<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">حكم آواز و موسيقي در اسلام</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="folder" href="w:html:4.xml">قرآن و سنت پيامبر (ص) آواز و موسيقي را حرام و ممنوع مي‌دانند</a><a class="text" href="w:text:7.txt">حکم گوش دادن به سرودهاي اسلامي</a><a class="text" href="w:text:8.txt">معناي اشعار موجود در متن کتاب</a></body></html>حكم آواز و موسيقي در اسلام

مؤلف:
عبدالعزيز بن عبدالله بن باز<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:6.txt">قسمت دوم</a></body></html>به نام خداوند بخشند‌ه‌ي مهربان
قرآن و سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم آواز و موسيقي را حرام و ممنوع مي‌دانند. 

در مجله‌ي «الرائد» شماره‌هاي 68 و 67 از مقاله‌اي تحت عنوان «قرآن و سنت آواز و نوازندگي و استفاده از آلات موسيقي را حرام نمي‌دانند». به قلم ابوتراب ظاهري آگاهي يافتم. درباره‌ي آثار و اخبار و مستندات آن مقاله براي حلال شمردن آواز و موسيقي توسط مؤلف آن به پيروي از استادش (ابومحمد بن حزم ظاهري) بسيار انديشيدم. از گستاخي فراوان او همچون استادش ابو محمد درباره‌ي ضعيف دانستن احاديث تحريم آواز و آلات موسيقي و حتّي گستاختر از او، و ادّعاي ساختگي بودن اين احاديث شگفت زده شدم. 
و از اين هم شگفت آورتر حکم آنان به حلال بودن آواز و استفاده از همه نوع وسايل موسيقي مي‌باشد که درباره‌ي منع آنها آيات و احاديث و آثار زيادي از سلف صالح وجود دارد. از خداوند مي‌خواهيم که زبانمان را از سخن ناآگاهانه درباره‌ي احکامش پاک و سالم نگهدارد و ما را از حلال شمردن حرامهايش بدون دليل و سند مصون بدارد. 
اهل علم در گذشته اين گستاخي و بي‌پروايي ابومحمد را مذمت کرده و از وي بسيار خرده گرفته‌اند و او نيز در اين راه ناراحتيهاي فراوان کشيد. از خداوند مي‌خواهيم که از ما و او و همه‌ي مسلمانان در گذرد. خداوند بندگانش را از سخن بدون آگاهي درباره‌ي خودش بر حذر داشته و آنان را از حلال و حرام شمردن بي‌دليل اشياء منع کرده است. و حتّي اين کار را دام فريبنده‌ي شيطان دانسته و مي‌فرمايد:{قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}  الأعراف(33) 
«بگو : خداوند حرام کرده است کارهاي نابهنجار (چون زنا) را، خواه آن چيزي که آشکارا انجام پذيرد و ظاهر گردد، و خواه آن چيزي که پوشيده انجام گيرد و پنهان ماند، و (هر نوع) بزهکاري را و ستمگري (بر مردم) را که بهيچ وجه درست نيست و اينکه چيزي را شريک خدا کنيد بدون دليل و برهاني که از سوي خدا مبني بر حقانيت آن خبر در دست باشد، و اينکه به دروغ از زبان خدا چيزي را (درباره‌ي تحليل و تحريم و غيره) بيان داريد که (صحت و سقم آن را) نمي‌دانيد. 
و همچنين در جايي ديگر بيان فرموده:{وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلاَلٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ} (116) سورة النحل«(خداوند حلال و حرام را برايتان مشخص کرده است) و به خاطر چيزي که تنها (از مغز شما تراوش کرده و) بر زبانتان مي‌رود. به دروغ مگوئيد : اين حلال است و آن حرام، و در نتيجه بر خدا دروغ بنديد. کساني که بر خدا دروغ مي‌بندند، رستگار نمي‌گردند* و عذاب دردناکي در پيش دارند». 
