دا کرده اند، باز هم مهريه ي تعيين شده بر مرد واجب مي آيد. در حالتي که مرد با زن نزديکي نموده و سپس به هر دليلي عقد ازدواج آن ها باطل گردد، پرداخت تمام مهريه بر مرد واجب مي شود. بصرة بن اكثم دوشيزه اي را نکاح کرد ولي فهميد که او آبستن است. موضوع را به پيامبر صلى الله عليه و سلم اطلاع داد، آن حضرت صلي الله عليه و سلم به او فرمود: (لها الصداق بما استحلْلت من فرجها) يعني: «مهريه حق اوست بخاطر آنکه شرمگاهش را بر خويش حلال کردي.»، سپس ميان آن دو جدايي افکند. [ابوداود]

2- چنانچه مردي زني را عقد نموده و مهريه اش را مشخص کند ولي پيش از آنکه با وي نزديکي نمايد او را طلاق دهد، نصف مهريه اش براي او لازم مي شود. گرچه براي هر مرد و زني مستحب است که به خاطر ارتباط و عاطفه اي که ميانشان بوده است از همه يا بخشي از حق خويش بگذرند. خداوند متعال مى فرمايد: {وإن طلقتموهن من قبل أن تمسوهن وقد فرضتم لهن فريضة فنصف ما فرضتم إلا أن يعفون أو يعفو الذي بيده عقدة النكاح وإن تعفوا أقرب للتقوى ولا تنسوا الفضل بينكم إن الله بما تعملون بصير} [بقره: 237] يعني: «و اگر پيش از آنكه با آنان نزديكى كنيد طلاقشان گفتيد در حالى كه براى آنان مهرى معين كرده‏ايد پس نصف آنچه را تعيين نموده‏ايد [به آنان بدهيد] مگر اينكه آنان (يعني زنان) خود ببخشند يا كسى كه پيوند نكاح به دست اوست (يعني شوهر) ببخشد و گذشت كردن شما به تقوا نزديكتر است و در ميان يكديگر بزرگوارى را فراموش مكنيد زيرا خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست.»

3- اما چنانچه مردي زني را عقد نموده و قبل از نزديکي با او طلاقش دهد و مهريه اي برايش مشخص ننموده باشد، دادن مهريه بر او واجب نمي گردد بلکه بر او لازم است که در عوض آن و براي تسکين درد جدايي اش او را بهره اي (متعه) از مالش بدهد. خداوند متعال مى فرمايد: {لا جناح عليكم إن طلقتم النساء ما لم تمسوهن أو تفرضوا لهن فريضة ومتعوهن على الموسع قدره وعلى المقتر قدره متاعًا بالمعروف حقًا على المحسنين} [بقره: 236] يعني: «اگر زنان را مادامى كه با آنان نزديكى نكرده و بر ايشان مهرى [نيز] معين نكرده‏ايد طلاق گوييد بر شما گناهى نيست و آنان را به طور پسنديده به نوعى بهره‏مند كنيد توانگر به اندازه [توان] خود و تنگدست به اندازه [وسع] خود [اين كارى است] شايسته نيكوكاران.» 

متعه (بهره): حد معيني براي اين متعه وجود نداشته و به فقر يا غناي مرد بستگي دارد.

4- اگر مردي با همسرش نزديکي نموده و ميزان مشخصي براي مهريه تعيين نکرده باشد، براي زن مهر مثل واجب مي گردد و آن برابر مهريه ي ديگر زن هاي مانند وي مي باشد. 
اگر مردي زني را عقد کرد ولي با او نزديکي ننموده باشد و بر ميزان مهريه توافقي صورت نگرفته باشد، و آنگاه فوت نمايد، مهر مثل و ميراث براي زن واجب شده و مهر مثل در مذهب حنفي و شافعي بر اساس آنچه در خانواده ي پدري زن به زنان فاميل، از قبيل خواهر يا عمه ي وي، مي دهند تعيين مي شود و البته با رعايت مطابقت ظاهري و زيبايي، بکارت، سطح تحصيلات، اخلاق و دينداري آن ها و ساير خصوصياتي که در کل در مورد زنان مدنظر مي باشد. در مذهب مالکي: مطابقت خصوصيات اگرچه با زنان غير فاميل.  در مذهب امام احمد دو روايت وجود دارد: نخست به اعتبار خانواده ي در ي و دوم بر اساس اعتبار دادن به خانواده ي مادري زن در اين زمينه.

5- چنانچه در عقد ازدواج چنين شرط گذاشته شود که مهريه اي در کار نباشد، عقد واقع شده و شرط باطل مي گردد و زن همچنان حق مهريه ي امثال خويش را خواهد داشت و جمهور علما همين رأي را دارند.

