تی وقراءتی یلبِّسها علیّ.» فقال رسول الله صلی علیه و سلّم «ذاک شیطان یُقال له خنزب فإذا أحسسته فتعوّذ بالله منه واتفل على یسارک ثلاثا.» قال: «ففعلت ذلک فأذهبه الله عنی.» رواه مسلم : ۲۲۰۳

ابو العاص رضی الله عنه می‌گوید: «من از پیامبر صلى الله علیه وسلم پرسیدم که: «شیطان میان من و نمازم و قرأتم حائل می‌شود و من را در اشتباه می‌اندازد.» پیامبر صلى الله علیه وسلم پاسخ دادند: «این شیطانی است، نام او «خنزب» است. هنگامی که وی را احساس کردی از او به خدا پناه ببر و سه بار بر جانب چپ تف کن.» ابو العاص می‌گوید: «من چنین کردم؛ الله آن را از من دور کرد.»

ب) پیامبر صلى الله علیه وسلم به یکی دیگر از وساوس شیطانی و علاج آن خبر داده است: «إن أحدکم إذا قام یصلی جاء الشیطان فلبس علیه – یعنی خلط علیه صلاته وشککه فیها – حتى لا یدری کم صلى. فإذا وجد ذلک أحدکم فلیسجد سجدتین و هو جالس.» بخاری ، کتاب السهو،

«وقتی یکی از شما برای نماز می‌ایستد، شیطان می‌آید و او را در نماز به شک و اشتباه می‌اندازد؛ حتی که نمی‌داند که چند رکعت نماز خوانده است، پس وقتی یکی از شما آن را یافت دو سجده بکند، وقتی که برای تشهد می‌نشیند.»

ج) و یکی از مکرهای شیطان این است که پیامبر صلى الله علیه وسلم در حدیث بیان داشته است: «إذا کان أحدکم فی الصلاة فوجد حرکة فی دبره أحدث أو لم یحدث ، فأشکل علیه ، فلا ینصرف حتى یسمع صوتا أو یجد ریحا.» مسلم : ۳۸۹٫

وقتی یکی از شما در نماز باشد و در کفل خود حرکتی احساس کند که بی‌وضوء گشته یا خیر؟ و این امر بر او مشکوک باشد، پس نماز را رها نکند تا آن‌که صدای بشنود یا بویی احساس کند». یعنی یقین کند که وضویش شکسته است؛

۲- با لباس‌هایی که جلب توجه می‌کند، نماز نخواند؛ چنان‌که در حدیث آمده است: عن عائشة رضی الله عنها قالت: «قام النبی الله صلى الله علیه وسلم یصلی فی خمیصة ذات أعلام فنظر إلى علمها فلما قضى صلاته قال: «اذهبوا بهذه الخمیصة إلى أبی جهم بن حذیفة و أتونی بأنبجانیّه فإنها ألهتنی آنفا فی صلاتی.» و فی روایة : «شغلتنی أعلام هذه.» ” صحیح مسلم، شماره ۵۵۶ .

عائشه رضی الله عنها می‌گوید: پیامبر صلى الله علیه وسلم در چادر خط دار به نماز مشغول شد و خط‌های آن را نگاه کرد. بعد از پایان نماز فرمودند: «این چادر را به ابوجهم بدهید و چادر بدون خط و نقش وی را برایم بیاورید؛ چون این چادر مرا در این نمازم غافل کرده و در روایتی آمده که فرمود: نقش‌های این چادر مرا باز داشته است؛»

۳- جلوی منظره‌ای که توجه به سوی آن جلب می‌شود نماز نخواند؛ چنان‌که در حدیث آمده است: عن أنس رضی الله عنه قال: «کان قِرام لعائشة سترت به جانب بیتها، فقال لها النبی صلى الله علیه وسلم: «أمیطی – أزیلی – عنی فإنه لا تزال تصاویره تعرض لی فی صلاتی؛» بخاری.

