‌ و در مقاتل‌ الطالبين‌ ص‌116 مي‌نويسد: عمر بن‌ حسن‌شهيد نشده‌ بلكه‌ به‌ اسارت‌ درآمد. 
اينها حقايقي‌ است‌ كه‌ از عامه‌ شيعه‌ پوشيده‌ نگاه‌ داشته‌ شده‌ است‌. جاي‌ بسي‌ شگفتي‌ است‌ كه‌ شيعيان‌ در سوگ‌شهادت‌ امام‌ حسين‌ (رض‌) مي‌گريند در حاليكه‌ حتي‌ نامي‌ از برادرش‌ ابوبكر و نيز فرزندش‌ ابوبكر كه‌ در ركاب‌ ايشان‌ به‌شهادت‌ رسيدند به‌ ميان‌ نمي‌آورند! علت‌ چيست‌؟ آيا مگر اين‌ دو از اهل‌ بيت‌ رسول‌ نيستند؟ و با اينكه‌ به‌ صلاح‌زعماي‌ شيعه‌ نيست‌ كه‌ عامه‌ مردم‌ شيعه‌ از اين‌ حقايق‌ آگاه‌ شوند! چرا كه‌ آن‌ دو تن‌ نامهايي‌ دارند كه‌ نشان‌ از رابطه‌صميمانه‌ و عمق‌ محبت‌ اهل‌ بيت‌ نسبت‌ به‌ اصحاب‌ پيامبر و در رأس‌ آنان‌ ابوبكر و عمر رضي‌ الله عنهما دارد. و به‌ راستي‌چرا زعماي‌ شيعه‌ مي‌خواهند رابطه‌ صميمانه‌، پاك‌ و محبت‌ عميق‌ ميان‌ اهل‌ بيت‌ و اصحاب‌ پيامبر (ص‌) رااز ديد عامه‌شيعه‌ مخفي‌ نگاهدارند؟ آنچه‌ كه‌ بسياري‌ از مسلمين‌ رابر مي‌انگيزاند كه‌ فرزندانشان‌ را ابوبكر و عمر بنامند، فرخندگي‌ وشأن‌ والاي‌ ابوبكر و عمر رضي‌ الله عنهما است‌، چرا كه‌ آندو در واقع‌ نزديكترين‌ افراد به‌ پيامبر اسلام‌ بوده‌اند. مردي‌ خدمت‌ امام‌ مالك‌ (رح‌) رسيد و گفت‌ من‌ با فلان‌ و فلان‌ (از اصحاب‌) كينه‌ و دشمني‌ دارم‌. امام‌ مالك‌ در جواب‌فرموده‌ است‌: «للفقراء المهاجرين‌ الذين‌ اخرجوا من‌ ديارهم‌ و اموالهم‌ يبتغون‌ فضلاً من‌ الله رضواناً وينصرون‌ الله و رسوله‌ اولئك‌ هم‌ الصادقون‌» ترجمه‌: اموال‌ في‌ء براي‌ مهاجرين‌، فقرايي‌ است‌ كه‌ رانده‌ شدند ازخانه‌ها و اموالشان‌ و مي‌طلبند نعمت‌ و خوشنودي‌ خداوند را، ياري‌ و نصرت‌ مي‌كنند خدا و رسولش‌ و ايشانندصادقين‌ (سوره‌ حشر آيه‌ 8) امام‌ مالك‌ گفت‌: تو از مهاجرين‌ هستي‌ مرد پاسخ‌ داد: خير امام‌ مالك‌ دنباله‌ آيه‌ را تلاوت‌كرد: «والذي‌ تبوؤا الدار والايمان‌ من‌ قبلهم‌ يحبون‌ علي‌ انفسهم‌ و لو كان‌ بهم‌ خصاصة‌»   ترجمه‌: آنان‌ راست‌كساني‌ كه‌ ايمان‌ آوردند و قبل‌ از مهاجرين‌ در مدينه‌ سكني‌ گزيده‌ بودند (انصار) آنها برادران‌ مهاجرشان‌ را دوست‌ دارندو نسبت‌ به‌ آنچه‌ به‌ آنها (مهاجرين‌) از اموال‌ داده‌ شده‌ است‌ حسادت‌ نمي‌ورزند و آنچه‌ را كه‌ خود به‌ آن‌ نياز دارند ايثارمي‌كنند. (سوره‌ حشر آيه‌ 9) امام‌ مالك‌ از آن‌ مرد پرسيد: آيا تو از ايشان‌ (انصار) هستي‌؟ مرد در جواب‌ گفت‌: خير.سپس‌ امام‌ مالك‌ دنباله‌ ايه‌ را تلاوت‌ نمود: «والذين‌ جاءوا من‌ بعدهم‌ يقولون‌ ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذين‌سبقونا بالايمان‌ ولا تجعل‌ في‌ قلوبنا غلا للذين‌ آمنوا ربنا انك‌ رءوف‌ رحيم‌» ترجمه‌: و نيز آنان‌ راست‌ كه‌آمده‌ بعد از مهاجرين‌ و انصار (سائر مسلمين‌) مي‌گويند اي‌ پروردگارا بيامرز ما را و برادران‌ ما را كه‌ از ما در ايمان‌ آوردن‌پيشي‌ جستند و قرار مده‌ در دلهاي‌ ما هيچ‌ كينه‌اي‌ نسبت‌ به‌ آنانيكه‌ ايمان‌ آورند پروردگارا هر آئينه‌ تو بخشنده‌ و مهرباني‌(سوره‌ حشر آيه‌ 10)
امام‌ مالك‌ از آن‌ مرد پرسيد: آيا تو از اين‌ گروه‌ هستي‌؟ مرد گفت‌: اميدوارم‌ از اين‌ گروه‌ باشم‌. امام‌ مالك‌ گفت‌: هر كسي‌بغض‌ و كينه‌ آنها را در دل‌ داشته‌ و به‌ آنان‌ ناسزا گويد از اين‌ گروه‌ نيست‌. 
به‌ عبارتي‌ هر كس‌ به‌ مصاديق‌ آيه‌ اول‌ و دوم‌ به‌ ايشان‌ ناسزا گويد در زمره‌ كساني‌ كه‌ آيه‌ سوم‌ آنها را شامل‌ مي‌شودنخواهد بود. 
مشابه‌ همين‌ مباحثه‌ را اردبيلي‌ در كتاب‌ كشف‌ الغمه‌ ص‌78 چاپ‌ تبريز به‌ نقل‌ از علي‌ بن‌ حسين‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابيطالب‌ ذكركرده‌ است‌: مشكل‌ آنهايي‌ كه‌ به‌ ابوبكر و عمر و عثمان‌ ناسزا مي‌گويند اين‌ است‌ كه‌ آنها علاوه‌ بر اينكه‌ بي‌ خبر ازاين‌هستند كه‌ آنها اصحاب‌ پيامبر (ص‌) بوده‌اند، بلكه‌ بي‌ خبر از اين‌ هستند كه‌ آنان‌ داماد و برخي‌ پدر زن‌ پيامبر (ص‌)بوده‌اند. پيامبر (ص‌) دو دخترش‌ را يكي‌ پس‌ از ديگري‌ به‌ نكاح‌ عثمان‌ در آورد. رسول خدا (ص‌) داماد عمر بود و حفصه‌دختر عمر را به‌ همسري‌ داشت‌. پيامبر (ص‌) همچنين‌ داماد ابوبكر بود و عايشه‌ دختر ابوبكر را به‌ همسري‌ برگزيد. پس‌آيا مي‌توان‌ تصور كرد كه‌ پيامبر (ص‌) با اشخاص‌ ناصالح‌ پيمان‌ خانوادگي‌ مي‌بست‌ و اصحاب‌ و همنشينان‌ ناصالحي‌ برمي‌گزيد؟