ًا﴾. (الفرقان: 57).
«بگو: من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم; مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است)».
تردید نیست که محبت اهل بیت پیامبر ص واجب است، ولی وجوب آن به وسیله این آیه ثابت نشده است. محبت ایشان هم البته مزدی برای پیامبر ص بحساب نمی‌آید، بلکه آن یکی از اموری است که خداوند ما را بدان دستور داده همچنان که ما را به سایر عبادات دستور داده است. 
در نتیجه هر کسی محبت و مودت ورزی به اهل بیت پیامبر را به مثابه اجر و مزدی برای ایشان قرار دهد در واقع مرتکب خطای بسیار بزرگی شده است، حتی اگر آن محبت ورزی به نوعی مزد هم باشد به خاطر ادای آن به ما ثوابی تعلق نمی‌گیرد، چون در آن صورت ما تنها مزدی را که وی به خاطر انجام رسالتش استحقاقش را داشته به او داده‌ایم، پس آیا رواست مسلمان حرف از چنین چیزی بزند؟! 
وجه هفتم: واژه «القربی» معرفه به ألف و لام است پس لزوماً مصادیق آن نزد مخاطبانی که به پیامبر امر شده به آنها بگوید: «لا أسألكم عليه أجراً» شناخته شده و آشنا هستند. اما این سخن او که: (آن سه خلیفه دیگر دوستی‌شان واجب نیست) جایز نیست، بلکه محبت و مودت ورزیدن به ایشان نیز واجب شده است: چرا که ثابت شده که خداوند دوستشان می‌دارد، و هر که خدا دوستش بدارد بر ما هم واجب است که دوستش بداریم، چون اصل دوستی دوستان خدا، و دشمنی دشمنان خدا واجب، و در حقیقت به مثابه محکم‌ترین ریسمان‌های ایمان است، همچنین ایشان از بزرگترین اولیای پرهیزگار خدا هستند که خود او مودت و دوستی‌شان را واجب فرموده است. حتی ثابت شده که خداوند از ایشان خشنود و ایشان از خدای خود خرسندند که این در متن قرآن مذکور است. و می‌دانیم که خدا هر کس را که از او راضی باشد دوستش هم می‌دارد. 
مقصود این است که قول او مبنی بر اینکه: (آن سه تن دیگر دوستی‌شان واجب نیست) از نظر اهل سنت قولی باطل است. اتفاقاً مودت این سه تن نزد اهل سنت از مودت علی واجب‌تر است به دلیل اینکه وجوب مودت و دوستی براساس مقدار فضیلت است، یعنی هر کس افضل‌تر است مودتش هم بیشتر خواهد بود.
پاسخ سخن دیگر او که: «مخالفت با او (علی) با اصل مودت منافات دارد و امتثال اوامرش عین مودت است پس او واجب الاطاعه است و این است معنای امامت».
از چند وجه جواب داده می‌شود: یکی آنکه: اگر مودت کسی واجب کننده‌ی اطاعت از او بود، در آن صورت مودت و به دنبالش اطاعت از خویشاوندان پیامبر واجب می‌گردید، و به طور مثال واجب می‌شد که مثلاً فاطمه هم امام بشود و این هر چند باطل است اما عین مسأله است. 
وجه دوم: مودت حتی در صورت واجب بودن مستلزم امامت نیست، یعنی هر کس که مودت او واجب است لزوماً بطور همزمان امام هم نمی‌شود. بدلیل آنکه حسن و حسین قبل از اینکه امام بشوند هم مودتشان واجب بود، و علی هم در زمان حیات پیامبر ص دوستی‌اش واجب بود، اما امام نبود، دوستی او حتی با وجود طول کشیدن دوره ما قبل امامتش تا کشته شدن عثمان هم واجب بود. 
نسبت این قوم(رافضه) با اهل سنت به منزله نسبت نصاری با مسلمانان است. نصاری مسیح را خدا می‌شمردند و ابراهیم و موسی و محمد را کمتر از حواریونی قرار می‌دادند که همراه عیسی بودند. اینان نیز علی را امام معصوم یا به منزله نبی و خدا قرار می‌دهند و خلفای دیگر را کمتر از امثال اشتر نخعی و کسان دیگری می‌دانند که در صف علی جنگیده‌اند. از همین رو جهل و ستم‌شان بزرگ‌تر و فراتر از آن است که بتوان توصیفش نمود: اینان به نقل قول‌های دروغین، الفاظ متشابه و قیاس‌های باطل متوسل می‌شوند، و از آن سو نقل قول‌های درست و متواتر، احادیث و متون روشنگر و استدلال‌های صریح و معقول را رها و از آنها کناره می‌گیرند. رافضی می‌گوید: (برهان هشتم: فرموده حق تعالی است: ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ﴾. (البقره: 207).