6- در صورتيکه زن مهريه اش را به او ببخشد يا خود زن، بواسطه ي عيب و ايرادي که مانع از بهره بردن از وي شود، باعث جدايي گردد آنگاه مهريه از او ساقط مي شود.

7- زن حق دارد پيشاپيش و هنگام عقد نکاح يا بعد از آن درخواست مهريه اش را نموده يا بخشي را بستاند و بقيه را بعداً بگيرد. شوهر بايد بداند که مهريه ديني بر عهده ي اوست و شايسته است که آن را به محض استطاعت پرداخت کند و در هرکدام از مواقع فوت يا طلاق پرداخت آن واجب مي شود.

حلقه ي نامزدي:
بسيار ديده مي شود که خواستگار در حضور خانواده و نزديکان، خود حلقه ي نامزدي را وارد انگشت عروس مي کند، حال آنکه اين کار غير شرعي مي باشد، چه مراسم عقد شرعى صورت بگيرد و چه صورت نگيرد كه در اينصورت محرمش نيز بشمار نميرود، و در اسلام چيزى بنام حلقه نامزدى وجود ندارد بلكه اين عادت از كفار گرفته شده است كه بايد ترك شود.

جهيزيه و اثاث منزل:
مرد خودش مسئول تهيه ي منزل و فراهم ساختن اسباب و اثاثيه ي مناسب براي آن بوده و خانواده ي زن نيز بهتر است مرد را در به دوش گرفتن برخي خرجي ها ياري دهند، ليکن اين کار بر آن ها لازم و واجب نبوده و انجام آن تنها بر اساس عشق و علاقه ي آنان نسبت به او و ايجاد پيوند دوستي با وي مي باشد. از حضرت علي -رضي اللَّه عنه-  روايت شده که مي فرمايد: (جهَّز رسول الله صلى الله عليه وسلم فاطمة في خميل (ثوب له وبر؛ كالقطيفة)، وقِرْبَة، ووسادة حَشْوُها إذْخَر (نبات طيِّب الرائحة)._ يعني: «رسول الله صلي الله عليه و سلم با فاطمه يک قطيفه (يک نوع چادر)، يک مشک(آب) و يک بالش که پر از الياف کوم(نوعي گياه خوشبو) بود، جهيزيه همراه ساخت.» [نسائي]

گاهي هم شوهر مهريه را به خانواده ي عروس مي دهد تا آنان به تجهيز و مهيا ساختن منزل او به اسباب و لوازم خانگي با اين مهريه و مقداري از پول خودشان بپردازند و در اين حالت اسباب و جهاز منزل از آن خود زن بوده و شوهر با اجازه ي وي مي تواند از آن ها استفاده نمايد. اما چنانچه شوهر مهريه ي عروس را بپردازد و خود اقدام به آماده ساختن اسباب و لوازم منزل نمايد، اين اسباب و لوازم از آن وي خواهند بود و اگر هم هر دوي آنان در تهيه ي آن مشارکت نموده باشند، آنگاه هر دو به ميزان مشارکتي که در فراهم ساختن آن اثاثيه داشته اند در تملک آن ها شريک مي باشند.

در بعضي جوامع مرد با ولي زن بر سر تهيه ي اثاثيه ي منزل به شرط نپرداختن مهريه به زن در برابر آن جهيزيه توافق مي نمايند. مانند اينست که او مهريه را به صورت اسباب و لوازم خانگي به عروس مي دهد که در اين حالت اسباب منزل جزو دارائي هاي و به جاي مهريه ي وي  زن محسوب مي شود. گاهي نيز مسئوليت هاي به عهده گرفتن مخارج در هنگام ازدواج را بين دو طرف تقسيم مي کنند که اين وظيفه بر عهده ي زن نبوده و بر او لازم نيست ليکن در صورت توافق طرفين ايرادي ندارد.

ترجمه: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comسلسلة خانواده ي خوشبخت – ويژگي هاي زوجين

انتخاب شوهر:
شريعت راستين اسلام به زن مسلمان _ چه دوشيزه و چه بيوه زن _  حق انتخاب شوهر را، که شريک زندگي او است، ارزاني داشته و از مجبور ساختن زنان به ازدواج منع کرده و در صورت انجام اين کار به آنان حق فسخ عقد ازدواج را داده است. از بريده روايت شده که مي گويد: {جاءت امرأة إلى النبي صلى الله عليه وسلم فقالت: إنَّ أبي زوجني من ابن أخيه، ليرفع بي خسيسته (أي: ليقضى دي