 رسول خدا را می‌رساند در حالیکه آنحضرت با بعضی دیگر از صحابة کرام نیز چنین پیمان را بسته بودند و در احادیث متعدد و صحیح آمده است که آن حضرت فرمود: اگر از میانتان دوست و خلیلی را انتخاب می‌کردم همانا ابوبکر انتخاب می‌نمودم. اما صاحب شما دوست و خلیل خدا است. همة پنجره‌هایی که به مسجد باز می‌شود باید بسته شود مگر پنجرۀ خانه ابوبکر, ابوبکر کسی است که بیش از همۀ اشخاص صحبت و دارایی خویش را از ما دریغ نداشته است.
در این حدیث برای ابوبکر(رض) خصوصیاتی آمده است که در حق غیر از او نیامده است, و به صراحت می‌گوید که پیامبرخدا ص ابوبکر(رض) را از همگان بیشتر دوست می‌داشته است.
و هیچ کس در نزد رسو ل خدا قدر و منزلت ابوبکر را نداشته، و نه هم به اندازۀ او به پیامبر خدا نزدیک بوده است.
چنانکه در صحیحین آمده است که به رسول خدا گفته شده: چه کسی را بیشتر از همۀ مردم دوست می‌دارد؟ فرمودند: عائشه, گفته شد: از مردها؟ فرمودند: پدر او.
و در صحیحن آمده است که عمر (رض) به ابوبکر (رض) گفت: تو سردار ما, بهترین ما, و محبوترین ما در نزد رسول خدا هستی.
پس این همه احادیث که اهل علم بر صحت آنها اجماع نموده‌اند و این حدیثها را قبول کرده‌اند و هیچ کسی در این روایات اشکالی وارد نکرده واضح می‌سازد که ابوبکر صدیق محبوترین شخص و با ارزشترین فرد در نزد رسول خدا بوده است.
حال اگر مؤاخات از این مرتبه پائین‌تر بوده است که با این مرتبه در تضاد نیست. و اگر بالاتر بوده پس این احادیث صحیح روشن می‌سازد که احادیث مؤاخات دروغ است، و اگر چه ما یقین داریم که بدون تعارض نیز احادیث مواخات کذب و دروغ است.
مقصود از ذکر این احادیث این است که روشن شود ابوبکر نزد رسول خدا ص محبوب‌تر و عزیزتر از علی و سایر اصحاب بود، و شواهد این مسأله فراوان است. 
نیز حدود هشتاد و چند شخص از علی روایت کرده‌اند که گفت: «بهترین این امت بعد از پیامبرشان ابوبکر و پس از وی عمر است»(4)  متفق علیه.
------------------------------------------------
1) نگا: فضائل (2/638-639).
2) تخریج حدیث قبلاً ذکر گردید.
3) بخاری : (7/5).
4) نگا: بخاری (5/7).رافضی می‌گوید: «برهان سی و نهم: فرموده خداوند متعال است: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ﴾. (الأعراف: 172).
«و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت; و آنها را گواه بر خويشتن ساخت; (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم; (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)».
در کتاب «الفردوس» اثر ابن شیرویه روایتی از حذیفه بن یمان نقل شده که گفت: رسول خدا ص فرمود: اگر مردمان می‌دانستند که علی در چه زمانی «امیرالمؤمنین» نامیده شده است، فضل و بزرگی او را انکار نمی‌کردند، او وقتی امیرالمؤمنین نام گرفت که آدم مابین روح و جسم بود. خداوند متعال فرمود: «و هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه گرفت که آیا پروردگار شما نیستم؟» ملائکه گفتند: آری، و خداوند تبارک و تعالی نیز فرمود: من پروردگار شما، محمد پیامبرتان و علی امیر شماست. و این حدیثی صریح در باب خویش است».
پاسخ رافضی در این مورد نیز بر چند وجه است: اول: حدیث سندیت ندارد و باید دلایل اثبات آن ذکر شود. علمای حدیث‌شناس هم اجماع دارند بر اینکه صرف آمدن حدیثی در کتاب «الفردوس» دلیل بر صحت و درستی آن حدیث نمی‌شود، چراکه ابن شیرویه دیلمی همدانی در این کتاب علاوه بر ذکر احادیث صحیح و نیکوی فراوان، احادیث جعلی هم آورده است، اگرچه وی مؤلفی عالم و اهل دین است و عمداً مرتکب دروغ نمی‌شود، با اینحال وی از کتب دیگران نقل قول می‌کند که صدق و کذب در آنها هست، او نیز همچون بسیاری از جمع‌آوری کنندگان حدیث در مجموعه خود هم احادیث دارای سند آورده، و هم احادیث بدون سند.
دوم: این حدیث به اتفاق علمای حدیث کذب و جعلی است.
سوم: در قرآن می‌فرماید: «آیا پروردگارتان نیستم گفتند: آری» که در آن نه نامی از پیامبر ص  برده شده و نه ذکری از امیر. همچنین در آیه بعدی می‌فرماید: ﴿أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَکَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَکُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ﴾. (الأعراف: 173).
«يا بگوييد: «پدرانمان پيش از ما مشرك بودند، ما هم فرزندانى بعد از آنها بوديم; (و چاره‏اى جز پيروى از آنان نداشتيم)».
و این نشان می‌دهد که عهد و میثاق مورد نظر آیه به طور ویژه میثاق توحید است و حتی شامل میثاق نبوت نمی‌شود، چه رسد به امور کم‌ارزش‌تر از آن؟!
چهارم: در احادیث معروفی که در کتب مسند، سنن، موطأ و تفاسیر در خصوص آیه: ﴿أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ ﴾. ذکر گردیده، اشاره‌ای به ادعای مورد نظر رافضی وجود ندارد، ولی اگر این مسأله در اصل احادیث مورد بحث مذکور بود، راویان آنرا از قلم نمی‌انداختند، تنها کسی هم که آنرا روایت کرده صداقتش معلوم نشده و روایت او کذب معرفی شده است.
پنجم: میثاق آیه از تمام فرزندان آدم گرفته شده است و لازمه حدیث این می‌شود که علی امیر همه پیامبران از نوح تا محمد ص باشد. و این سخن دیوانه‌هاست. آن پیامبران که پیش از آفریده شدن علی در گذشته‌اند، این علی چطور می‌تواند امیر آنان باشد؟!
نهایت توان او آن است که بر مردم زمانش امیری کند، اما امارت و حکومت بر مردمان پیش یا پس از خودش دروغی است که گوینده آن نه متوجه است چه می‌گوید و نه از گفته‌اش شرم می‌کند!<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:198.txt">فصل (141)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت آیۀ ﴿فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ﴾. بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:199.txt">فصل (142)  بطلان استناد رافضی به حدیث اعلان رسالت در مورد امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:200.txt">فصل (143)  بیان دروغ رافضی در استنادش به حدیث غدیر خم بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:201.txt">فصل (144)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت حدیث (أنت مني بمنزلة هارون) بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:202.txt">فصل (145)  بیان نادانی رافضی در ادعایش مبنی بر اینکه علی(رض) جانشین پیامبر ص تا وفات آن حضرت بر مدینه بود</a><a class="text" href="w:text:203.txt">فصل (146)  بیان دروغ رافضی در مورد حدیث (وصیت) و عدم دلالت آن بر امامت علی (رض)</a><a class="text" href="w:text:204.txt">فصل (147)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت حدیث پیمان برادری بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:205.txt">فصل (148)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت حدیث خیبر بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:206.txt">فصل (149)  بطلان ادعای رافضی در مورد دلالت حدیث پرنده بر امامت علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:207.txt">فصل (150)  بط