انس رضی الله عنه می‌گوید: «عائشه پرده‌ای نقش‌دار داشت که بخشی از اتاق را با آن پوشانده بود. پیامبر صلى الله علیه وسلم خطاب به عائشه گفت: «این پرده را از جلویم دور کن؛ چون تصاویر آن پیوسته در نمازم ظاهر می‌شود؛»

۴- در صورتی که غذا آماده است و او گرسنه است، نماز نخواند. اوّل غذا بخورد و سپس نماز بخواند؛ چنان‌که پیامبرصلى الله علیه وسلم می‌فرماید: «لا صلاة بحضرة طعام.» مسلم :۵۶۰

۵- در صورتی که ادرار یا مدفوع به او فشار آورده است، نماز نخواند؛ پیامبر صلى الله علیه وسلم می‌فرمایند: «نهى رسول الله صلى الله علیه وسلم أن یصلی الرجل وهو حاقن.» إبن ماجه: ۶۱۷ .

۶- در صورت خواب آلودگی نماز نخواند؛ پیامبر صلى الله علیه وسلم می‌فرمایند:

عن عائشة رضی الله عنها أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال: «إذا نعس أحدکم و هو یصلی فلیرقد حتى یذهب عنه النوم فإن أحدکم إذا صلى و هو ناعس لا یدری لعله یستغفر فیسب نفسه.» بخاری :۲۰۹

هنگامی یکی از شما در نماز چرت زد، بخوابد تا آن‌که خواب از او برود و در روایتی آمده است تا آن که بداند چه می‌گوید. چون وقتی یکی از شما در حالت خواب آلودگی نماز بخواند، شاید آمرزش بخواهد، ولی وی متوجّه نیست و خود را فحش می‌دهد؛

۷- کار دنیایش را تا حدی برساند و سپس با فراغ خاطر اقدام به خواندن نماز کند؛ آن‌چنان که از احادیث شماره‌ی ۴ و ۵ و ۶ فهمیده می‌شود.

۸- پشت سر انسانی که خواب است، نماز نخواند؛ شاید از او چیزی پیدا گردد که به حضور قلب او لطمه وارد کند؛

۹- پشت سر کسی که صحبت می‌کند نیز به علّت بالا نماز نخواند؛ چنان‌که در حدیث آمده است: «لا تصلوا خلف النائم و لا المتحدث.» أبو داود : ۶۹۴ . پشت سر انسانی که خواب است یا حرف می‌زند، نماز نخوانید؛

۱۰- خمیازه را در نماز دفع کند؛
رسول الله صلى الله علیه وسلم می‌فرمایند: «إذا تثاءَب أحدُکم فی الصلاة فلیکظِم ما استطاع فإن الشیطان یدخل.» صحیح مسلم . هنگامی که یکی از شما در نماز خمیازه کشید، پس آن را به قدر توان دفع کند؛ چون شیطان داخل می‌شود و هنگامی که شیطان داخل شود، توانایی او در تشویش بر خشوع نمازگزار بیش‌تر می‌گردد و مزید بر آن، از باز شدن دهن نمازگزار می‌خندد.

پایان

نویسنده: عبدالحکیم سیدزاده

پاورقی:
[۱] سورة النساء:۴۳
الجبار جلّ جلاله
نویسنده: سلیمان سامی محمود
ترجمه: مجتبی دوروزی

