ه). قال: فجعل الأمر إليها، فقالت: (قد أجزْتُ ما صنع أبي، ولكن أردتُ أن تعلم النساء أن ليس إلى الآباء من أمرهن شيء)} يعني: «زني خدمت پيامبر صلي الله عليه و سلم آمده و عرض کرد: پدرم براي اداي ديني که به برعهده اش بود مرا به ازدواج برادرزاده اش درآورده است. پيامبر صلي الله عليه و سلم (تصميم نهايي در مورد) مسأله را به او سپرد. آن زن گفت: من به کار پدرم رضايت دادم ولي خواستم ديگر زنان نيز بدانند که پدران حق انجام چنين کاري را با آنان ندارند.» [ابن ماجه]

سرپرست دختر وظيفه دارد که  شوهري مناسبي برايش برگزيند. درصورتيکه بخاطر بي مبالاتي، تنبلي يا به طمع مال زودگذر دنيايي فرد تحت تکفلش از اين کار کوتاهي کند، بدون ترديد خداوند او را به سبب کوتاهي در وظيفه ي سرپرستي اش مورد مؤاخذه و حسابرسي قرارخواهد داد. 
همچنين فرد سرپرست بايد با افراد صاحب تقوا و صلاح واشخاص صاحب نظر و مشورت در مورد مردي که به خواستگاري زن تحت سرپرستي اش مي آيد به صلاح و مشورت بپردازد. سنت است که در مورد ازدواج دختر با مادرش مشورت شده و پدر دختر يا سرپرست وي به تنهايي نبايد تصميم بگيرد. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (آمروا النساء في بناتهن) يعني: «زنان را در مورد دخترانشان اختيار دهيد.» [ابوداود]

ويژگي هاي شوهر مناسب:
شريعت اسلام ويژگي هاي ضروري مرد مناسب براي برگزيدن توسط سرپرست زن بعنوان شوهر او را چنين بيان مي دارد:

1- دينداري: وقتي يک مسلمان از دين خود اطلاع داشته و اوامر و نواهي آن را رعايت نموده و آراسته به اخلاق اسلامي است، پايبند به آداب و دستورات ديني بوده، از خود و خانواده اش محافظت مي کند و آنان را از شبهات پاس مي دارد، و در مودر آنان پرواي خدا را داشته و در تمام اعمالش تقواي او را دارد. چنين مسلماني در صورت دوست داشتن همسرش او را گرامي مي دارد، و اگر از او خوشش نيامد به او ستم روا نمي دارد. چرا که پايبند کتاب خدايش است که مي فرمايد: {فإمساك بمعروف أو تسريح بإحسان} [بقره: 229] يعني: « پس از آن يا [بايد زن را] بخوبى نگاه داشتن يا بشايستگى آزاد كردن.» كما آنکه مي داند که زن او يک انسان است و معصوم از گناه و اشتباه نيست و احتمال وجود برخي موارد را در وي مي دهد که شايد باب طبع وي نباشد و از آن درمي گذرد. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لا يَفْرَكُ مؤمن مؤمنة (أي: لا يبغضها)، إن كره منها خلقًا، رضي منها آخر) يعني: «مرد مؤمن زن مؤمن را دشمن نمي دارد، چنانچه يکي از اخلاق هاي وي را ناپسند دارد، اخلاق ديگري از وي را بپسندد.» [مسلم]

اسلام تأکيد بسياري براي نهادن شرط دينداري براي مرد مورد نظر و نيز بر اهميت اين شرط  دارد.

چنانچه پيامبر اکرم صلي الله عليه و سلم در داستان زير اينگونه توجه ما را به مسأله جلب مي نمايد: { مر رجل عليه، فقال صلى الله عليه وسلم: (ما تقولون في هذا؟) قالوا: هذا حريّ إن خطب أن ينكح، وإن شفع أن يشفع، وإن قال أن يسمع. ثم سكت، فمر رجل من فقراء المسلمين، فقال صلى الله عليه وسلم: (ما تقولون في هذا؟) قالوا: هذا حري إن خطب ألا ينكح، وإن شفع ألا يشفع، وإن قال ألا يسمع. فقال صلى الله عليه وسلم: (هذا خير من ملء الأرض مثل هذا)} يعني: «مردي از کنار پيامبر صلي الله عليه و سلم گذشت، آن حضرت صلي الله عليه و سلم فرمود: نظر شما در مورد اين شخص چيست؟

