 است.
به‌ عنوان مثال اگر کودکی ۱۰ساله، سن استخوانی هفت تا هشت ساله داشته باشد نشان‌دهنده یک اختلال یا بیماری در کودک است. کم‌کاری تیرویید، کمبود هورمون رشد، سوءتغذیه و بیماری‌های دستگاه گوارش می‌تواند عامل عقب افتادن سن استخوانی نسبت به سن تقویمی کودک باشد. دومین علت شایع کوتاهی قد، تاخیر سرشتی در رشد است.
در این کودکان از سن دو سالگی کوتاهی قد دیده می‌شود و این در حالی است که پدر و مادر کوتاه قد نیستند. سرعت رشد کودک در سال تقریبا طبیعی است ولی سن استخوانی عقب است. در واقع قد کودک برای همان سن استخوانی مناسب است ولی نسبت به سن تقویمی، کوتاه است. بلوغ دراین کودکان با تاخیر همراه است.
علاوه براین دو علت شایع، علل دیگری مانند بیماری عمومی مانند سوءتغذیه، کمبود ویتامین‌های دی  و کلسیم که موجب نرمی استخوان می‌شوند، بیماری سلیاک که به حساسیت به پروتئین گندم منجر می‌شود، بیماری‌های مزمن مانند کم‌خونی، بیماری‌های التهابی و… نیز می‌توانند موجب کوتاهی قد شوند.

درمان کوتاهی قد:
پس از تشخیص علت کوتاهی قد باید درمان مناسب صورت گیرد. برای مثال اگر کم‌کاری تیرویید وجود دارد، باید درمان شود. تشخیص کمبود هورمون رشد تا زمانی که کم‌کاری تیرویید به طور کامل اصلاح نشود، امکان‌پذیر نیست. چون در حضور کم‌کاری تیرویید، ترشح هورمون رشد از غده هیپوفیز، کاهش می‌یابد. یا اگر سوءتغذیه وجود دارد باید اصلاح شود. به این مفهوم که هورمون رشد به طور کافی ترشح می‌شود ولی نمی‌تواند اثر کند. یا اگر بیماری‌ سلیاک وجود دارد، حذف مواد غذایی حاوی این پروتئین از رژیم غذایی ضروری است. در غیر این صورت درمان‌های دیگر موثر نخواهد بود.
امروز هورمون رشد انسانی با استفاده از مهندسی ژنتیک ساخته می‌شود که قیمت بسیار گرانی دارد. مدت درمان با هورمون رشد که به صورت تزریقی انجام می‌شود بهتر است هر شب صورت گیرد. مدت درمان اغلب طولانی است و تا زمانی که رشد متوقف شود، درمان ادامه می‌یابد. در برخی موارد ممکن است درمان پس از یک تا دو سال قطع شود و ترشح هورمون رشد با پیشرفت بلوغ طبیعی شود.
درمان با هورمون رشد پس از تشخیص قطعی کمبود هورمون رشد تنها در صورتی موثر است که صفحات رشد استخوانی باز باشند. یعنی پیش از بلوغ یا اوایل بلوغ، در زمانی که صفحات رشد در حال بسته شدن هستند، درمان با هورمون رشد به هیچ‌ وجه موثر نیست. برای بررسی‌ تناسب قد کودک باید ارزیابی قد کودک به طور مرتب انجام شود.
درمان با هورمون رشد اغلب بدون عارضه است و به ندرت ممکن است موجب افزایش فشار داخل مغزی خوش‌خیم، التهاب لوزالمعده و تنگی کانال عصب در مچ دست شود. استفاده از هورمون رشد تا زمانی که صفحات رشد بسته نشده است می‌تواند در درمان کوتاهی قد میسر باشد. در برخی از کودکان ممکن است برای به تاخیر انداختن بلوغ برای بازماندن صفحات رشد از داروهای متوقف ‌کننده بلوغ همزمان با هورمون رشد استفاده شود. رژیم غذایی مناسب به خصوص مصرف کافی پروتئین، مواد لبنی و میوه و ورزش مستمر در رشد قدی تاثیر موثری دارند، به خصوص در کودکانی که تحت درمان با هورمون رشد هستند.
