زن و مرد مسلمان قضای روزه در هر ماه از ماه های سال ، حتی ماه شعبان هیچ اشکال و حرجی ندارد ؛ تا آنجا که از عایشه روایت شده است که می گفت : گاه قضای روزه بعضی از ایام ماه رمضان من تا ماه شعبان به تأخیر می افتاد ، و قبل از رمضان اقدام به قضای آن می نمودم . بنابر این ، باید این زن مسلمان مطمئن باشد که روزهایی را که در ماه شعبان روزه گرفته است ، پذیرفته شده و مقبول باشد . و خداوند اعمال پرهیزگاران را می پذیرد .

سؤال – من دختری هیجده ساله می باشم نخستین بار که به عادت ماهانه افتادم ، مقداری ترشُّح سفید رنگ از من خارج شد ، آن را تشخیص ندادم که چیست ؟ آیا نماز و روزه من صحیح بوده است ؟ 

جواب : چین ترشحاتی برای زن و دختر جوان ترشح های طبیعی محسوب می شوند ، و آنچه موجب افطار روزه و تحریم نماز می گردد ، همان خروج خون عادت ماهانه است که بسیار سرخ و تند می باشد . ولی اگر خون نباشد بلکه از آن قبیل ترشحاتی باشد که سؤال کننده بیان داشته است ، این خواهر مسلمان نباید هیچ گونه بیمی از آن داشته باشد و می تواند ، بلکه بر او واجب است ، نماز و روزه خود را به جای آورد و به سایر عبادات خود بپردازد ، و خداوند متعال از او خواهد پذیرفت . 

منبع :فتاوای معاصر جلد 1
مؤلف : دکتر یوسف قرضاوی 
مترجم : دکتر احمد نعمتی 
انتشارات : احسان
حکم سحری خوردن برای روزه داران

سوال – دربارۀ حکم سحری خوردن ، ما را بهره مند سازید ... آیا خوردن شرط صحّت روزه است یا خیر ؟

جواب : سحری خوردن شرط روزه گرفتن نیست ، بلکه یک سنّت است . پیامبر (ص) آن را انجام می داده اند ، و بدان دستور داده اند و فرموده اند :
(( تسحروا فان فی السحور برکه )) 
(( برای خوردن سحری بر خیزید که در سحری خوردن برکت است . ))

بنابر این ، سحری خوردن و همچنین تأخیر انداختن آن تا نزدیک طلوع فجر سنّت است زیرا موجب تقویت مسلمان روزه دار ، و تخفیف مشقّت روزه داری می گردد ، و مدّت زمان گرسنگی و تشنگی را کاهش خواهد داد ، و از آنجا که تسهیل و آسانگیری مورد توجّه دین اسلام می باشد لذا ، اسلام عبادات را بر مردم آسان گرفته و مردم را به سوی آسان سازی آن ترغیب و تشویق کرده است . از جمله همین آسانگیری های اسلام ، زودتر افطار کردن و دیرتر سحری خورد است . پس برای مسلمان روزه دار مستحبّ است که هنگام سحر بپا خیزد ، اندکی غذا به عنوان سحری ، هر چند یک خرما باشد ، بخورد یا یک جرعه آب بنوشد ، بخاطر اینکه به سنّت پیامبر خدا (ص) عمل نموده باشد . در سحری خوردن فایدۀ معنوی دیگری نیز هست که همان بیداری ، قبل از طلوع فجر است . در آن ساعت سحر ، خداوند رحمت خود را بر بندگانش متجلّی می نماید ؛ دعاها را اجابت می کند ، و استغفار کنندگان را مورد مغفرت قرار می دهد ، و اعمال صالح را می پذیرد . تفاوت بسیار است میان کسانی که وقت سحر را به ذکر گفتن و تلاوت قرآن سپری می کنند ، با کسانی که این ساعات را در خواب و بی خبری به سر می برند .

