ب و دامادی را شامل می‌شود و اختصاص به شخص خاصی ندارد. 
ششم: اگر فرض شود که مراد آیه دامادی علی هم باشد، باید گفت صرف داماد بودن به اتفاق اهل سنت و تشیّع دلالت بر افضلیت او بر دیگران نمی‌کند، چون دامادی برای هر یک از چهار خلیفه وجود دارد، با وجود اینکه برخی از آنان بهتر از برخی دیگرند، لذا اگر دامادی باعث برتری شود مورد تناقض خواهد شد.رافضی می‌گوید: برهان سی و پنجم: فرموده حق تعالی است که: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ﴾. (التوبه: 119).
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و با صادقان باشيد».
خداوند بر ما واجب فرموده که با اشخاص معروف صادق باشیم و کسی جز امام معصوم چنین نیست به خاطر جایز الکذب بودن سایر افراد، آن شخص هم جز علی کسی نیست چون از میان چهار خلیفه تنها او معصوم است، در حدیثی که ابو نعیم از ابن عباس هم روایت کرده تصریح شده که آیه در شأن علی نازل شده است. 
پاسخ به چند صورت است: یکی اینکه لفظ «صدیق» صیغه مبالغه از صادق است یعنی هر صدیقی صادق است، ولی هر صادقی صدیق نیست. در مورد ابوبکر(رض) به دلایل فراوان ثابت شده که صدیق است، لذا به طور قطع آیه شامل وی می‌شود، و وی را مورد نظر دارد، بلکه شمولیت آیه برای ابوبکر اولی‌تر از شمول آن بر سایر اصحاب است. 
و اگر ما با او بوده و به خلافت او اقرار و اذعان داشته باشیم، نمی‌توانیم ادعا هم بکنیم که علی امام بر حق است نه او، در نتیجه آیه ذکر شده دقیقاً بر نقیض و نقطه مقابل برداشت آنان دلالت دارد. 
دوم: این آیه در خصوص داستان کعب بن مالک آن گاه که از غزوه تبوک باز مانده بود نازل شده است، و به پیامبر ص راست گفت که او عذری نداشته است، خداوند هم به برکت این راستى توبه کعب را پذیرفت. 
سوم: این آیه درباره آن ماجرا نازل شد و کسی نگفت: او معصوم است نه درباره علی و نه کس دیگر. لذا معلوم می‌شود که خداوند منظورش فقط بودن با صادقان است، و معصوم بودن را شرط قرار نداده است. 
چهارم: و فرمود: «با راستگویان باشيد»، و این صیغه جمع دارد. در حالی که علی یک نفر است، پس مراد آیه فقط او تنها نیست. 
پنجم: فرموده: «مع الصادقين» یا می‌خواهد بگوید: در صدق و همه توابعش با صادقان باشید، یعنی مانند آنان راست بگویید و با دروغگویان نباشید، همچون آنجا که فرماید: ﴿ وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِينَ﴾. (البقره: 43).
«و با رکوع‌کنندگان رکوع کنید».
و یا می‌خواهد بگوید: در هر امری با صادقان باشید، حتی اگر آن امر ربطی به صداقت هم نداشته باشد. تفسیر دوم باطل است؛ چرا که بر انسان واجب نیست که در امور مباح مانند خوردن و نوشیدن و پوشیدن هم با صادقان باشد. پس بنابراین اگر تفسیر اول درست باشد، باید گفت در آن امری به بودن با شخص معینی نشده است بلکه مقصودش این است که: راست بگویید و دروغ نگویید.
وجه ششم: اگر مراد آن باشد که: مطلقاً با راستگویان باشید در این صورت این راستی و صداقت مستلزم سایر نیکی‌ها هم خواهد بود، چنانکه پیامبر ص فرمود (بر شماست راستگو باشيد، چون راستگويى به سوى خوبی‌تان رهبری می‌کند. ...) که در این صورت صداقت صفت ثابتی است برای هر کسی که بدان متصف باشد. 
وجه هفتم: فرض کنیم که مراد اشخاصی باشد که صداقتشان معلوم و شناخته شده است، و علم دراینجا مانند علم در آیه: ﴿فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ﴾. (الممتحنه: 10). «هرگاه آنها را مؤمن يافتيد» است.
