 به مروان خمس آفريقا را داد اين دروغ است و از عثمان ثابت نشده كه چنين كرده باشد.</a><a class="text" href="w:text:44.txt">- چهارم: سوختن نسخه‌هاي قرآن و تعيين يك نسخه از قرآن براي همه مردم.</a><a class="text" href="w:text:45.txt">اعتراض پنجم: مي‌گويند ابن مسعود را چنان زد كه روده‌هايش پاره شد، و عمار بن ياسر را زد و پهلوهايش را شكست. </a><a class="text" href="w:text:46.txt">- ششم: گسترش دادن مرتع قرق شده.</a><a class="text" href="w:text:47.txt">اعتراض هفتم: نماز را در سفر كامل خوانده است</a><a class="text" href="w:text:48.txt">اعتراض هشتم و نهم و دهم: در جنگ بدر حاضر نشد، روز أُحد فرار كرد، و در بيعت الرضوان حضور نداشت.</a><a class="text" href="w:text:49.txt">اعتراض يازدهم: مي‌گويند كه عثمان عبيدالله بن عمر را به خاطر كشتن هرمزان قصاص نكرد</a><a class="text" href="w:text:50.txt">اعتراض دوازدهم: عثمان اذان دوّم روز جمعه را اضافه كرد:</a><a class="text" href="w:text:51.txt">اعتراض سيزدهم: پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- حَكَم را تبعيد كرده بود عثمان او را باز گرداند.</a></body></html>به نام الله رحمن و رحيم

پيشگفتار ناشر

خدايا! تو را سپاس بيکران و حمد و ثناي لامتناهي باد. تويي که پاک و بي نياز از هر حمد و ثناء و ستايش هستي. 
خدايا! بر پيام آور آخرين و راستينت که حق و حقيقت را همچون خورشيد درخشان تاباند, سلام و درود و رحمت بفرست. 
خدايا! بر شاگردان صادق و افتخار آفرينان مکتب رسالتش و بر خويشان مؤمنش درود و سلام و رحمت فرست. 
خدايا! از همه مؤمنان خالص و مخلص که تا روز رستاخيز از راه و روش و درک و منش آنان پيروي مي کنند و مصداق ﴿وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ﴾ هستند و خواهند بود راضي باش و ما را نيز جزو اين رهروان مؤمن و شيفتگان حقيقت بگردان.

خواننده ي عزيز و گرامي! اي کسي که در تلاش حقيقت و در راه رسيدن به اسلام خالص و دين بي آلايش الله متعال و پيروي از سنتهاي رسول مکرم اسلام صلي الله عليه وآله وسلم و آل اطهار و صحابه ي اخيارش همواره کنجکاو و پر تلاش و خستگي ناپذيريد! بياييد يکبار ديگر با خداي خودمان عهد و پيمان ببنديم که جز رضا و خوشنودي ذات متعال او مقصود و هدفي در زندگي نداشته باشيم و جز حقايق دين, و اسلام خالص و توحيد بي آلايش از چيز ديگري پيروي نکنيم!

بياييد با خداي خودمان تجديد پيمان که همه ي سخنان را بشنويم و آنگاه بهترين آنرا پيروي نماييم! وهر دروغ و خرافاتي را هر چند که به لباس دين و نقاب انتساب به بزرگان و پيشوايان ديني مزين باشد بدون تحقيق و دليل و برهان قابل قبول نپذيريم, تا در پيشگاه بزرگ و مقتدر شرمسار و سرافکنده و خوار و زبون نباشيم.

خواننده ي عزيز و گرامي! شما نيز مانند ساير انسانهاي عاقل و هوشمندي که به منافع و مصالح خودشان مي انديشند و همواره در تلاشند که مبادا کاري کنند که نتيجه اش پشيماني باشد يا ضرري به آنان برسد شما نيز حتما از همين انسانهاي عاقل و زيرک و هوشياريد و طبعا دوست نداريد که خداي ناکرده در امتحان بزرگ الهي مردود شويد, لذا حتما سعي و کوشش و تلاش خواهيد کرد که در امر دين و عقيده که سرنوشت آينده و ابدي هر کس به آن بستگي دارد مقلد و پيرو ديگران نباشيد, اين يک امر مسلم است و همه ي علماء و دانشمندان اسلامي اعم از شيعه وسني نه تنها اين را باور دارند بلکه همواره بر آن تأکيد مي کنند و در گفته ها و نوشته هايشان تصريح مي کنند که در مسائل عقيده نبايد از ديگران تقليد کرد, بنابراين عاقلانه نيست که کسي در مسائل اعتقادي مقلد ديگران باشد (اگر چه در مسائل جزئي تقليد براي عامي جائز مي باشد) و در مسائل اصولي و عقيدتي بدون اينکه دليل و برهاني بپرسد فقط ببيند که ديگران چه مي کنند او نيز همان کار را بکند, ديگران چه مي گويند او هم همان حرفهاي آنان را تکرار کند!! اين کار خلاف عقل و دين و دانش است.

