ا حقش در قيامت كامل خواهيم داد و ما از ظلمش غافل نيستيم, و ما او را بر اهل تو همگي برتري داده ايم, همانا او و ذريه اش صابرند و دشمنانشان پيشواي مجرمان است, به آنان كه پس از ايمان كافر شدند, بگو زرق و برق دنيا را طلب كرديد و به آن شتاب كرديد و آنچه خدا و رسولش به شما وعده دادند, فراموش كرديد و پيمانها را پس از تثبيت شكستيد و براي شما مثلها زديم تا هدايت يابيد, اي پيامبر ما بر تو آيات بيّناتي نازل كرديم, در آن آمده آنكه خدا او را با ايمان مي ميراند و پيروانش پس از تو ظهور خواهند كرد پس از آنان روي بگردان همانا آنان روي گردانند, ما آنها را حاضر خواهيم كرد, در روزي كه برايشان هيچ سودي ندارد و بر آنان رحم نمي شود, جهنم جايگاهشان است و جايي غير آن نخواهند يافت پس تسبيح پروردگارت را بخوان و از سجده كنندگان باش, ما موسي و (بعد از او) هارون را به جانشيني اش فرستاديم, اما بر هارون سر كشي كردند, پس صبري زيبا ونيكو بايد, پس ما برخي از آنان را خوك و ميمون گردانيديم و تا روز قيامت آنها را نفرين كرديم, پس صبر كن, آنها بزودي خواهند ديد, ما به تو حكم داديم مانند پيامبران قبل از تو و از ميان آنان براي تو يك وصي برگزيديم تا شايد برگردند, هر كس از امر من روي گرداند, نزد من باز مي گردد, اندكي با كفرشان بآسايند تو از پيمان شكنان سؤال نخواهي شد, اي پيامبر ما, براي تو در گردن كساني كه ايمان آورده اند, عهدي قرار داده ايم آن را بگير و شكر گذار باش, علي در شب عبادتگذار و ساجد است از آخرت بيم دارد و اميدوار پاداش پروردگارش است, آيا كساني كه ستم كردند با اينكه از عذاب من آگاه بودند, با هم برابرند؟ ما در گردنهايشان زنجير مي اندازيم و آنان بر كردارشان پشيمان خواهند شد, ما تو را به ذرية صالحش مژده داديم آنان از امر ما ديگر تخلف نمي كنند, پس درود و رحمت من بر آنان باد زنده و مرده روزي كه برانگيخته مي شوند, خشم من بر كساني باد كه پس از تو بر آنان ستم كردند, آنها ملتي بد و زيانبار هستند, و رحمت من بر كساني باد كه بر مسلك آنان گام برداشتند آنها در اتاقها در امان خواهند بود و سپاس و يژة خدا‌, پروردگار جهانيان است». 
-------------------------
[1] اين سورهء دروغين ولايت است كه آن را از كتاب «فصل الخطاب في اثبات تحريف كتاب رب الأرباب» نقل كرديم, تا خواننده‌ گرامى دريابد كه چگونه در برابر خداوند ايستاده اند, خدايى كه خود حفاظت كتابش را از تغيير و تحريف به عهده گرفته است.هذا كتاب من الله العزيز الحكيم لمحمد نبيه ونوره وسفيره وحجابه ودليله نزل به الروح الأمين من عند رب العالمين، عظم يا محمد أسمائي واشكر نعمائي ولا تجحد آلائي، إني أنا الله لا إله الا أنا قاصم الجبارين ومديل المظلومين، وديان الدين، إني أنا الله لا إله إلا أنا، فمن رجا غير فضلي أو خاف غير عدلي عذبته عذاباً لا أعذبه أحد من العالمين، فإياي فاعبد وعلي فتوكل، إني لم ابعث نبياً فأكملت أيامه وانقضت مدته إلا جعلت له وصيا، وأني فضلتك على الانبياء وفضلت وصيك على الأوصياء، واكرمت بشبليك وسبطيك حسن وحسين، فجعلت حسنا معدن علمي بعد انقضاء مدة ابيه، وجعلت حسينا خازن وحي واكرمته بالشهادة وختمت له بالسعادة، فهو أفضل من استشهد وأرفع الشهداء درجة، جعلت كلمتي التامة معه وحجتي البالغة عنده، بعترته اثيب واعاقب، اولهم علي سيد العابدين وزين اوليائي الماضيين وابنه شب جده المحمود محمد الباقر علمي والمعدن لحكمتي، سيهلك المرتابون في جعفر، الراد عليه كالراد علي، حق القول مني لأكرمن مثوى جعفر ولأسرنه في أشياعه وأنصاره وأوليائه، اتيحت بعده موسى فتنة عمياء حندس لأن خيط فرضي لاينقطع وحجتي لا تخفى وأن أوليائي يسقون بالكأس الأوفى، من جحد واحدا منهم فقد جحد نعمتي ومن غير آية من كتابي فقد افترى علي، ويل للمفترين الجاحدين عند انقضاء مدة موسى عبدي وحبيبي وخيرتي في علي ولي وناصري ومن (...)