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:199.txt">خطبه مسجد الحرام</a><a class="text" href="w:text:200.txt">خطبه مسجد نبوي شريف</a><a class="text" href="w:text:201.txt">خطبه نماز جمعه مسجد مکی زاهدان</a></body></html>عنوان خطبه: از خداوند عافيت بخواهيد
خطيب: دکتر سعود شريم

خطبه مسجد الحرام: جمعه ۶ ربيع الأول ۱۴۳۴ برابر با ۲۹ دي ۱۳۹۱

خطبهٔ اول:
ستايش مخصوص خداوندي است که داراي عزت و جلال است، آمرزندهٔ گناهان و پذيرندهٔ توبه و سخت‌کيفر است. عطا کنندهٔ هر نعمت و فضلي است و از بين برندهٔ هر سختي و تنگنا. او را براي نعمت‌هاي فراگير و کَرَم وسيع و نعمت‌هاي بزرگش ستايش مي‌گويم و از ظاهر و درون گواهي مي‌دهم که معبودي به حق نيست جز الله و گواهي مي‌دهم که محمد بندهٔ الله و پيامبر اوست که وي را بشارت دهنده و هشدار دهنده‌اي به سوي انس و جن، و دعوتگري به سوي وي و چراغي روشنگر قرار داده است. درود و سلام و برکات خداوند بر وي و بر اهل بيت نيک و پاک و صحابه و تابعين و کساني باد که تا قيامت به نيکي از آنان پيروي نمايند...
اما بعد، اي مردم خود و شما را به تقواي الله ـ سبحانه و تعالي ـ سفارش مي‌کنم که شما در اين دنيا نيستيد مگر ماموراني مکلف که در معرض بلاها و سختي‌ها قرار مي‌گيريد و نعمت‌ها يکي يکي به شما مي‌رسد اما نعمتي نمي‌آيد مگر آنکه ديگري مي‌رود، رد پايي از شما به جاي نمي‌ماند مگر آنکه رد پاي ديگري پاک مي‌شود و چيز نوي به دست نمي‌آوريد مگر آنکه چيزي ديگري کهنه مي‌شود. ريشه‌هايي گذشته‌اند که ما شاخه‌هاي آنيم؛ با رفتن ريشه چه سود از بقاي شاخه؟
{وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ} [رعد: ۲۶]
(و زندگي دنيا در [برابر] آخرت جز بهره‌اي [اندک] نيست)
مردم به طور کلي محکوم به تلاش و سختي کشيدن هستند و خداوند نيز همه را در رنج آفريده است، چنانکه رسول خدا ـ صلي الله عليه وسلم ـ مي‌فرمايد: «همهٔ مردم شب را به صبح مي‌رسانند؛ همه خود را به فروش مي‌رسانند که برخي نفس خود را آزاد مي‌کنند و برخي ديگر هلاکش مي‌سازند».
از ميان مردم برخي رنج مي‌کشند و لذت مي‌برند و برخي درد؛ برخي از سختي به حد ذلت مي‌رسند و برخي به مرز طغيان، اما از ميان همهٔ اين‌ها زيرک کسي است که راه گمراهي و سرکشي را پيش نگيرد و در هر دو حالت نفس خود را کنترل کند و آن را مجبور به ايستادن در برابر درگاه آفريدگار و مولاي خود نمايد و از او عفو و عافيتِ دين و دنيا و خانواده و مالش را بخواهد، زيرا ترجيح عافيت فطرتي است که خداوند در درون انسان‌ها قرار داده است و براي همين است که هيچکس بلا و درد را دوست ندارد مگر آن کسي که از مزاجي نامتوازن برخوردار است.
ازرش عافيت را درک نمي‌کند مگر کسي که در دين و دنياي خود آن را از دست دهد، زيرا اگر کسي به مدتي طولاني از آن برخوردار باشد ارزش آن را نخواهد دانست و هنگامي به اهميت آن پي خواهد برد که آن را از دست دهد، و لباس عافيت از زيباترين لباس‌هاي دين و دنيا است که به واسطهٔ آن خوشي دنيا و عاقبت نيک در آخرت به دست مي‌آيد.
بر همين اساس، مصطفي ـ عليه الصلاة والسلام ـ از روي رحمت بر امت خود و حرص بر هدايت آنان فرموده است: «از خداوند عفو و عافيت بخواهيد زيرا کسي پس از يقين، چيزي با ارزش‌تر از عافيت به دست نياورده است» [به روايت امام احمد]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه وسلم ـ تنها به گفتن همين سخنان براي امتش اکتفا نکرده بلکه با روش عملي و هميشگي خود بر آن تاکيد نموده تا امت وي ارزش اين نعمت بزرگ را بدانند. وي که درود و سلام خداوند بر او باد هميشه در دعايش مي‌فرمود: ««اللهم إني أسألُك العافيةَ في الدنيا والآخرة، اللهم إني أسألُكَ العفوَ والعافيةَ في ديني ودُنيايَ وأهلي ومالي..» يعني: «خداوندا من از تو عافيت را در دنيا و آخرت خواهانم. خداوندا من از تو عفو و عافيت را در دين و دنيايم و در خانواده و مالم، خواستارم...» [به روايت ابوداوود و ديگران]
ابن جَزَري ـ رحمه الله ـ مي‌گويد: «آنکه عافيت را به دست آوَرَد در واقع همهٔ چيزهايي را که از نظر باطن و ظاهر و دين و دنيا اميدش را دارد و دوست مي‌دارد به دست آورده و از آنچه در دنيا از آن در هراس است محافظت شده است».