«بعضى از مردم جان خود را به خاطر خشنودى خدا (با جهاد در راه او، و فرمان از اطاعت او) مى‏فروشند».
ثعلبی گفته است: هنگامی که رسول خدا ص قصد هجرت کرد علی بن ابی طالب را برای پرداخت دیون و باز گرداندن امانت‌هایی که نزد وی بود در مکه باقی گذاشت، و شبی که به سمت غار خارج شد و مشرکان خانه او را محاصره کرده بودند، به علی دستور داد تا در بستر او بخوابد و به او گفت: ای علی ردای حضرمی سبزم را دور خود بپیچ، و بر بسترم بخواب که ان شاء الله آزاری از آنها به تو نرسد. و علی چنان کرد پس خداوند متعال به جبرئیل و میکائیل وحی کرد که اینک من میان شما دو فرشته‌ام برادری برقرار می‌کنم، و عمر یکی از شما را از عمر دیگری طولانی‌تر می‌سازم، حال کدام یک از شما زندگی طولانی‌تر را برای رفیقش ترجیح می‌دهد؟ و هر کدام‌شان زندگی خودش را ترجیح داد، پس خداوند به آن دو ملک دوباره وحی کرد که: چرا همانند علی بن ابی طالب نشدید، من میان او و محمد علیه الصلاه و السلام برادری برقرار کردم، پس او به جای محمد خوابید در حالی که جان خود را فدا و زندگی او را بر زندگی خود ترجیح داده بود؟ به زمین بروید و او را از دشمنانش محافظت کنید. پس آن دو پایین آمدند. جبرئیل کنار سر علی و میکائیل کنار پاهای او قرار گرفتند, جبرئیل ؛ گفت: به به و آفرین بر امثال تو ای فرزند ابوطالب!! که خداوند به تو بر ملائکه خویش مباهات می‌کند. پس خداوند متعال این آیه کریمه را بر پیامبرش که بسوی مدینه می‌رفت درباره علی بن ابی طالب فرستاد: ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ﴾.
و این فضیلتی است که برای غیر علی ثابت نشده و دلالت دارد که علی از بقیه صحابه افضل است. پس باید که امام نیز او باشد.
جواب او از چندین وجه است: یکی: مطالبه صحت و درستی این نقل قول. چون باید گفت صرف نقل قول ثعلبی و امثال او و روایتشان به اتفاق گروه‌های اهل سنت و شیعه حجت و دلیل نمی‌شود. چون این روایتی متأخر است و سندش هم ذکر نشده است. و این شخص (ثعلبی) در نقل‌های خود اسرائیلیات و اسلامیاتی می‌آورد که همه می‌دانند روایت‌هایی باطل و نادرست هستند هر چند که او در آوردن کذب تعمدی هم نداشته باشد. 
دوم اینکه: این روایتی که وی نقل کرده با این صورتش به اتفاق اهل اطلاع از علوم حدیث و سیره و صاحبان مراجع و منابع معتبر، کذب و مجعول است. 
سوم اینکه: وقتی که پیامبر ص بهمراه ابوبکر به مدینه هجرت کردند، مشرکان مکه هیچ قصدی برای دستگیری علی نداشتند بلکه تنها در پی دست یافتن بر پیامبر ص و ابوبکر بودند و قرار دادند که دیه هر یک از آن دو را به هر کسی که آنان را می‌آورد بپردازند، چنانکه در صحیح بخاری(1)  که اهل علم در صحت آن شک نمی‌کنند آمده است. و علی را در بسترش خواباند تا گمان کنند پیامبر ص در منزل است تا جایش را خالی نیابند، این بود که چون بامدادان به خانه هجوم بردند علی را یافتند و ناکام شدند، آنان علی را اذیت نکردند، بلکه فقط از وی درباره محل پیامبر ص سوال کردند که به آن