[1]النبوة وامتحنه بالاضطلاع بها يقتله عفريت مستكبر يدفن بالمدينة التي بناها العبد الصالح إلىجنب شر خلقي، حق القول مني لآمرنه بمحمد ابنه وخليفته من بعده ووارث علمه، فهو معدن علمي وموضع سري وحجتي على خلقي لا يؤمن عبد به إلا جعلت الجنة مثواه وشفعته في سبعين من أهل بيته كلهم قد استوجبوا النار واختم بالسعادة لابنه علي وليي وناصري، والشاهد في خلقي وأميني على وحيي، أخرج منه الداعي إلى سبيلي والخازن لعلمي الحسن وأكلم ذلك بأبنه (...)[2] رحمة للعالمين عليه كمال موسى وبهاء عيسى وصبر أيوب، فيذل أوليائي في زمانه وتتهادى رؤوسهم كما تتهادى رؤوس الترك والديلم فيقتلون ويحرقون ويكونون خائفين مرعوبين، وجلين تصبغ الأرض بدمائهم ويفشوا الويل والرنة في نسائهم أولئك أوليائي حقاً، بهم أدفع فتنة عمياء حندس وبهم أكشف الزلازل وأدفع الآصار والأغلال أولئك عليهم لوات من ربهم ورحمة وأولئك هم المهتدون. قال عبدالرحمن بن سالم : قال أبو بصير : لو لم تسمع في دهرك إلا هذا الحديث لكفاك، فصنه إلا عن أهله[3] *.

لوح دروغين فاطمه
«اين نامه ايست از خداي عزيز و حكيم براي محمد, پيامبر, نور, سفير و حجاب و دليلش فرود آورده آن را روح الأمين(جبرئيل) از نزد پروردگار جهانيان, اي محمد اسمهاي مرا تعظيم كن و نعمتهايم را شكر گذار باش و آن را انكار مكن, همانا من خدايم, خدايي جز من نيست مقهور كنندة‌ جباران و ياور مظلومان و حاكم روز قيامت هستم, همانا من خدايم, خدايي جز من نيست, هر كس اميدي غير فضل من و يا بيمي غير عدل من داشته باشد او را عذابي مي دهم كه به كسي ديگر از جهانيان نخواهم داد, پس تنها مرا عبادت كن و بر من توكل كن, من هيچ پيامبري نفرستادم كه روزهايش را كامل و مدتش را تمام كرده باشم مگر اينكه براي او يك وصيّي قرار داده ام, و من تو را بر پيامبران برتري دادم و وصيّ تو را نيز بر ديگر وصيان برتري دادم, و تو را به دو فرزندت حسن و حسين نوازيدم, حسن را پس از پدرش معدن علم خود و حسين را مخزن وحي خويش قرار دادم و او را به شهادت افتخار دادم و عاقبتش را به سعادت گردانيدم, او برترين كسي است كه شهيد شده و از همة شهيدان درجه اش بالاتر است, كلمة تامة (دين كامل) با او حجت بالغه ام نزد اوست, بوسيلة اهل بيتش پاداش و يا عذاب مي دهم, اولين آنان علي سيد عابدان و زينت اولياي گذشتة من است, و فرزندش, شبيه جد ستوده شده اش, محمد(باقر) شكافندة علم من و معدن حكمتم است, و آنان كه در جعفر شك دارند تباه مي شوند, هر كس او را رد كند گويا مرا رد كرده, حتماً جعفر را عزت و احترام مي دهم و او را دربارة پيروان و ياوران و اوليايش راضي مي گردانم, پس از او موسي فتنه اي كور و تاريك داده شد, زيرا ريسمان فرض من پاره و حجتم ناپديد نمي شود و اولياي من جامي پر خواهند نوشيد, هر كس يكي از آنان را انكار كند, نعمت مرا انكار كرده و هر كس آيه اي از كتاب مرا تغيير دهد بر من افترا بسته,‌ واي بر مفتريان منكر هنگام به پايان رسيدن مدت موسي بنده و حبيب و برگزيده ام دربارة علي, ولي و ناصر من (........) او 