 گفته شد (حسن بصري در آن دوران زندگي كرده بود چون كه او از بزرگان تابعين بود) آيا در ميان كساني كه عثمان را كشتند كسي از مهاجران و انصار بود؟ گفت: افراد بي‌تربيت و فاسدي از اهل مصر بودند[5]. ولي سران قاتلان عثمان معروف و شناخته شده هستند و آنها كنانه بن بشر، رومان اليماني، و فردي به نام جبله و سودان بن حمران و مردي كه از بني سدوس كه به الموت الاسود (مرگ سياه) ملقب بود و مالك بن اشتر النخعي بودند. 

اينها سران فتنه و شورشي بود كه عليه عثمان -رضی الله عنه- انجام گرفت. عمره بنت ارطأه مي‌گويد: در سالي كه عثمان كشته شد همراه با عايشه به مكه رفتم، از مدينه گذشتيم و قرآني را ديديم كه در دامان عثمان بود و عثمان كشته شد و اولين قطره خون او روي اين آيه ريخته شده بود: ﴿فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾. (البقرة: 137). «اگر آنها نيز به مانند آنچه شما ايمان آورده‏ايد ايمان بياورند، هدايت يافته‏اند; و اگر سرپيچى كنند، از حق جدا شده‏اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع مى‏كند; و او شنونده و داناست».

عمره مي‌گويد: پس هيچ كسي از آنها درست و به خوبي نمرد[6]. و محمد بن سيرين مي‌گويد: كعبه را طواف مي‌كردم ناگهان مردي را ديدم كه مي‌گفت: بار خدايا مرا ببخش و گمان نمي‌كنم كه مرا ببخشي. ابن سيرين مي‌گويد: از او تعجب كردم و گفتم: اي بندة خدا از هيچ كسي نشنيده‌ام كه سخني مانند سخن تو بگويد. مرد گفت: من با خدا عهد بسته بودم اگر به عثمان دسترسي پيدا كنم او را يك سيلي بزنم، و وقتي او كشته شد و در خانه روي تابوت گذاشته شد، مردم مي‌آمدند و بر او نماز مي‌خواندند و او در خانه‌اش بود، من به بهانة اينكه مي‌خواهم بر او نماز بخوانم وارد شدم، و وقتي ديدم كه كسي در خانه نيست پارچه را از چهره‌اش دور كردم و او را كه مرده بود يك سيلي زدم آنگاه دستم خشك شد. ابن سيرين مي‌گويد: دست او را ديدم كه چون چوبي خشك شده بود[7].

چگونه عثمان -رضی الله عنه- كشته شد و هيچ كس از اصحاب از او دفاع نكرد؟ 

علت اول اين بود كه عثمان خودش قاطعانه از آنها خواسته بود كه براي دفاع از او با كسي نجنگند بنابراين به آنها دستور داد تا شمشيرهايشان را غلاف كنند و آنان را از جنگيدن بازداشت، و تسليم تقدير و فيصله الهي شد.

و اين نشانگر دو چيز است:

اول شجاعت عثمان، و دوّم مهرباني او با امت محمد -صلى الله عليه وآله وسلم-، چون عثمان مي‌فهميد كه شورشيان باديه‌نشين‌هايي خشن و فاسد هستند، بنابراين چنين به نظرش رسيد كه اگر اصحاب با اينها بجنگند فسادي پيش مي‌آيد كه از فساد كشته شدن يك نفر بزرگتر است، و شايد سبب شود تا تعداد زيادي از اصحاب كشته شوند، و ممكن است شورشيان به ناموس مردم تجاوز كنند و اموال آنها را غارت كنند، بنابراين مصلحت را در آن ديد كه خودش كشته شود و كسي از اصحاب پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- كشته نشود و حرمت مدينه پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- هتك نگردد. 

علت دوم: تعدا اصحاب خيلي كمتر از تعداد شورشيان بود، زيرا اصحاب پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- در چهار جا بودند: 

جاي اول: مكه چون كه موسم حج بود و افراد زيادي براي اداي مناسك حج رفته بودند و حضور نداشتند، و عثمان عبدالله بن عباس را در حج امير قرار داده بود. 

جاي دوم: بيرون از مكه، بعضي از اصحاب در شهرها اقامت گزيده بودند و در كوفه و بصره و مصر و شام و ديگر شهرها زندگي مي‌كردند. 