 پس هر مسلمان مکلف بايد بداند که به آنچه ايمان دارد, چرا ايمان دارد؟ براي اين ايمان و باورش چه دلائل علمي و منطقي دارد؟! آيا شما نيز گاهي از خود پرسيده ايد که مثلا براي توحيد و يکتاپرستي چه دلائلي داريد؟! يا عکس آن بعضي ها براي قبر پرستي (نه زيارت قبرستان که سنت است) و مرده پرستي چه دلائلي دارند؟! و براي لعن و نفرين صحابه و خاندان پيامبر ودل آزاري آن حضرت صلي الله عليه وآله وسلم چه دلائلي دارند؟! براي شرک پروري و بدعت گزاري و اختلاف اندازي و تفرقه افکني در بين مسلمانان بدين وسيله چه دلائلي دارند؟! براي ساخت و تزيين آن همه قبر و بارگاه چه دلائلي دارند؟! براي غبار روبي مرقد امام رضا عليه السلام اشک عبوديت بر آن ريختن و پيشاني ذلت و بندگي بر آن ساييدن چه دلائلي دارند؟! براي زنجير به گردن بستن و قفل آويزان کردن و زنجير و قمه زدن, و نذر و نياز مشرکانه انجام دادن چه دلايلي دارند؟! براي يک شخصيت موهوم و ساختگي و تخيلي غير موجود آن همه کرنش کردن و آن را صاحب الزمان لقب دادن و تمام اختيارات جهان هستي را به او سپردن و نعوذبالله خداي قادر و مقتدر و رب کائنات را بي اختيار کردن چه دلائلي دارند؟! أئمه ي بزرگوار دين و خدمتگزاران شرع متين و بندگان مخلص الله متعال را همه کاره ي اين جهان و آن جهان دانستن چه دلايلي دارند؟! 

(إياب الخلق إليکم وحسابهم عليکم و فصل الخطاب عندکم)

ترجمه: اي امامان! بازگشت مخلوقات بسوي شماست!! و حساب آنان بر شماست!! و حرف آخر حرف شماست!! (مفاتيح الجنان دعاي جامعه کبيره)

در حالي که خداوند در آخر سوره ي غاشيه مي فرمايد: ﴿إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ﴾. ترجمه: بازگشت مخلوقات بسوي ماست و حساب آنها هم بر ماست!

براي اين کلمات و اعتقادات مشرکانه چه دلائلي دارند؟! براي اينکه علي عليه السلام و رضي الله عنه را (قسيم الجنة والنار) «تقسيم کننده ي بهشت و دوزخ». معرفي مي کنند در حالي که اين عقيده با قرآن تناقض و تضاد دارد چه دلائلي دارند؟!

وخلاصه تمام اختيارات اين جهان هستي را به بندگان خدا سپردن کجايش با عقيده آن بزرگواران سازگاري دارد و کجايش دين و اسلام و توحيد است, جالب اين است که اسم اين خرافات و شرکيات و خزعبلات اسلام ناب محمدي است به به!!

بگذريم: خواننده ي عزيز و گرامي! پس بايد به دنبال دليل بود, و هر دروغ و خرافه اي را به اسم دين نبايد پذيرفت.

کتابي که اينک در دست داريد «نگرشي نو به تاريخ صدر اسلام» ترشح قلم انديشمند و مناظر چيره دست کويتي دکتر عثمان الخميس است که طي سالهاي اخير بويژه در مناظرات علني که در رمضان چهار سال پيش از کانال ماهواره اي «المستقلة» از لندن پخش شد شهرت جهاني يافت, کساني که مستقيماً اين مناظرات را دنبال نکرده اند شايد سي دي (CD) آن را ديده باشند چون همه جا در دسترس است و در بسياري از سايتهاي انترنتي نيز گذاشته شده است, در آن مناظرات چهره اي که بسيار جالب درخشيد و با متانت و وقار و قوت استدلال علاوه از اهل سنت جهان تشيع را نيز به حيرت و تعجب واداشت و در بسياري موارد مناظران شيعه مجبور بودند تن در دهند, استاد توانمند و مناظر بي حريف دکتر ع