و در جايي ديگر: يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ _ إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ} (169) سورة البقرة
«اي مردم از آنچه در زمين است و حلال و پاکيزه است (و خدا آن را تحريم نکرده و نفس انسان گوارا و خوشايندش مي‌داند) بخوريد. و پابه‌پاي اهريمن راه نيفتيد (و به دنبال شيطان روان نشويد) بي‌گمان او دشمن آشکار شما است او تنها شما را به سوي زشتکاري و گناهکاري فرمان مي‌دهد (و بديها را در نظرتان مي‌آرايد و شما را واميدارد بر) اينکه آنچه را نمي‌دانيد به خدا نسبت دهيد». 
خداوند در اين آيات بندگانش را از حرام و حلال شمردن بي‌جهت بازداشته و بيان مي‌دارد که زبان چرخاندن درباره‌ي او (و شريعتش) بدون آگاهي خطرناکتر از شرک است و هشدار مي‌دهد که شيطان دوست دارد مردم ناآگاهانه درباره‌ي خداوند اظهار نظرنمايند و با اين شيوه آيين و رفتار و جامعه‌ي آنان را دچار فساد و تباهي مي‌نمايد. پس بر هر مسلماني واجب است که از سخن جاهلانه بپرهيزد و پرواي خدا داشته و حريم حلال و حرام دين او را رعايت نمايد و لباس هوي و هوس را از تن در آورده و دنباله رو کور کورانه‌ي هيچ کس نباشد. بلکه با سبک قرآن و سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم به بيان حکم الهي براي بندگان خداوند بپردازد و هدفش نصيحت به راه او و بندگان صالح باشد و از کتمان علم بپرهيزد و به پاداش اخروي اميدوار باشد. از خداوند مي‌خواهيم ما و ساير برادران ديني را توفيق رهسپار شدن به اين راه که مسير اهل علم و ايمان است عنايت فرمايد و از شرّ زشتيها و گناهان به او پناه مي‌بريم چون بر انجام هر کاري تواناست. 
خواننده‌ي عزيز، به اميد خداوند تلاش مي‌کنم اشتباهات ابوتراب و استادش ابومحمد را يادآور شده و به بيان آيات و احاديث صحيح و آثار فقهي تحريم آواز و موسيقي بپردازم. و همچنين سخنان دانشمندان علوم ديني را در اين مورد به طور کامل و مفيد توضيح خواهم داد تا به راه راست رهنمون شده و زنگار شک و ترديد از قلبت که احتمالاً به علت نظرات امثال ابوتراب حاصل شده است پاک گردد. و تنها از خداوند کمک مي‌خواهيم و به او توکّل مي‌کنيم. و هيچ تغيير و دگرگوني جز با قدرت خداوند بزرگ و بلند مرتبه بوجود نمي‌آيد. 
ابوتراب مي‌گويد : «نتيجه‌ي مسئله اين است که آواز و موسيقي و گوش دادن به آنها مباح بوده و در شريعت اسلام هيچ دليل محکمي براي حرام دانستن آنها وجود ندارد و دلايل شرعي از دو اصل سر چشمه مي‌گيرد (قرآن، سنت) و غير آنها باطل و بي‌ارزش است. و هيچ مؤمني حق تجاوز از حريم الهي را ندارد..... تا آنجا که در مقاله‌اش گفته ...... حافظ ابومحمد بن حزم مي‌گويد : خريد و فروش شطرنج و تار و چنگ و ني و .... حلال است و هر کس آنها را بشکند ضامن بوده و بايد جبران خسارت نمايد مگر مجسمه (تصوير) که ضمان ندارد و قبلاً درباره‌ي حکم آن بحث شده بود». 
مي‌گويم ( نويسنده) : ابومحمد و پس از او ابوتراب درباره‌ي حلال شمردن آنچه خداوند از آواز و آلات موسيقي حرام دانسته اشتباه کرده‌اند. و آنان با اين حکم درهاي گناه و فتنه‌اي بزرگ را براي مردم گشوده‌اند و از سيره‌ي مومنان و عالمان به قرآن 