارد بهشت نمی‌شود. پس اطاعت از پیغمبر ص ملاک وجود و یا عدم خوشبختی است، و فارق بین بهشتیان و جهنمیان است، و محمد ص مردم را از هم (به بهشتیان و جهنمیان) جدا ساخته است. و خداوند متعال با بیان خودش مردم را به اطاعت از او راهنمایی نموده است. به این ترتیب معلوم می‌گردد که اهل سنت به نجات و رستگاری کسی که از اهل سنت باشد، جازم‌اند.
-------------------------------------------------
1) نگا: بخاری، 3/46 و مسلم، 2/822.مولف رافضی می‌گوید: «وجه چهارم: امامیه مذهب خود را از ائمه معصومی گرفته‌اند که به فضل، علم، زهد و ورع و عبادت، دعا و تلاوت قرآن در همه اوقات و مداومت بر این از دوران طفولیت تا پایان عمر مشهورند و بعضی از آنها علوم را به مردم تعلیم می‌دادند و سوره «هل أتی» در شأن آنها نازل شده است، و نیز آیه طهارت، آیه ایجاب مودت ایشان، آیه ابتهال [مباهله] و غیره در مورد آنها نازل شده است. و علی(رض) در هر شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌خواند و با وجود درگیری شدید با جنگ و جهاد، قرآن تلاوت می‌نمود.
اولین آنها [ائمه معصوم] علی بن ابی‌طالب(رض) می‌باشد که بعد از رسول الله ص برترین خلایق است و خداوند او را نفس رسول اکرم نامیده است، آنجا که فرموده: ﴿وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ﴾. (آل عمران: 61).
«ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود».
و پیغمبر او را به برادری برگزیده و دخترش را به نکاح او در آورده است، فضل او [بر کسی] پوشیده نیست، و معجزات بسیاری از او روی داده است، به گونه‌ای که گروهی از مردم در مورد او ادعای ربوبیت کرده‌اند که علی آنها را کشت. و دیگرانی نیز به این درجه از افراط رسیدند، مثل غلات و نصیریه. و دو پسرش، نوه‌های رسول اکرم ص، سروران جوانان بهشت و به نص پیغمبر ص هر دو امام هستند. در زمان خود زاهدترین و عالم‌ترین مردم بوده‌اند و در راه خدا آنگونه که شایسته بوده، جهاد کرده‌اند. و حسن زیر لباس فاخرش، پشم گوسفند می‌پوشید، بدون اینکه کسی به این مسأله پی ببرد. پیغمبر ص، روزی حسین را بر ران راست خود و [فرزندش] ابراهیم را بر ران چپ خود نشاند. جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند این دو را با هم نزد تو زنده نگه نمی‌دارد، پس یکی از آن دو را انتخاب کن. پیغمبر ص فرمود: چنانچه حسین بمیرد، من و علی و فاطمه گریه خواهیم کرد، و چنانچه ابراهیم بمیرد، من بر او گریه خواهم کرد، پس به وفات ابراهیم رضایت داد، و ابراهیم بعد از سه روز وفات نمود. بعد از آن هر وقت حسین نزد ایشان می‌آمد، پیغمبر ص می‌فرمود: سلام و درود بر کسی که پسرم ابراهیم را برای زنده ماندن او، فدیه داده‌ام.
و علی بن حسین، زین العابدین، روز را با شبش روزه می‌گرفت و قرآن می‌خواند و در شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌خواند، و در هر رکعت دعاهای منقول از او و از پدرانش را می‌خواند، سپس صحیفه را ناله‌کنان پرت می‌کرد و می‌گفت: عبادت من نسبت به عبادت علی چه ناچیز است! و بسیار می‌گریست، به گونه‌ای که اشک‌ها شیاری بر روی گونـه‌اش ایجاد کرده بـودنـد، و آن قدر سجده برد تا بـه ذوالثفنات – کسی که از زانو، دست و سینه‌اش به هم چسبیده باشد – مشهور شد و رسول اکرم ص او را سیدالعابدین نامید.
هشام بن عبدالملک حج به جا می‌آورد، وقتی تلاش کرد حجرالاسود را لمس کند به خاطر شلوغی و ازدحام نتوانست. زین‌العابدین که آمد مردم راه را باز کردند تا اینکه کنار حجرالاسود آمد و آن را لمس کرد و همه از حجرالاسود فاصله گرفتند به گونه‌ای که کسی جز او در نزد حجرالاسود باقی نماند. هشام بن عبدالملک گفت: این کیست؟ فرزدق با سرودن ابیات شعر مشهورش، جواب داد. امام زین العابدین هزار دینار برای او فرستاد. فرزدق آن را رد کرده و گفت: من این را از روی دشمنی با خدا و پیغمبر ص سروده‌ام، بنابراین اجری به خاطر آن دریافت نمی‌کنم. علی بن حسین گفت: ما اهل بیت هستیم، چیزی که از دست ما [به عنوان هدیه] خارج شد، پس نمی‌گیریم.
و گروهی از مردم در مدینه بودند که روزی‌شان شبانه می‌رسید، ولی نمی‌دانستند از کجا می‌رسد. و با وفات زین‌العابدین روزی‌شان قطع شده و مس