عاشورا روزي‌ است‌ كه‌ حسين‌ (رض‌) و يارانش‌ در آن‌ به‌ شهادت‌ رسيدند. اهل‌ سنت‌ در شهادت‌ حسين‌ (رض‌) ويارانش‌ غمزده‌ و متأثرند اما مانند شيعيان‌ گريه‌ و زاري‌ نمي‌كنند و با زنجير و چاقو و قمه،‌ سر و پشتشان‌ را خونين‌نمي‌كنند. متأسفانه‌ مشاهده‌ مي‌كنيم‌ و اي‌ بسا غير مسلمين‌ نيز ديده‌اند كه‌ چگونه‌ از سر و پشت‌ كودكان‌ خردسال‌ در اثرجراحت‌ ناشي‌ از اصابت‌ چاقو و زنجير و غيره‌ خون‌ جاري‌ مي‌شود و اين‌ عمل‌ در بعضي‌ موارد منجر به‌ مرگ‌ كودكان ‌مي‌شود. ما از شيعيان‌ مي‌پرسيم‌ آيا اين‌ اطفال‌ و بچه‌هاي‌ خردسال‌ به‌ سن‌ تكليف‌ رسيده‌اند، قبل‌ از اينكه‌ در كشتارگاههايي‌ كه‌ هر ساله‌ در ايران‌ و پاكستان‌ و نبطيه‌ در لبنان‌ بر پا مي‌شود شركت‌ داده‌ شوند؟ و آيا اين‌ عمل‌ چهره ‌اسلام‌ را مشوه‌ نمي‌كند؟ اينگونه‌ مراسم‌ هستند كه‌ آتش‌ اختلاف‌ ميان‌ جوانان‌ اهل‌ سنت‌ و تشيع‌ را شعله‌ ور مي‌كنند وموجب‌ حوادث‌ ناگواري‌ مي‌شوند كه‌ بعضاً جان‌ صدها تن‌ از دو طرف‌ را قرباني‌ مي‌كند. آيا اين‌ از دست‌ است‌؟ آياخداوند به‌ ما دستور داده‌ تا خودمان‌ را مجروح‌ كنيم‌ و خونهايمان‌ را بريزيم‌ و جانمان‌ را بدست‌ خودمان‌ بگيريم‌؟ آيا اين‌از شريعت‌ و يدن‌ خداست‌ يا از سنت‌ پيامبر اوست‌؟ اگر جانهايمان‌ را در ميدان‌ جهاد و هنگام‌ مقابله‌ با دشمنان‌ خداقرباني‌ كنيم‌ بي‌ ترديد شايسته‌ تبريك‌ و تحسين‌ هستيم‌، اما آنچه‌ كه‌ شيعيان‌ در مراسم‌ عاشورا انجام‌ مي‌دهند بدور از ميدان‌ نبرد با دشمن‌ و بدست‌ خودشان‌ انجام‌ مي‌گيرد. 
از شيعيان‌ مي‌پرسيم‌ مگر حسين‌ (رض‌) شهيد نشده‌ و مگر مأواي‌ شهدا بهشت‌ جاوداني‌ نيست‌؟ اگر چنين‌ است‌ «كه‌هست‌» پس‌ اينهمه‌ گريه‌ و زاري‌ براي‌ چه‌؟ و چه‌ سودي‌ دارند روايات‌ و نوحه‌ هايي‌ كه‌ احساسات‌ مردم‌ را برمي‌انگيزانند و آنها را به‌ شيون‌ و زاري‌ واميدارند مجلسي‌ در جلاء العين‌ ج‌2 ص‌468 مي‌نويسد: هر كسي‌ براي‌ حسين‌گريه‌ كرد و يا مردم‌ را گرياند و از چشمش‌ اشك‌ جاري‌ شد گرچه‌ يك‌ قطره‌ هم‌ باشد خداوند گناهانش‌ را اگر چه‌ اندازه‌كف‌ دريا هم‌ باشد، خواهد بخ