 لِنَجْعَلَهَا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ(12)﴾. (الحاقه: 11-12). 
«و هنگامي كه آب طغيان كرد ما شما را بر كشتي سوار كردي. تا آن را وسيلهء تذكري براي شما قرار دهيم، و گوشهاي شنوا آن را دريابد و بفهمد».
تنها گوش یک نفر از مردم را اراده نکرده بلکه خطاب آن با عموم فرزندان آدم است. 
و سوار کردنشان بر کشتی از عظیم‌ترین آیات است، خداوند فرمود: ﴿وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ(41) وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْکَبُونَ(42)﴾. (يس: 41-42).«نشانه‏اى (ديگر از عظمت پروردگار) براى آنان است كه ما فرزندانشان را در كشتيهايى پر (از وسايل و بارها) حمل كرديم. و براى آنها مركبهاى ديگرى همانند آن آفريديم».
و فرمود: ﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْکَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَکُم مِّنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِکَ لَآيَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ﴾. (لقمان: 31). «آيا نديدى كشتيها بر (صفحه) درياها به فرمان خدا، و به (بركت) نعمت او حركت مى‏كنند تا بخشى از آياتش را به شما نشان دهد؟! در اينها نشانه‏هايى است براى كسانى كه شكيبا و شكرگزارند».
حال چطور ممکن است که همه اینها فقط برای گوش دادن و نگه داشتن یک تن از مردم آمده باشد؟ 
آری گوش علی از جمله گوش‌های شنواست، همچون گوش ابوبکر و عمر و عثمان و غیر ایشان، لذا اختصاص به علی ندارد. اصلاً به روشنی معلوم است که تنها گوش‌های علی مصداق گوش‌های شنوا نیست. مگر گوش رسول خدا ص شنوا نیست؟ یا مثلاً گوش‌های حسن و حسین و عمار و ابوذر و مقداد و سلمان فارسی و سهل بن حنیف و سایر افرادی که این جماعت بر فضیلت و ایمانشان اعتراف و موافقت دارند؟ 
لذا اگر قبول داریم که گوش‌های شنوا را هم علی و هم افراد دیگر دارند، روا نیست گفته شود: این فضیلت فقط مخصوص علی است و لا غیر. 
تردید نیست که این رافضی جاهل و ظالم کار خود را بر مقدمات بی‌اساس بنا می‌نهد. و ما در میان فرقه‌های بدعت‌گر فرقه‌ای سست برهان‌تر از فرقه رافضه سراغ نداریم و این بر خلاف فرقه‌ای چون معتزله است. چون اینان حداقل حجت‌هایی مطرح می‌کنند که بسیاری از علما و اهل خرد را به زحمت و شک می‌اندازد. اما این رافضه هر حجتی هم داشته باشند جز افراد جاهل و ظالم و هواپرست را قانع نمی‌کند چون هواپرستان هر چه را موافق امیالشان باشد خواه حق و خواه باطل می‌پذیرند، و باکی ندارند رافضی می‌گوید: «برهان بیست و یکم: سوره «انسان» است، در تفسیر ثعلبی از سلسله راویان مختلف روایت شده که گفته‌اند: حسن و حسین بیمار شده بودند. جدشان رسول خدا ص و عامه مردم به عیادت‌شان آمده بودند، پس گفتند ای ابا الحسن برای شفای دو فرزندت نذری بکن، پس او نذر سه روز روزه کرد، مادرشان فاطمه هم نذری کرد و کنیزشان نیز بخشش نقره‌ای را نذر کرد، پس آن دو خوب شدند در حالی که اهل بیت محمد هیچ مالی نه زیاد و نه کم سراغ نداشتند، لذا علی سه پیمانه جو قرض کرد. فاطمه برخاست و یکی از آن سه پیمانه را آرد کرد و از آن پنج قرص نان پخت کرد. برای هر یک از اعضای خانواده یک قرص نان جو. آنگاه علی با پیامبر ص نماز مغرب گزارد و چون به منزل بازگشت در مقابلش غذا گذشتند که ناگاه مستمندی به در خانه آمد و گفت: سلام علیکم ای اهل بیت محمد ص مستمندی از مستمندان مسلمانان هستم، مرا طعامی بدهید، خدا شما را از سفره‌های بهشتی اطعام فرماید، علی این سخنان را شنید، و امر کرد چیزی به او بدهند، اهل خانه آن غذا را به مستمند دادند. و آن روز و آن شب را تنها با آب خالی به پایان رساندند. 