گفتند: برايش شايسته است که هر گاه خواستگاري کند به نکاح داده شود، و چون شفاعت کسي را کند، شفاعتش قبول شود. رسول الله صلي الله عليه و سلم  سکوت نمودند. 
اين بار مردي از فقراي مسلمين از آن جا گذشت، رسول الله صلي الله عليه و سلم  فرمود: نظرتان در باره ي اين شخص چيست؟
گفتند: اين سزاوار است که چون خواستگاري کند، به نکاح داده نشود، و چون شفاعت کند شفاعتش قبول نشود و اگر سخن بگويد سخنش شنيده نشود. 
رسول الله صلي الله عليه و سلم  فرمودند: اين مرد بهتر از آن است اگر چه روي زمين پر از امثال او باشد.» [بخاري]

2- خوش خلقي: زني که صاحب شوهري با اخلاق نيک مي گردد، در حقيقت به مردي که از لحاظ ايماني کامل تر از ديگران دست يافته است. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (أكمل المؤمنين إيمانًا أحسنهم خلقًا، وخياركم خياركم لنسائهم) يعني: «کاملترين مؤمنان از روي ايمان کسي است که اخلاقش بهتر باشد، و بهترين شما، بهترين شما با زنان شان هستند.» [ترمذي، وابن حبان]

پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم به انتخاب شخصي که داراي اخلاق نيکو است ارشاد نموده و مي فرمايد: (إذا جاءكم من ترضون دينه وخلقه، فأنكحوه، إلا تفعلوا تكن فتنة في الأرض وفساد) يعني: «هرگاه مردي نزدتان آمد که از دين و اخلاق وي راضي بوديد، به ازدواجش درآوريد. اگر چنان نکنيد، در زمين فتنه و فساد برپا مي شود.» گفتند: يا رسول الله، و حتي اگر موردي هم داشته باشد؟ (يعني اگر رتبه ي اجتماعي پايين و فقر مادي يا چيزي مانند آن داشته باشد چه؟) پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود: (إذا جاءكم من ترضون دينه وخلقه فأنكحوه) (ثلاث مرات) يعني: «هرگاه کسي آمد که از دين و اخلاق وي راضي بوديد، به ازدواجش درآوريد.» و سه مرتبه گفته اش را تکرار فرمود. [ترمذي]

انسان خوشرفتار در مورد همسرش انصاف را مراعات نموده و حقوق وي را به رسميت مي شناسد. در کارهاي دين و دنيا کمکش نموده و پيوسته وي را به سوي خير و نيکي فراخوانده و از بدي و شر او را بازمي دارد. مرد خوش رفتار همسرش را نمي آزارد و گفتار زشت و ناروا يا سخن ناپسندي را که به حيا و ناموس وي خدشه اي وارد سازد يا دشنامي را که زشتي آن به حرمت و مقام وي توهين نموده و کرامتش را کوچک شمارد بر زبان نمي آورد.

مهر و عاطفه از نتايج اخلاق زيباست. يک زن بايد شوهري داشته باشد که در ناتواني هايش با مهرباني برخورد نموده، رنجش خاطرش را مرهم نهاده و به او لبخند زده و با ديدنش شاد شده و در صورتي که در حقش نيکي نمود از او تشکر کرده و تلافي نمايد. کسي که گذشت داشته و از کوتاهي هايش درگذشته و او را ببخشد. چرا که خاطر زن نيک رفتار تنها با سخني شيرين آرام مي گيرد. 

از جمله مهم ترين نشانه هاي نيک رفتاري در بحث ازدواج آن است که مرد همسرش را فريب ندهد؛ يعني عمداً عيب خود را نهان نداشته و خود را غير از آنچه هست نشان ندهد؛ مثلاً اصل و نسب پايين، فقر و تنگدستي بسيار، سن و سال زياد، ازدواج سابق يا کنوني، نداشتن تحصيلات و غيره را از شريک زندگي اش مخفي ندارد. يا آنکه بواسطه ي برخي شيوه و ابزارهاي زيبايي خود را زيباتر يا جوان تر از سن واقعي اش نشان ندهد. 

نتيجه آن که تغيير و فريبکاري جزو اخلاق اسلامي نبوده و شرعاً حرام است. پيامبر صلى الله عليه و سلم در اين باره چنين مي فرمايد: (من غش، فليس منا) يعني: «آنکه خيانت کند از ما نيست.» [مسلم] همچنين آن حضرت صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (كبرتْ خيانة أن تحدث أخاك بحديث، هو لك مصدِّق، وأنت له كاذب) يعني: « چه خيانتي بزرگ تر از آنكه در سخن خويش با برادرت دروغ بگويي؟ او ترا باور داشته و تو با وي دروغ گفته