منبع :فتاوای معاصر جلد 1
مؤلف : دکتر یوسف قرضاوی 
مترجم : دکتر احمد نعمتی 
انتشارات : احسان 
كتابخانه غير فارسى
http://www.islamtape.com/programs.php?cat=11

توجه:
جهت انتقال به بخش كتابخانه غیر فارسى  مي‌توانيد به سايت نوار اسلام  مراجعه كنيد 
و يا برروي لينك فوق هنگامي كه به اينترنت وصل هستيد كليك نماييد. حكم نگاه به نامحرم به طور ناخواسته در حالت روزه
شماره فتوى 2407 
سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت

پرسش:
ميخواستم بدونم اگر در ماه مبارك رمضان به نا محرم نگاه بكنه (به صورت ناخواسته در محل كار) آيا روزه اش باطل ميشه؟ 

پاسخ:
الحمدلله،
نگاه كردن شهوت انگيز به زنان نامحرم هر چند حرام است ولى روزه را باطل نميكند، چه عمدا نگاه كند و چه سهوا، ولى اگر منى از آلتش خارج شود روزه اش باطل ميشود.
حكم روزه مريض دائم
شماره فتوى 935
سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت

پرسش:
جواني بيست ساله هستم که به دليل زخم معده دوسال پياپي نتوانستم روزه بگيرم، دانشجو هستم با درآمدي ماهانه پنجاه هزار تومان بدون متکي به خانواده، تکليف من چيست؟

پاسخ:
الحمدلله،
شيخ بن جبرين در مورد اشخاص بيمارى كه نميتوانند روزه بگيرند اين چنين پاسخ داده است:
" هر زمانيكه روزه گرفتن بر شما سخت باشد و موجب افزايش بيماري شود، و پزشكي متخصص و مسلمان كه تشخيصش درست باشد به شما بگويد كه روزه برايتان ضرر داشته و دردتان را افزايش مي دهد و جان شما را به خطر مي اندازد؛ در اين صورت مي توانيد روزه نگيريد و در مقابل هر روز به يك مسكين خوراك بدهيد و قضاي روزه ها بر شما لازم نيست، چون قضاي روزه برايتان ممكن نيست زيرا بعلت مريضي نمي توانيد روزه بگيريد اما برفرض بر طرف شدن بيماري و بازگشت سلامتي، در آن صورت سال آينده را بايد روزه بگيريد و قضاي سالهاي گذشته كه افطار كرده ايد و كفاره ي آنها را پرداخت كرده ايد بر شما لازم نيست." (شيخ ابن جبرين- فتاواي روزه – صفحه 19)

و انجمن دايمي مباحث علمي وافتا به رقم (10/160) در مورد روزه اشخاص بيمار اينچنين پاسخ داده اند:
" افراد ناتوان و ضعيفي كه قادر به روز گرفتن نيستند از قبيل پيرمرد و پيرزن، مي توانند روزه را بخورند و در ازاي هر روز نيم صاع گندم يا خرما يا برنج و يا هر خوراكي كه مصرف مي كنند، به مسكيني بدهند. همچنين افراد بيماري كه اميد بهبودي آنها وجود ندارد مي تونند از اين رخصت استفاده نمايند. بدليل اين كه خداوند متعال مي فرمايد: " لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ..." ﴿البقرة: 286﴾ ، يعنى: «خداوند هيچ كس را خارج از وسع و توانش مكلف نمي كند.»، و ميفرمايد: " ... وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ..." ﴿الحج: 78﴾، يعنى: «الله در دين بر شما سختي قرار نداده است.»، و ميفرمايد: " ... وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ ..." ﴿البقرة: 184﴾، يعنى: «و بركساني كه توانايي روزه گرفتن را ندارند فديه واجب است (و فديه اينست كه در مقابل هر روز) به يك مسكين خوراك بدهند» و ابن عباس رضي الله عنه مي گويد: "آيه ي مذكور رخصتي است براي سالمندان كه قادر به روز گرفتن نيستند : اينها اجازه دارند روزه را بخورند و در مقابل هر روز به يك مسكين خوراك بدهند" (روايت بخارى : 4505)، بنابراين بيماري كه نمي تواند روزه بگيرد يا روزه گرفتن بر او دشوار است و اميد سلامتي هم ندارد، حكمش، حكم سالمندي است كه از روزه گرفتن عاجز است (انجمن دايمي مباحث علمي وافتا 10/160).