عافيت، ارزشي است مطلق که قابل تجزيه نيست؛ براي همين کساني که آن را محدود به عافيت بدن مي‌دانند در اشتباهند. بنابراين هر کس تنها در پي عافيت و سلامت بدني باشد و در جستجوي عافيت در دين خود نباشد در حق خود زياده‌روي نموده و از راه راست منحرف شده است. و هر کس تنها در پي عافيت و سلامت در دين خود باشد و به فکر بدن خود نباشد به خود ستم نموده و چه بسا به سبب ضعف و سستي بدني، دين‌داري‌اش نيز دچار سستي و ضعف شود. براي همين مومن قوي نزد خداوند بهتر و محبوب‌تر از مومن ضعيف است.
خوشبخت نيز ـ چنانکه ابن جوزي رحمه الله مي‌گويد ـ کسي است که در برابر خداوند فروتني نمايد و از او عافيت و سلامت بخواهد، زيرا وي به هر حال عافيت مطلق را به دست نخواهد آورد، و بلا و سختي، ناگزير است. براي همين است که انسان خردمند هميشه از خداوند عافيت را مي‌خواهد تا آنکه عافيت و سلامتي بر همهٔ امور و کارهايش غالب گردد.
بندگان خداوند:
هر خردمندي که با ديدهٔ بصيرت بنگرد متوجه خواهد شد که عموم مردم بيش از هر چيز به عافيت و سلامت بدن اهميت مي‌دهند و براي به دست آوردن اين نعمت، وقت و تلاش صرف مي‌کنند و همديگر را به آن يادآوري نموده و از خداوند آن را خواهانند، اما در همين حال از ارزش عافيت در دين و سلامت آن از آفت‌ها و ابتلاها غفلت مي‌ورزند، زيرا ضعف در دين‌داري باعث ضعف افراد مي‌شود.
هرگاه بنده از به دست آوردن عافيت در دين خود کم‌کاري نمايد خود را در خطر هلاکت و سرگرداني قرار داده است، و مصيبت و زيان هنگامي بيشتر خواهد بود که انسان گناه خود را علني کند، يعني خداوند او را بپوشاند اما او خودش را رسوا سازد و از رسول خدا ـ صلي الله عليه وسلم ـ در حديث صحيح وارد شده است که فرمودند: «همهٔ امت من در عافيت‌اند مگر مُجاهِران»، يعني کساني که گناه مي‌کنند، سپس آن را علني ساخته و براي مردم بيان مي‌کنند.
کمبود عافيت در دين با انحراف از شريعت خداوند است، که يا با طغيان شهوت حيواني است که صاحب خود را به قهقرا مي‌کشاند، و يا با طغيان شبهه‌اي در دين است که انسان را به انحراف کشانده و او را به صف دشمنان دين و باز دارندگان از راه خداوند ملحق مي‌سازد.
پيامبر ما ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ ما را از عوامل از بين برندهٔ عافيت در دين، بر حذر داشته و فرموده است: «فتنه‌هايي رخ خواهد داد که در آن نشسته، بهتر از ايستاده است و ايستاده، بهتر از رونده و رونده، بهتر از دونده؛ هر که با آن روبرو شود، هلاکش کند» [به روايت بخاري و مسلم].
و از جمله چيزهايي که پيامبر ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ به حسن بن علي ـ رضي الله عنهما ـ ياد داده بود، اين بود که در دعا و قنوتش بگويد: «اللهم اهدِني فيمن هدَيت، وعافِني فيمن عافَيت..» يعني: «خداوندا مرا در ميان کساني که هدايت نمودي هدايت ده و در ميان کساني که عافيت دادي، عافيت عطا کن» [به روايت امام احمد و اصحاب سنن]
از بزرگترين نمودهاي فقدان عافيت در دين اين است که انسان مفسد باشد نه مصلح، اهل مسخره باشد نه جديت، و تيشه‌اي باشد براي ويران ساختن جامعه، نه ع