جاي سوم: جهاد، و بعضي از اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در جهاد به سر مي‌بردند. 

جاي چهارم: و كساني از اصحاب كه در مدينه بودند تعدادشان با تعداد شورشيان برابر نبود. 

علت سوّم: اصحاب فرزندانشان را فرستادند تا از عثمان دفاع كنند و فكر نمي‌كردند كه قضيه به كشتن خليفه مي‌انجامد بلكه آنها فكر مي‌كردند فقط محاصره مي‌كنند و اظهار مخالفت مي‌كنند و سپس بعد از آن بر مي‌گردند، اما اينكه آنها جرأت مي‌كنند و عثمان -رضی الله عنه- را به قتل مي‌رساند، بعضي از اصحاب فكر مي‌كردند كه كار به اينجا نمي‌رسد. و راجح‌ترين قول، قول اول است يعني دليل دفاع نكردن اصحاب از عثمان اين بود كه عثمان -رضی الله عنه- آنها را از جنگيدن و شمشير كشيدن منع كرد. 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- البدایة والنهایة 7/184.

[2]- مصنف ابن ابی شیبة با سند صحیح 15/24 حديث 19508.

[3]- منبع سابق با سند صحيح 15/205 حديث 19509.

[4]- أحمد در کتاب فضائل الصحابة به سند صحیح 1/473 حديث 767.

[5]- تاريخ خليفة ص 176 با اسناد صحيح.

[6]- فضائل الصحابة 1/501 حديث 817 و اسناد آن صحیح است و همچنین نگا: 765/766.

[7]- البدایة والنهایة 7/200 و راویان آن ثقه هستند به جز عیسی بن المنهال که ابن حبان او را ثقه قرار داده و ابن ابی حاتم او را در الجرح والتعدیل 6/288 در مورد او سکوت کرده است و بخاری نیز در التاریخ الکبیر 6/399 او را نام برده و در مورد او سکوت کرده است.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:54.txt">خلافت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب -رضی الله عنه- از سال (35) تا (40 هـ)</a><a class="text" href="w:text:55.txt">جنگ جمل سال 36هـ</a><a class="text" href="w:text:56.txt">چرا علي -رضي الله عنه- قاتلان عثمان -رضي الله عنه- را نكشت؟</a><a class="text" href="w:text:57.txt">معركه صفّين سال سي و هفت</a><a class="text" href="w:text:58.txt">آيا معاويه به خاطر خلافت با علي درگير بود</a><a class="text" href="w:text:59.txt">چه كساني از اصحاب در اين جنگ‌ها شركت كردند؟</a><a class="text" href="w:text:60.txt">داستان تحكيم</a><a class="text" href="w:text:61.txt">جنگ نهروان سال 38 ه‍</a><a class="text" href="w:text:62.txt">كشته شدن امير المؤمنين علي بن ابي طالب -رضی الله عنه- (سال 40هـ)</a><a class="text" href="w:text:63.txt">علت اختلاف ميان اصحاب -رضي الله عنهم</a><a class="text" href="w:text:64.txt">ديدگاه اصحاب در برابر اين جنگ‌ها</a><a class="text" href="w:text:65.txt">ديدگاه اهل سنت دربارة عبدالرحمن بن ملجم و قاتلان عثمان و قاتلان الزبير و قاتلان حسين و امثالشان</a><a class="text" href="w:text:66.txt">در اختلاف اصحاب حق كجاست؟</a></body></html>خلافت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب -رضی الله عنه-
از سال (35) تا (40 هـ)
او علي بن ابي طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، پسر عموي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- و شوهر سيدة زنان عالم فاطمه دختر پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- است و او پدر الحسن و الحسين -رضی الله عنهما- است. 

مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است[1].

كنيه‌اش ابو الحسن است و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- او را ابو تراب خواند و اين را كنيه او گرداند، او در كودكي در هشت سالگي مسلمان شد[2].

محمد بن الحنفيه (محمد بن علي بن ابي طالب -رضی الله عنهما-) مي‌گويد: علي به خانه عثمان آمد و او كشته شده بود، بعد از آن كه عثمان كشته شد علي به خانه‌اش آمد و در را به رويش بست، مردم بايد خليفه‌اي داشته باشند، و هيچ كس را كه از تو به خلافت سزاوارتر باش