شيخ بن عثيمين در مورد مريض روزه دار در فتاواى روزه (صفحه 111) اينچنين بيان كردند:
"بايد بدانيم كه مريض به دو دسته تقسيم ميشود: 
قسم اول: مريضى كه اميد درمانش وجود دارد، مانند مرضهاى موقتى كه زود رفع ميشوند، پس اين حكمش همان است كه خداوند فرمودند: " فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ " (البقره : 184)، يعنى: «پس‌ هر كس‌ از شما بيمار يا در سفر باشد پس‌ لازم‌ است (بر وي‌ روزه‌ گرفتن)‌ شمار آن‌ از روزهاي‌ ديگر»، پس فقط بايد صبر كند تا شفا يابد و سپس روزه (قضاء) را بگيرد، و اگر اين مرض كمى به طول انجاميد و قبل از درمان بميرد هيچ چيزى بر او نيست، زيرا خداوند قضاء را بر او در روزهاى ديگرى واجب كرده ولى او قبل از ادراك آن روزها درگذشت، و اين مانند كسى است كه در ماه شعبان قبل از رمضان بميرد، كه (طبيعتا) قضايى ندارد.
قسم دوم: مرض مزمن باشد مانند سرطان – و العياذ بالله – و مرض كليه و مرض شكرى و شبيه آن امراض مزمن كه اميد به درمانش نيست، پس اين اشخاص در رمضان افطار ميكنند و به ازاى هر روز يك مسكين را غذا ميدهد، مانند پيرمرد و پيرزنى كه طاقت روزه را ندارند و روزه را نميگيرند و به ازاى هر روز يك مسكين غذا ميدهند، و دليلش از قرآن هست كه خداوند متعال ميفرمايد: " وَعَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ " (البقره : 184)، يعنى: «و بر كساني‌ كه‌ روزه‌ طاقت ‌فرساست (يعني: بر كساني‌كه‌ روزه‌ را به‌ دشواري‌ تحمل‌ مي‌كنند و تاب‌ و تحمل‌ آن‌ راندارند، چون‌ پيرمردان‌ كهنسال‌، زنان‌ باردار و بيماران‌ مزمن، پس‌ بر اينان) فديه ‌اي‌ است‌ كه‌ عبارت‌ از خوراك‌دادن‌ به‌ يك‌ بينواست‌».
دوما طريقه غذا دادن او مخير هست كه به هر مسكين نيم صاع بدهد مانند برنج و شبيه أن (يعنى تقريبا يك و نيم كيلو گرم)، و يا غذايى را درست ميكند و مساكين را دعوت ميكند." (شيخ ابن عثيمين در فتاواى صيام صفحه 111) 
و همچنين شيخ بن عثيمين رحمه الله در مورد مريض مزمنى كه نه ميتواند روزه بگيرد و نه ميتواند فديه بدهد گفت: "اگر (مريض مزمن روزه دار) نتوانست (بعلت فقر) غذا بدهد (فديه) ساقط ميشود، و همه واجبات اگر انسان قادر به انجام آن نباشد ساقط ميشود، و اگر بجاى آن بديلى باشد آنرا انجام ميدهد، ولى اگر بديلى نداشته باشد ساقط ميشود، و صحيحش آنست كه (فديه) ساقط ميشود بر اساس قاعده (فقهى) كه ميگويد: "لا واجب مع العجز" يعنى "با ناتوانى واجبى نيست"، زيرا پيامبر صلى الله عليه و سلم به مردى كه در رمضان جماع (نزديكى) كرده بود فرمود: "خوانواده ات را بخوران" (روايت بخارى 1936) و به او نگفت كه: "هر وقت توانستى كفاره اش را بده".
و از شيخ بن باز رحمه الله در مورد پيرزن بزرگسالى كه نميتواند روزه بگيرد سؤال شد، در جواب فرمود:
" بر او است كه به ازاى هر روز كه روزه را ميشكند نيم صاع فديه بدهد از غذاى معمول آن شهر مانند خرما، برنج، و غيره، كه هر نيم صاع برابر است با يك و نيم كيلو گرم، همانطور كه گروهى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و سلم مانند ابن عباس چنين فتوايى را داده اند، و اگر فقير بود و نميتواند غذا بدهد هيچ چيزى بر او نيست، و اين كفاره ميتوان آنرا فقط به يك فقير پرداخت و يا بيشتر، و چه در اول ماه و چه و سط و چه آخر ماه باشد." (مجموع فتاوى ابن باز (15/203) .
و امام نووى در مورد كسى كه نه ميتواند روزه بگيرد و نه قادر به پرداخت فديه هست گفت: "وينبغي أن يكون الأصح هنا أنها تسقط ولا يلزمه إذا أيسر كالفطرة، لأنه عاجز حال التكليف بالفدية"، يعنى: "و بايد قول صحيحتر اينجا اين باشد كه كفاره ساقط ميشود و اگر در آينده توانگر شود بر او واجب نيست مانند (زكات) فطر (كه اگر كسى تنگدست هست از او ساقط ميشود و در آينده لازم به پرداخت آن نيست)، زيرا او وقت تلكيف از پرداخت فديه ناتوان است".
و و ابن قدامة در "المغني" در مورد كسى كه نه ميتواند روزه بگيرد و نه قادر به پرداخت فديه هست گفت: " فإن كان عاجزاً عن الإطعام أيضاً فلا شيء عليه، ولا يكلف الله نفساً إلا وسعها"، يعنى: " و اگر از غذا دادن نيز عاجز و ناتوان بود هيچ چيزى بر او نيست، و خداوند هيچ‌كس‌ را جز به‌ اندازه‌ توانايي‌اش‌ مكلف‌ نمي‌سازد".
و ناگفته نماند كه قول برتر و راجح اهل علم انست كه پرداخت پول بجاى غذا دادن جايز نيست زيرا خداوند در قرآن غذا دادن را بيان فرموده و نه قيمت معادل آنرا، و ميفرمايد: " وعلى الذين يطيقونه فدية طعام مسكين " (البقرة:184)، يعنى: «و بر كساني‌ كه‌ روزه‌ طاقت ‌فرساست (يعني: بر كساني‌كه‌ روزه‌ را به‌ دشواري‌ تحمل‌ مي‌كنند و تاب‌ و تحمل‌ آن‌ راندارند، چون‌ پيرمردان‌ كهنسال‌، زنان‌ باردار و بيماران‌ مزمن، پس‌ بر اينان) فديه ‌اي‌ است‌ كه‌ عبارت‌ از خوراك‌دادن‌ به‌ يك‌ بينواست‌».
بنابراين بطور خلاصه از آنچه كه بيان شد در مورد شما ميتوان گفت:
اگر بعلت زخم معده نميتوانيد روزه بگيريد و روزه گرفتن به شما ضرر ميرساند، ميتوانيد روزه را نگيريد، در اينصورت اگر اميد بهبود در آينده وجود دارد پس بايد صبر کنيد و قضاى آن روزها را پس از بهبودى بگيريد، ولى اگر اميد بهبود نيست پس بايد به ازاى هر روز روزه نگرفتن يك مسكين را به اندازه نيم صاع برنج و يا خرما و يا غذاى معمول غذا بدهيد، كه نيم صاع برابر است با تقريبا 1.5 كيلو گرم براى هر مسكين، ولى اگر در بيمارى شما اميد بهبود نيست و در عين حال تنگدست و ناتوان هستيد و قادر به پرداخت اين فديه نيستيد ديگر چيزى بر گردن شما نميماند و هم روزه و هم فديه از شما ساقط ميشود، حتى اگر در آينده پولدار شويد، ولى اگر احتمالا در آينده توانگر و پولدار شديد، براى خروج از خلاف بهتر است كه فديه هاى سالهاى قبل را پرداخت كنيد، ولى فقط از باب احتياط.
در ضمن اگر اميد بهبود نداشتيد و روزه نگرفتيد و فديه داديد، در اينصورت اگر فرضا در آينده بهبود يافتيد ديگر چيزى بر گردن شما نيست، زيرا قبلا فديه را بجاى روزه داده ايد و فقط روزه هاى سال بعد را روزه ميگيريد.
حكم كسى كه روزه ميگيرد ولى نماز 