این کلمه در قرآن به عنوان اسمی از اسماء الله بیان گردیده است. خداوند می‌فرماید:
«هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ» (حشر/ 23).
«خدا کسی است که جز او پروردگار و معبودی نیست. او فرمانروا، منزه، بی‌عیب و نقص، امان دهنده و امنیت بخشنده، محافظ و مراقب، قدرتمند چیره، بزرگوار و شکوهمند، و والامقام و فرازمند است. خداوند دور و فرا از چیزایی است که انباز او می‌کنند».
کلمه‌ی جبار به عنوان وصف برای کافر شکست خورده، توصیف گشته و به کاررفته است، خداوند می‌فرماید:
‏«وَاسْتَفْتَحُوا وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ‏» (ابراهیم/ 15).
«و (پیغمبران از پروردگارشان) طلب پیروزی (و غلبه‌ی بر قوم خود) کردند (هنگامی که از ایمان آوردنشان مأیوس گشتند، و خداوند آنان را فتح و ظفر بخشید و سود بردند) و هر قلدر و گردنکش منحرف و باطل‌گرایی، زیانمند و نامراد گردید».
کلمه‌ی جبار برای مردمان سرزمین مقدسی که حضرت موسی به قومش امر کرد تا بدان وارد شوند و قومش از این امر خودداری کردند، به کار رفته است. خداوند می‌فرماید:
«قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ» (مائده/ 22).
«گفتند: ای موسی! در آنجا قوم زورمند و قلدری زندگی می‌کنند».
به عنوان صفتی که پیامبر از آن پاک و دور می‌باشد به کار رفته است. خداوند می‌فرماید:
‏«نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ‏»
(ق/ 45).
«ما از آنچه (دربار‌ه‌ی رسالت تو) می‌گویند، آگاه‌تر (از هر کس دیگری) هستیم. تو مأمور نیستی که آنان را وادار (به ایمان) کنی (و با قهر و اجبار به سوی اسلام بکشانی) چون چنین است کسانی را به وسیله‌ی قرآن پند و اندرز بده که از بیم دادن و تهدید کردن من می‌ترسند».
هم‌چنین به عنوان صفتی که حضرت عیسی÷ از آن پاک و دور می‌باشد به کار رفته است. آنجا که می‌فرماید:
‏«وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا‏» (مریم/ 32).
«و (مرا سفارش می‌فرماید) به نیکی و نیک رفتاری در حق مادرم، و مرا (نسبت به مردم) زورگو و بدرفتار نمی‌سازد...».
هم‌چنین به عنوان صفتی که حضرت یحیی÷ از آن پاک و دور می‌باشد به کار رفته است، آنجا که می‌فرماید:
‏«وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُنْ جَبَّارًا عَصِيًّا‏» (مریم/ 14).
«و او نسبت به پدر و مادرش نیک رفتار و نیکوکار بود و زورگو و سرکش نبود».
خداوند جبار کسی است که خواستش را بالاجبار اجرا می‌نماید و احکامش را با قدرت آشکار می‌نماید و هیچ‌کس از چنگ تقدیرش خارج نیست و هیچ‌کس را نسزد که در تقدیر و مشیت و احکام خداوندی نفوذی داشته باشد.
هر کس هر چند که همتش عالی باشد نمی‌تواند او را امان دهد. بدین خاطر است که عرفا فرموده‌اند: همت مردان، توان در هم شکستن دژ تقدیر را ندارند، در هر حالتی که باشند.
هم‌چنین معنی جبار از کلمه‌ی جبر به معنی اصلاح گرفته شده است. وقتی گفته می‌شود: جبرت الشیء؛ یعنی آن را اصلاح کردم، پس جبار کسی است که احوال مخلوقات را اصلاح می‌کند و او اسیر هیچ‌کس نیست و هر کس که دانست، خداند جبار تمامی نقائص را اصلاح می‌کند از هر فکر و نگرانی نجات می‌یابد. اگر نیازمند بودن را به پیشگاهش عرضه نمودی، یقین دان که به کرمش آن را برطرف می‌نماید و اگر صعوبت و سختی را به نزدش بردی، یقین دان که به فضل و منتش آن را آسان می‌سازد. خداوند می‌فرماید:
‏«وَمَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ» (نحل/ 53).
«آنچه از نعمت‌ها دارید همه از سوی خدا است (و باید تنها منعم را سپاس گفت و پرستید و گذشته از آن)، هنگامی که زیانی (همچون درد و بیماری و مصائب و بلایا) به شما رسید (برای زدودن ناراحتی‌ها و گشودن گره مشکلات تنها دست دعا به سوی خدا برمی‌دارید و) او را با ناله و زاری به فریاد می‌خوانید، (پس چرا در وقت عادی جز او را می‌پرستید و انبازها را به کمک می‌طلبید؟)».

