 بن خیاط 234.
[2]- فضائل الصحابة 2/782 حديث 1391 حدیث معروفی است ولی همه طرقی که آن را از ام سلمه روایت کرده‌اند ضعیف هستند.
[3]- فضائل الصحابة 2/766 حديث 1373 و سند آن حسن است.
[4]- المعجم الکبیر 3/112 حديث 2831 و سند آن صحیح است.
[5]- فضائل الصحابة 2/778 حديث 1380 و سند آن صحیح است.
[6]- بخاري كتاب التعبير، باب من رأى النبي في المنام حديث 6994، و مسلم كتاب الرؤيا حديث 2266.
[7]- لشکر مختار که انتقام حسین را گرفت خود را لشکر توابین نامید و به کوتاهی خود که در حق حسین کرده بودند اعتراف کردند، و این آغاز ظهور شیعه به عنوان مذهبی سیاسی بود، اما ظهور شیعه به عنوان مذهبی اعتقادی و فقهی خیلی بعدها انجام یافت و بعد از منقرض شدن دولت بنی امیه، شیعه به عنوان مذهبی اعتقادی فقهی درست شد.
[8]- ترمذی كتاب المناقب، باب مناقب الحسن والحسين حديث 3780 و سند آن صحیح است.حكم خروج حسين –رضي الله عنه-؟
خروج حسين -رضی الله عنه- هيچ منفعت ديني و دنيوي نداشت، به خاطر اين بزرگان اصحاب در آن وقت او را از رفتن به كوفه نهي كردند، و اين رفتن سبب شد تا آن ستمگران و سركشان به نوه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- حمله كنند و او را مظلومانه به شهادت رساندند، و اگر او در شهر خودش مي‌نشست و بيرون نمي‌رفت چنان فسادي رخ نمي‌داد و او كشته نمي‌شد. اما آنچه خداوند مقدّر كرده باشد رخ مي‌دهد گرچه مردم نخواهند. و كشته شدن حسين، از كشته شدن پيامبران چيز بزرگتر و بالاتري نيست، سر يحيي بن زكريا صلوات الله و سلام عليه به عنوان مهريه و پيشكش زن زناكاري تقديم شد، و زكريا را كشتند، و خواستند موسي را به قتل برسانند، و خواستند عيسي را بكشند و پيامبراني ديگر كشته شده‌اند، و همچنين عمر و عثمان و علي كشته شده‌اند و اينها همه از حسين -رضی الله عنه- افضل و برتر بوده‌اند، بنابراين جايز نيست كه انسان وقتي كشته شدن حسين را يادآوري مي‌كند به سر و صورت خود بزند و گريبانش را پاره كند، بلكه از همه اين چيزها نهي شده است و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مي‌فرمايد: «هر كس به صورت بزند و گريبانش را پاره كند از ما نيست»[1].

و ايشان -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: «من از زني كه فرياد مي‌زند و آن كه مويش را مي‌تراشد و آن كه گريبانش را چاك مي‌كند بيزار هستم»[2].

و فرمود: «نوحه‌خوان اگر توبه نكند روز قيامت در حالي حشر مي‌شود كه جامعه و شلواري از قير بر تن خواهد داشت»[3].

بنابراين هر گاه چنين مصيبت‌هايي پيش مي‌آيد مسلمان همان چيزي را بگويد كه خداوند متعال فرموده: ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾. (البقرة: 156). «آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: ما از آن خدائيم; و به سوى او بازمى‏گرديم!».
--------------------------------------------------------------------------------

[1]- بخاری کتاب الجنائز – باب لیس منا من شق الجیوب حديث 1294.

[2]- مسلم کتاب الایمان حديث 167.

[3]- مسلم كتاب الجنائز حديث 934.
موضع مردم دربارة قتل حسين -رضي الله عنه-
مردم درباره قتل حسين سه گروه هستند:

گروه اول: نظرشان اين است كه حسين عليه امام شورش كرد و مي‌خواست مسلمين را متفرق كند، بنابراين حق او بوده كه كشته شود، و مي‌گويند پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- فرموده است: «وقتي شما همه بر يك نفر اتفاق كرده بوديد و كسى پيش شما آمد و خواست جماعت شما را متفرق كند او را بكشيد هر كس كه باشد»[1]. و حسين مي‌خواست جماعت مسلمين را متفرق كند و پيامبر فرموده چنين كسي هر كس كه بود او را بكشيد، بنابراين كشتن او كار درستي بوده است، اين قول و ديدگاه ناصبي‌ها است، آنهايي كه نسبت به حسين بن علي -رضی الله عنه- و عن ابيه دشمني مي‌ورزند. 

