من نسبت به جان خود، احساس خطر مي كنم. حضرت خديجه رضي الله عنها او را آرام ساخت و تمام تلاشش را بکار بست تا از رنج و دشواري وي بکاهد. او تمام نيرويش را جمع نمود و گفت: خداوند هرگز تو را ضايع و نابود نخواهد كرد، زيرا شما پاي بند صله رحم هستي، مستمندان را كمك مي كني، از مهمانان پذيرايي مي نمايي و در راه حق، مشكلات را تحمل مي كني. [بخاري]

خديجه رضي الله عنها به همين مقدار اکتفا ننموده و براي آرام کردن او به تحقيق و جستجوي توضيح و تفسير ماجرا شتافت و جريان را براي پسرعمويش ورقة بن نوفل  که يک راهب و عابد مسيحي بود عرضه کرد و گفت: پسرعمو! از برادرزاده ات بشنو. وقتي ماجرا را براي او تعريف کرد ورقة او را باخبر ساخت که او همان کسي است که پيش تر بر موسي و عيسي وحي فرومي آورد و به پيغمبري آن حضرت صلي الله عليه و سلم مژده داد. 
حضرت خديجه -رضي الله عنها- نخستين کسي بود که به دعوت شوهرش حضرت مصطفى صلى الله عليه و سلم ايمان آورد. خديجه رضي الله عنها درد و رنجي را که آنحضرت صلي الله عليه و سلم از مردم مي ديد تسکين مي داد و تصديق و پشتيباني خويش را از او دريغ نمي کرد و به او يادآوري مي کرد که خداوند يار و مددکار اوست. حضرت پيامبر صلى الله عليه و سلم را قوت قلب داده و همراهي مي نمود، و از درد هايش مي کاست و تا سال سوم قبل از هجرت که دار فاني را وداع گفت با تمام مال و توان خويش او را حمايت مي کرد.

 يکي از مهم ترين مواردي که درباره ي حضرت خديجه رضي الله عنها ياد مي شود ايستادگي او، در سال هايي که قريش پيامبر صلي الله عليه و سلم و يارانش را تحت آزار و اذيت قرارداده و آنان را مورد تحريم قرار داده بودند، است که او در اين شرايط دشوار يار و غم خوار شوهرش بود و چنانچه مي خواست به راحتي مي توانست خود از آن حصار خارج شود؛ چرا که حضرت خديجه رضي الله عنها بانويي صاحب نفوذ بوده و از درجه و موقعيت اجتماعي بالايي برخوردار بود و درصورت انجام اينکار هم، عذر موجهي داشت، زيرا سن و سال زيادي از او مي گذشت.

پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم حضرت خديجه -رضي الله عنها- را بسيار دوست مي داشت و اين دوستي و محبت وي حتي تا پس از وفات وي نيز ادامه مي يافت، چنانکه بسيار از وي ياد مي کرد و نزديکان او را مورد احترام و تقدير قرار مي داد و با دوستان وي نيک رفتار مي کرد. 

يک روز آنحضرت صلى الله عليه و سلم نزد حضرت عايشه رضي الله عنها از او ياد کرد و حضرت عايشه رضي الله عنها بر سر غيرت آمد و گفت: مگر جز پيرزني بود که خداوند آن را برايت با کسي بهتر از او معاوضه نمود؟ پيامبر صلى الله عليه و سلم ناراحت شد و فرمود: (لا والله ما أبدلني خيرًا منها، آمنت بي حين كفر الناس، وصدقتني إذ كذبني الناس، وواستني بمالها إذ حرمني الناس، ورزقني منها الولد دون غيرها من النساء) يعني: « قسم به خدا که خداوند بهتر از اويي را به من ارزاني نداشته است؛ او آنگاه که مردم کفر ورزيدند به من ايمان آورد، وقتي سخنانم را دروغ پنداشتند مرا باور کرد، با مال و ثروت خود مرا ياري داد وقتي ديگران آن را از من دور داشتند، و خداوند در ميان ديگر زنان تنها از او مرا فرزند عطا فرموده است.» حضرت عايشه -رضي الله عنها- با خود گفت: بعد از اين ديگر هرگز از او ياد نخواهم کرد. [احمد] اينگونه بود که حضرت خديجه رضي الله عنها لياقت رضايت پروردگارش را از خويش کسب نمود همانطور که پيامبر صلى الله عليه و سلم از او راضي بود و به بهترين پاداش ها دست يافت.