از جمله دعاها این است که: ای خداوندی که اصلاح کننده‌ی هر نقصی می‌باشی!
بعضی‌ها گفته‌اند: جبار کسی است که وهم او را در نمی‌یابد و فهم بر شناختش مشرف نمی‌گردد و عده‌ای دیگر گفته‌اند: جبار کسی است که فهم به او ملحق نشده، روزگار او را نیافریده است و عده‌ای گفته‌اند: جبار کسی است که با علاجش اشیاء را اصلاح می‌کند و بدون نیاز دستور به اطاعت می‌دهد. و بعضی عرفا می‌فرمایند: ای خداوند جبار! در تعجبم کسی که تو را می‌شناسد، چگونه در مشکلاتش از غیر تو کمک و یاری می‌طلبد و کسی که تو را می‌شناسد چگونه به کسی غیر از تو امیدوار می‌شود و کسی که تو را می‌شناسد، چگونه به کسی غیر از تو، توجه می‌کند.

بهره‌ی بنده از اسم الجبار
اگر می‌خواهی که به نور اسم جبار مزین و آراسته گردی، پس به هدایت طه حبیب (ص) متمسک شو و خود را به خواری در برابر خداوند آراسته گردان و خود را به اخلاق پسندیده مزین کن تا خداوند تو را لباس هیبت بپوشاند و قلب‌ها را در برابر تو به احترام وادارد و مردم هنگام مشاهده‌ی و شنیدن صدایت خضوع نمایند و بر نفس خودت جبار باش و آن را از معصیت نگهبانی و محافظت نما و در ریزه‌کاری‌های امور، هوشیارانه برخورد کن و در هنگام وسوسه‌های قلبت آگاهانه برخورد کن تا به درجه‌ی استتباع برسی؛ یعنی کسانی به دنباله‌روی از تو بپردازند. و بدین طریق به مردم فایده برسانی و قلب‌ها مجذوب تو شده و مردم را به حق جمع گردانی و قلب‌ها را با ارشادت زنده گردانی و ایشان را به سوی خدا راهنمایی و دلالت کنی و بدیشان بیاموزی که خداوند جبار کسی است که اراده‌اش در تمامی جهان قابل اجرا است و او هر دشمن و ظالمی را در هم می‌کوبد بر بنده ضروری است که بنده و اسیر شهوات نگردد و این حالت میسر نمی‌شود مگر وقتی که نفسش قوی گشته و روحش به نور خداوندی منور گردد و همتش بزرگ، به گونه‌ای که به جز خداوند به نسبت دیگران جبار جلوه نماید؛ یعنی در دنیا و آخرتش جز به خدا به سوی چیز دیگری توجه ننماید، آن چنان که خداوند در توصیف رسولش می‌فرماید:
‏«مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى‏» (نجم/ 17).
«چشم (محمد در دیدن خود به چپ و راست) منحرف نشد و به خطا نرفت و سرکشی نکرد و (تنها به همان چیزی نگریست که می‌بایست ببیند و بنگرد)».
پس به نسبت شهواتت آنچه ظاهر و آنچه پوشیده است، جبار باش تا به اندازه‌ی استعداد و قابلیتت این اسم در تو تحقق یابد. بنده‌ی محبوب در پیشگاه خداوند کسی است که بر نفسش جبار باشد. با کفار و گناهکاران برخورد شدید نموده و با نفسش برخورد نرم ننماید. از میان عارفان، جبار کسی است که در ظاهر و باطن خود را می‌شکند و خدای جبار آن خودشکنی او را جبران و اصلاح نموده و قدر و منزلتش را بالا می‌برد و یادش را منتشر گردانیده و مذاقش را با حلال شیرین می‌نماید و کلامش را می‌آراید، پس هرکس که او را بنگرد به او متمایل گشته و حالش را اصلاح می‌نماید؛ زیرا حالت ظاهری او زیباست و مجذوب کننده‌ی قلب‌هاست و نهانی‌های باطنش به اسرار غیبی آب