گروه دوم: مي‌گويند حسين امام بود و اطاعت از او واجب بود بنابراين بايد زمام امور به او سپرده شد. 

گروه سوم: اين گروه اهل سنت و جماعت هستند اينها معتقدند كه حسين مظلومانه به شهادت رسيده است، و او حاكم و امام نبود، و او شورشي نبود، بلكه او مظلومانه به شهادت رسيد چنان كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: حسن و حسين سرداران جوانان بهشت هستند[2]. زيرا حسين مي‌خواست برگردد يا به شام پيش يزيد برود اما آنها به او اجازه ندادند و گفتند بايد او را اسير كنند و پيش ابن زياد ببرند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- مسلم كتاب الإمارة حديث 1852.
[2]- ترمذی، كتاب المناقب، باب مناقب الحسن والحسين حديث 3768.يزيد و قتل حسين -رضي الله عنه-
يزيد دستي در كشتن حسين نداشت، نمي‌خواهم از يزيد دفاع كنم و بلكه حقيقت را مي‌گويم و از آن دفاع مي‌كنم. يزيد عبيدالله بن زياد را فرستاد تا نگذارد كه حسين به كوفه برسد و او را به كشتن حسين دستور نداد، بلكه خود حسين نسبت به يزيد گمان نيك داشت و گفت: مرا بگذاريد كه پيش يزيد مي‌روم و دستم را در دست او مي‌گذارم. 

شيخ الاسلام ابن تيميه مي‌گويد: به اتفاق اهل نقل يزيد به كشتن حسين دستور نداد و بلكه به ابن زياد نوشت كه به حسين اجازه ندهد كه بر عراق فرمانروايي كند، و وقتي يزيد از كشته شدن حسين خبر شد از اين چيز دردمند و ناراحت شد و در خانه‌اش گريه كرد و زنان آنها را اسير نكرد بلكه اهل بيت حسين را گرامي داشت و آنها را به شهرشان باز گرداند، اما رواياتي كه در كتاب‌هاي اهل بدعت آمد كه زنان اهل بيت پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- توهين شدند و به اسارت گرفته شده و به شام برده شدند و آنها مورد توهين قرار گرفتند همه اينها دروغ و سخنان پوچي هستند، بلكه بني اميه بني هاشم را گرامي مي‌داشتند، بنابراين وقتي الحجاج بن يوسف با فاطمه بنت عبدالله بن جعفر ازدواج كرد، عبدالملك بن مروان اين را نپذيرفت و به حجاج دستور داد تا او را طلاق دهد، سپس بني اميه بني هاشم را بزرگ و گرامي مي‌داشتند و هرگز زني هاشمي به اسارت گرفته نشده است[1].

بنابراين زنان هاشمي در آن زمان محترم و گرامي بودند، و آنچه مي‌گويند كه يزيد زنان اهل بيت را به اسارت گرفت و به عنوان اسير جنگي آنها را كنيز قرار داد باطل و دروغ است. و آنچه گفتند كه سر حسين پيش يزيد فرستاده شد نيز واقعيت ندارد بلكه سر حسين نزد عبيدالله در كوفه ماند، و حسين دفن شد و قبر او معلوم نيست، ولي مشهور است كه او در كربلا در همان جا كشته و دفن شد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- منهاج السنه 4/557-558-559.
موضع اهل سنت درباره يزيد بن معاويه
مهمترين رخدادهاي دوران يزيد واقعه حره و جنگ با عبدالله بن الزبير و كشتن الحسين بن علي بود.

و به خاطر اين امور بعضي لعنت فرستادن بر يزيد بن معاويه را جايز قرار مي‌دهند و بعضي آن را جايز نمي‌دانند، و كساني كه لعنت فرستادن بر يزيد بن معاويه را جايز مي‌دانند بايد سه چيز را ثابت كنند. 

اول: اينكه بايد ثابت كنند كه يزيد فاسق بوده است.

دوم: اينكه بايد ثابت شود كه او از آن فسق توبه نكرده است، چون كافر وقتي توبه كند خداوند توبه او را مي‌پذيرد، پس چه 