از ابوهريره -رضي الله عنه- روايت شده که مي گويد: جبريل نزد پيامبر صلى الله عليه و سلم آمد و گفت: اي رسول خدا! او خديجه است كه با ظرفي از خورش يا غذا و يا آب مي آيد. پس هنگامي كه نزد تو آمد، از طرف پرودگارش و از طرف من به او سلام برسان و او را به خانه اي در بهشت بشارت بده كه از مرواريد ميان تهي، ساخته شده است و هيچگونه خستگي و سر و صدايي در آن، وجود ندارد._[متفق عليه]

اين نشانگر شأن و منزلت هر زن مسلماني است که درپي سعادت و آسايش شوهر خود و کاستن از درد و رنج هاي وي باشد تا او را راضي نموده و رضايت خداوند عزوجل را کسب کند. تمام همسران آنحضرت صلي الله عليه وسلم مانند حضرت خديجه -رضي الله عنها- بودند. پيامبر صلى الله عليه و سلم نيز با همسرانش نيک رفتار بود و با همه ي آنان با محبت و صميميت برخورد مي نمود، آهسته و بردبار بود و جز براي ضرورت سخن نمي گفت، عادل بود و يکي از همسران را بر ديگر در نفقه و خرج و مخارج برتري نمي داد، مژده بخش بود و نه بيزارکننده و هميشه اگر بين دو چيز حق انتخاب داشت، آسان ترين آن ها را چنانچه ناروا نمي بود برمي گزيد.

رسول خدا صلى الله عليه و سلم هرگز از هيچ غذايي عيب نمي گرفت، اگر دوست داشت مي خورد و اگر دوست نداشت آن را نمي خورد. معمولاً نان و روغن ميل مي نمود و اگر چيزي براي خوردن نمي يافت، مي گفت: من روزه ام. در خدمت اهل و عيالش بود؛ شير گوسفندان را مي دوشيد، نعلينش را وصله مي زد، لباس را پينه مي دوخت، خانه را مي روفت و کالاي خود را از بازار به خانه حمل مي کرد، و در کل نمونه اي کامل از يک مرد مسلمان در برخورد با همسرش بود.

 همسران رسول خدا صلى الله عليه و سلم زناني عابد و فرمانبردار بودند که سختي هاي روزگار و رنج هاي دعوت ديني را با آنحضرت صلي الله عليه و سلم تحمل نموده و زندگي شان چنان بود که با مقدار غذايي که گرسنگي را برطرف کند و آن ها را زنده نگه دارد مي ساختند. يکبار به فقر و تنگدستي خويش و اينکه آنان همسران رهبر و سرور اين امت صلى الله عليه و سلم بودند نظري افکنده و دلهايشان هواي کمي رفاه و راحتي کرد. وقتي که پيامبر صلى الله عليه و سلم از موضوع آن ها آگاه شد يک ماه از آنان کناره گيري کرد؛ تا آنکه خداوند متعال آياتي را درباره ي ايشان نازل فرمود. 
خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: {يا أيها النبي قل لأزواجك إن كنتن تردن الحياة الدنيا وزينتها فتعالين أمتعكن وأسرحكن سراحًا جميلاً. وإن كنتن تردن الله ورسوله والدار الآخرة فإن الله أعد للمحسنات منكن أجرًا عظيمًا} [احزاب: 28-29] يعني: «اى پيامبر به همسرانت بگو اگر خواهان زندگى دنيا و زينت آن هستيد بياييد تا مهرتان را بدهم و [خوش و] خرم شما را رها كنم. و اگر خواستار خدا و فرستاده وى و سراى آخرتيد پس به راستى خدا براى نيكوكاران شما پاداش بزرگى آماده گردانيده است.» رسول الله صلى الله عليه و سلم آنان را ماندن در حالتي که در آن بودند و پاداش آن بهشت مي باشد و طلاق مخير ساخت ولي همگي خدا و رسول او و آخرت را برگزيدند... به اين ترتيب بازايستادن در برابر اوامر و نواهي خداوند متعال به زندگي زوجين سعادت و آرامش و اطمينان مي بخشد و هدف اصلي همانا رضايت خدا و رسولش مي باشد.

2- خانه ي حضرت على و فاطمه -رضي الله عنهما-:
حضرت علي بن ابي طالب رضي الله عنه براي خواستگاري حضرت فاطمه رضي الله عنها محبوب ترين دختران پيامبر صلى الله عليه و سلم نزد ايشان رفت. حضرت علي رضي الله عنه تنگدست بود و مال و ثر