در حالی که ایمان از صداقت پنهان‌تر و پوشیده‌تر است، پس اگر علم مشروطی در کار باشد، نمی‌شود گفت: تنها علم به معصوم وجود دارد، همچنین نمی‌توان گفت: فقط صداقت فرد معصوم قابل دانستن است. 
وجه هشتم: اگر فرض شود که مقصود آیه: فرد معصوم است، ما نمی‌پذیریم که وجود عصمت تنها در مورد علی مصداقیت دارد و از غیر علی منتفی است چنانکه پیش از این گذشت؛ به خاطر اینکه بسیاری از مردم نیز که از رافضیان بهترند در مورد امامانشان همین عصمت را ادعا می‌کند. هر چند با عباراتی دیگر. علاوه بر این: ما معصوم نبودن سایر خلفا را در عین ثبوت عصمت برای علی نمی‌پذیریم، عصمت یا برای هیچ کدام وجود ندارد، و یا برای همه خلفا عینیت دارد. رافضی می‌گوید: برهان سی و ششم: فرموده حق تعالی است: ﴿وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِينَ﴾. (البقره: 43). «و با رکوع کنندگان رکوع کنید».
ابونعیم از ابن‌عباس(م) روایت کرده است که آیه فوق در شأن رسول خدا ص و علی به طور خاص نازل شده است و این دو اولین کسانی هستند که نماز گزارده و رکوع کردند. و این دلالت بر فضیلت او و در نتیجه امامت بر حق او می‌نماید.
پاسخ او بر چند وجه است: یکی اینکه: ما صحت این روایت را قبول نداریم. او هم دلیلی بر صحت آن ذکر نکرده است.
دوم: این روایت کذب و جعلی است و علمای حدیث در این باره اتفاق‌نظر دارند.
سوم: اگر مراد آیه رکوع کردن با او بود حکم آیه با وفات پیامبر ص و علی به پایان می‌رسید و دیگر کسی دیگر مأمور به رکوع کردن با رکوع کنندگان نبود.
چهارم: این گفته که: علی نخستین کسی است که همراه پیامبر ص نماز گزارد جایز نیست اتفاقاً اکثر راویان برخلاف این معتقدند که پیش از علی ابوبکر با پیامبر ص نماز گزارد.
پنجم: حتی اگر آیه امر به رکوع با پیامبر ص را داشته باشد. باز دلالت بر این نمی‌کند که هر کس با ایشان رکوع کند او امام است. چراکه علی هر چند که همراه پیامبر ص رکوع می‌کرد ولی در کنار ایشان امام نبود و امامت نمی‌کرد.رافضی می‌گوید: «برهان سی و هفتم: فرموده خداوند است که: ﴿وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي﴾. (طه: 29). «و وزيرى از خاندانم براى من قرار ده».
ابونعیم از ابن عباس روایت می‌کند که گفت: پیامبر ص دست علی و من را گرفت و ما در مکه بودیم، ایشان چهار رکعت نماز گزاردند و دستشان را به طرف آسمان بلند کرده و فرمود: خداوندا! موسی بن عمران از تو خواست، من هم محمد پیامبر تو از تو می‌خواهم که سینه‌ام را بگشایی و گره از زبانم بگشایی تا سخنم را بفهمند، و برای من دستیاری از کسانم قرار بده، علی بن ابی‌طالب برادرم را، بازویم را به او نیرومند ساز، و او را در کارم شریک گردان، ابن عباس می‌گوید: شنیدم ندا دهنده‌ای ندا كرد که: ای احمد، چیزی که خواستی به تو داده شد. و این نصی در باب خود است».
در جواب باید گفت: در این مورد هم مانند سایر موارد اولاً باید صحت روایت ثابت شود.
ثانیاً: این روایت به اتفاق علمای حدیث و تفسیر دروغین و جعلی است، و حتی از نظر آنان یکی از بی‌شرمانه‌ترین دروغها در مورد رسول خدا ص است.
سوم: ابن عباس تا دیرزمانی که پیامبر ص در مکه بود هنوز به دنیا نیامده بود، او وقتی به دنیا آمد که فرزندان بنی‌هاشم در شعب ابی‌طالب تحت محاصره بودند، وقتی هم که رسول خدا ص هجرت فرمودند ابن عباس هنوز به سن تمييز نرسیده بود، یعنی وضو نمی‌گرفت و همراه پیامبر ص نماز نمی‌خواند. حتی پیامبر ص هنگامی وفات کردند که او بالغ نشده بود.
چه