چون روز بعد شد فاطمه پیمانه دیگری را به نان تبدیل کرده بود. علی با پیامبر ص نماز گزارد و به منزل آمد. چون پیش او غذا گذاشتند، یتیمی به در خانه آمد و بر در ایستاد و گفت: السلام علیکم ای اهل بیت محمد ص یتیمی هستم از اولاد مهاجرین که پدرم در روز جنگ عقبه به شهادت رسیده است، به من غذایی بدهید خدا شما را از سفره‌های بهشتی طعام دهد. علی سخنان یتیم را شنید، لذا امر کرد چیزی به او دهند، اهل خانه غذایشان را به او دادند. و دو روز و دو شب گذشت که در آن آب خالی خوردند. چون روز سوم شد فاطمه برخاست و پیمانه سوم را هم نان کرد. علی با پیامبر ص نماز گزارد و به روال قبل به منزل آمد و سر سفره نشست و غذایی پیش او نهادند، ناگاه اسیری آمد و گفت: آیا ما را به اسارت می‌گیرید و آواره‌مان می‌کنید اما طعامی به ما نمی‌دهید، مرا غذایی بدهید که اسیر محمدم خداوند از سفره‌های بهشت به شما طعام دهد! علی سخنان اسیر را شنید پس امر کرد چیزی به او دهند. اهل خانه غذایشان را به او دادند. و سه روز و سه شب را تنها با آب خالی به پايان رساندند. 
چون روز چهارم فرا رسید و آنان نذرهایشان را ادا کرده بودند، علی حسن را با دست راست و حسین را با دست چپ گرفت و نزد رسول خدا ص آمد در حالی که هر سه از شدت گرسنگی چون جوجه پرنده‌ها می‌لرزیدند. چون پیامبر ص حسن و حسین را مشاهده کرد فرمود: ای ابا الحسن! از حالتی که در شما می‌بینم چقدر ناراحت و آزرده‌ام، بیایید با هم به خانه دخترم فاطمه برویم، پس همه به منزل فاطمه رفتند در حالی که او در حجره‌ی خویش بود و شکمش از شدت گرسنگی به پشتش چسبیده بود. و چشم‌هایش گود شده بود، وقتی پیامبر ص او را اینگونه دید فرمود: از خدا می‌خواهم که به فریاد ما رسد اهل بیت محمد از گرسنگی می‌میرند! 
همان لحظه جبرئیل بر محمد ص فرود آمد و گفت: ای محمد دریافت کن تبریک و تهنیت خداوند را درباره اهل بیتت، فرمود: چه چیزی دریافت کنم ای جبرئیل؟ و جبرئیل سوره «هل أتى على الإنسان حين» را بر او خواند. 
و این سوره بر فضایل زیادی دلالت دارد که نه در گذشته و نه در آینده برای کسی جز علی مسلّم نشده است، لذا او از دیگران بهتر است پس او امام می‌شود. 
پاسخ به چند صورت است: یکی: در این مورد هم همچون موارد پیشین خواهان ارائه سند صحیحی برای این حدیث هستیم. و می‌گوییم صرف اینکه ثعلبی و واحدی و امثال اینان روایت را آورده‌اند به اتفاق اهل سنت و تشیّع دلیل بر صحت آن نمی‌شود. و اگر دو فرد در یکی از مسائل احکام و فضایل با هم منازعه کنند و یکی از آن دو به حدیثی استناد کند که دلیلی برای اثبات صحت آن جز روایت یکی از این مفسران نام برده نداشته باشد، دلیل او نه صحت روایتش را ثابت می‌کند و نه به اتفاق علما حجتی برای فرد مقابلش می‌شود.؟ 
دوم: این حدیث به اتفاق حاذقان در علم حدیث از احادیث جعلی و دروغین است، و ما در این باب نظر همین پیشوایان و ارباب نظر را نقل می‌کنیم. 
وجه سوم: دلائل فراوانی هست که کذب بودن این حدیث را نشان می‌دهد، از آن جمله: علی در مدینه با فاطمه ازدواج کرد، و چنانکه در صحیح آمده بعد از غزوه بدر زندگی مشترکشان را با هم آغاز نمودند. حسن و حسین هم سه یا چهار سال بعد از ازدواج آن دو به دنیا آمدند. همگان بر این متفقند که علی در مدینه با فاطمه ازدواج کرد و جز در مدینه